یادداشت تبریزبیدار: رضا حبیب پور / شهری که به هر بیدی نمیلرزد و به هر سوی بادی نمی وزد.
و سکوت، منش بزرگان است که آن را به خوبی معنا میبخشد.
اینجا در صف نانواها و شلوغی متروهایش در میان مردمان زحمتکش و باغیرتش هنوز هم در اوج سرمای زمستانش میتوان گرمای وجود آل هاشم را احساس کرد.
مردمان اینجا طعم عدالت را با دسترنج دولتمردی چون مالک رحمتی چشیده اند..! سرداران اینجا چون باکریها خونشان را رنگین تر از سربازی ندیده اند.
اینجا تبریز است با حافظهای بلند مدت از مبارزه با طاغوت..!
تبریز ریش سفید و بزرگمرد تاریخ، چون سرو ایستاده و تکیه بر دیوار، با زخمهای خورده از دوران مشروطهاش هنوز هم خون میدهد اما در مقابل دشمنانش خم به ابرو نمی آورد..!
گریهها و اشکهای از سر شوق ستارخان، گواه بر پدران و مادرانی است که خاک خوردند و خاک ندادند.
این روزها تبریز، تبر به کمر وطن فروشان وارداتی زده است که تا عمر دارند قدشان راست نخواهد شد!
بزرگ منش ایران زمین، تبریز است که در این ماجراجوییهای چند خودفروخته، بزرگ منشانه ایستاد تا کوتولههای تازه به دوران رسیده دستشان را رو کرده باشند.
آری..
آذربایجان سر ایران است
و تبریز چشمان با بصیرت ایران
انتهای پیام/
