پیشدبستانی اجباری؛ عدالت آموزشی یا تحمیل هزینه به خانوادهها؟
آنچه دشمن را امیدوار میسازد، برجستهسازی اختلافات است/ دشمن بهدنبال پارهپاره شدن امّت اسلام است/ حکّام کشورهای منطقه دشمن واقعی را بشناسند و با آن مقابله کنند
ردیفهای بیروح؛ از مسطحسازی گلزار شهدا تا هندسه سکولار نورماندی
فعالیت ۲۵ اتوبوس برقی در تبریز همزمان با میلاد پیامبر(ص) آغاز میشود
رونمایی از طرح وقف شهید سلیمانی در آذربایجان شرقی
چهره پنهان تبریز؛ یک شهر و چند کیفیت زندگی / از مرزداران تا ملازینال؛ فاصله ای فراتر از خیابان ها
ایران برنده تفاهم اسلامآباد است / نرخ سوم بنزین بیش از ۱۰ هزار تومان نخواهد بود
دیدار فرماندهان سپاه با استاندار آذربایجان شرقییادداشت تبریزبیدار؛ علی مهتدی، سالیان پیش اگر بحث بر سر پروژه «یکسانسازی مزار شهدا وادی رحمت تبریز» بالا میگرفت، شاید عدهای آن را به حساب تفاوت در سلایق مدیریتی میگذاشتند. اما پس از آنکه رهبر شهید انقلاب صریحاً و علناً با این اقدام مخالفت کردند و آن را حرکتی نادرست خواندند، دیگر اصرار بر ادامه […]
یادداشت تبریزبیدار؛ علی مهتدی، سالیان پیش اگر بحث بر سر پروژه «یکسانسازی مزار شهدا وادی رحمت تبریز» بالا میگرفت، شاید عدهای آن را به حساب تفاوت در سلایق مدیریتی میگذاشتند. اما پس از آنکه رهبر شهید انقلاب صریحاً و علناً با این اقدام مخالفت کردند و آن را حرکتی نادرست خواندند، دیگر اصرار بر ادامه آن یا سکوت متولیان—بهویژه شهرداری تبریز بهعنوان متولی اصلی این قضیه و سازمان آرامستانهای این شهر—و سایر نهادهای انقلابی هیچ توجیه و منطقی باقی نمیگذارد. اصرار شهرداری تبریز و سازمان آرامستانها بر انجام این طرح، مسطحسازی سادهی چند سنگ مزار نیست؛ بلکه تن دادن به یک تغییر ریشهای در هویت زیستهٔ شهادت است.
برای درک ابعاد این خطر، کافی است سکانس افتتاحیه نجات سرباز رایان را به یاد آوریم: دوربینی که میان ردیفهای بینهایت و یکدستِ سنگهای مرمر سفید در گورستان نورماندی پیش میرود و نهایتِ این تصویرسازی غربی، زانو زدن کهنهسربازی بر مزار رفیقش است که با بغض میپرسد: «بگو ارزشش را داشت؟» این همان نقطهای است که هنر غربی بزرگترین بیانیه ضدجنگ خود را صادر میکند. در تفکر مدرن و سکولار، گورستانهای نظامی با ردیفهای موازی و پادگانی طوری طراحی شدهاند که با ایجاد «سکوت سنگین و ناامیدکننده»، آرمان و فداکاری را در هندسه بیروح خود ببلعند و به مخاطب القا کنند که جنگ تحت هر شرایطی حاصلی جز یأس و نیستی ندارد.
اما گلزار شهدای ما هرگز «قبرستان» به معنای غربی آن نبوده، بلکه تجلیگاه حیات سرخ است. همان حجلههای شیشهای آراسته به عکسها، وصیتنامههای دستنویس و پرچمهای متبرک، مزار شهدا را به بومِ زندهای از حماسه و امید مبدل کرده بود؛ فضایی که گواهی میداد شهدای ما زنده و ناظرند. با این حال، تخریب آن حجلههای بومی و صاف کردن کتیبههای فردی، خواسته یا ناخواسته، تزریق همان نگاه سکولار و بیجان غربی به حافظه تاریخی ماست. مسئولیتی که امروز متوجه شهرداری و متولیان است را نمیتوان پشت واژههایی چون «رضایت خانواده شهدا» پنهان کرد؛ خانواده شهدا تاج سر تمام ایرانیان هستند، اما مسئله تن دادن به یک معماری سکولار و ضدجنگ است که هویت شهادت را مسخ میکند.
اگر مدیران شهرداری تبریز و سازمان آرامستانها هنوز بر صواب بودن این طرح اصرار دارند، یک پیشنهاد ساده روی میز است: مسئولین بهصورت رندوم قدم به گلزار شهدای تبریز بگذارند و از مردم نظرخواهی کنند تا ببینند زائران از بخش سنتی و پرقصهی گلزار بیشتر حس معنوی میگیرند یا از بخش مسطح و یکسانسازیشده؟
مسئولینی که همچنان به یکسانسازی قبور شهدا معتقد هستند، بروند سر این قبور یک دقیقه سکوت کنند؛ قرائت فاتحه و زیارت عاشورا به شما نمیآید! هیچ رزمندهای بالای سر این معماری سکولار به رفیق شهیدش نمیگوید: «ارزشش رو داشت؟!»
انتهای پیام/
دیدگاهتان را بنویسید