سرویس اجتماعی تبریز بیدار
چند هفته پیش بود اولین بار جلوی مسجد سالار شهیدان تبریز دیدمش، جوانی حدود ۲۵ یا ۲۶ ساله از بچه های پایگاه مسجد سالار شهیدان(ع) بود.
تند و تیز نفس زنان با چند جوان دیگر که لباس فرم بسیجی به تن داشتند کالن هایی را بار ماشین جلوی مسجد می کرد. آنقدر در کارش جدی بود که آدم را به ذوق می انداخت.
احساس مسولیتش به دلم نشست که رفتم جلو و خدا قوتی گفتم. برای گزارش میدانی از فعالیت مساجد گذرم آنجا افتاده بود که با آقای امین آهنگر زاده آشنا شدم.

می گفت از بچگی مسجد سالار شهیدان و پایگاه بسیج پاتوق همیشگی ام است تا اینکه چند روز قبل شنیدم به علت ابتلا به کرونا در قرنطینه است.
از بچه های مسجد شماره تماسی گرفتم و سراغش رفتم.
با اینکه بیماری در چهره اش مشخص بود اما همان روحیه بسیجی را داشت. گفت از روز اول خودم را برای این شرایط آماده کرده بودم می دانستم خطر در کمینم است اما سلامت هموطنانم و مسئولیتی که نام بسیجی بر گردنم داشت برایم مهم تر بود.
چند سرفه می کند و می خندد و می گوید آخر سر موقع ضد عفونی محلات کرونا لجش گرفت و خواست ریه هایم را ضد عفونی کند. طوری نیست و خوب می شوم و دوباره می روم به جنگ آن ویروس موزی….

من هم با او خنده ام می گیرد.
تعجب کرده ام از این همه سرزندگی و روحیه خستگی ناپذیرش.
می پرسم چطور شد تصمیم گرفتید داوطلبانه قدم در عرصه دفاع سلامت بگذارید.
می گوید:کادر درمان به سختی در مراکز درمانی مشغول فعالیت بودند و ما هم در اندیشه این بودیم که چگونه به این قشر زحمتکش کمک کنیم. نتیجه این شد که در راستای آگاه سازی شهروندان، ضدعفونی محلات و اماکن و توزیع اقلام بهداشتی هم در حوزه استحفاظی مسجد خود و هم در مناطق محروم و هم در مناطق پرخطر اعم از ایستگاه های تاکسی و پمپ بنزین ها و… اقدام کنیم.
از حس و حالش موقع خدمت به مردم پرسیدم.
گفت: حس و علاقه افراد برای مشارکت در امور اجتماعی متفاوت هست ولی شکر خدا که در جمع بچه های مسجد ما این شور و علاقه برای خدمت به خلق الله واقعا ستودنی است. حس زیبایی است وقتی فکر می کنی دوشادوش کادر درمانی و همه دلسوزان این مملکت در این جنگ بیولوژیکی شرکت داری واقعا حس خوب و افتخارآمیزی به انسان دست می دهد، این مشارکت و همیاری و فداکاری ها یادآور همه خاطرات خوب دلاورمردان از روزهای جنگ بود.

آقا امین تعریف خوبی از بسیج کرد، بسیچ همان خود مردم است و یا به عبارت بهتر مهربان ترین قشر مردم، بدیهی است که وقتی مشکلی پیش بیاد، بسیج پیشگام شود، اصلا شاکله فکری بسیج بر پیشگام بودن و حل بحران ها است.
مابین حرف های این جوان که سرفه و تب باعث شده چهره اش برافروخته شود، حرف های زیبایی نهفته است، مثلا این بخش از صحبتش عمق و معنای زیادی داشت که گفت : بی تعارف بگویم ما از وقتی عضو بسیج شدیم خودمان را آماده از این بدترهایش کردیم و اصلا این ها در مقابل زحمات شهدا و خصوصا جانبازان عزیز که سالیان سال روی تخت بیمارستان ها هستند، چیزی نیست، هزار بار هم اگه لازم باشه به تکلیف خودمان عمل می کنیم و من اولین روزی که توانستم سرپا شوم باز هم به پایگاه بسیج می روم تا هرکاری از دستم بر بیاید برای مردم بکنم.

از آقای آهنگر زاده می خواهم آخرین حرف هایش را بگوید که اینطور ادامه می دهد: باید از همه کادر درمانی به خصوص کادر درمانی بیمارستان سینا که کاملا دلسوزانه و با محبت فراوان و فرشته گونه از بیماران کرونایی مراقبت می کنند تشکر کنم، واقعا مدیون این بزرگوارانم. و از همه ملت عزیزم می خواهم اقدامات پیشگیرانه را رعایت کنند، این بیماری واقعا خطرناک و بیش از حد مسری است و خیلی از مبتلایان به علت عدم آگاهی کافی از بیماری خود آگاه نیستند که این نیازمند افرایش آگاهی است.
وی می گوید: بیاید با علم و آگاهی و اراده و عزم ملی دست در دست هم بدیم و با یاری خدا کرونا را شکست بدیم.
راستش این جوان بسیجی با اینکه بیمار بود اما چنان روحیه عجیبی داشت که از هم صحبتی با او واقعا لذت بردم و افتخار می کنم که سرزمینم ایران و تبریز قهرمان چنان جوانان برومندی را پرورش داده تا در مراحل حساس کشور پشتوانه ای برای ملت و کشورشان باشند.
گفتگو از صابر عیسی پور
تنظیم: سیده صفورا موسویلر
