جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است
مطالبه نیروهای شرکتی را به «پرداخت مستقیم حقوق» تقلیل ندهید
چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبین
نباید به اختلافات سیاسی و گسلهای قومی دامن زد
تهاجم دشمن آمریکایی به یک منطقه نظامی در تبریز
حاج عباس؛ پاسدار اقتدار ایران/ تولدی در معراج شهادت
فراخوان جذب 33 نیروی جدید در کمیته امداد آذربایجان شرقی
حمله تروریستی آمریکا به منطقه نظامی جنوب غرب تبریز / یک شهید و چند مجروح در ادامه گفتگوهای تفصیلی با کاندیداهای مجلس آینده، این بار به سراغ نظام الدین برزگری رفتیم. رفتیم. ریاست سازمان استاندارد کشور مهمترین سمت او بعد از انقلاب بوده است.
به گزارش تبریزبیدار، در ادامه گفتگوهای تفصیلی با کاندیداهای مجلس آینده، این بار به سراغ نظام الدین برزگری رفتیم. رفتیم. ریاست سازمان استاندارد کشور مهمترین سمت او بعد از انقلاب بوده است. آنچه می خوانید گفتگوی مشروح تبریزبیدار با برزگری است.
باسلام لطفا در ابتدا کمي از خودتان بفرماييد.
به نام خدا. بنده نظام الدين برزگري مشهور به صادق برزگري و متولد1331 هستم و قبل از انقلاب ليسانس گرفته و فوق ليسانس مديريت دارم و در بین سال های 1361 تا 1371 معاون بازرگاني آذربايجان بودم.
سال71 به اداره استاندارد منتقل شدم و تا سال 74 معاون استاندارد استان و پس از مدت حدود 2.5 سال دستور آمد که بروم به استانداردآذربايجان غربي و حدود 5.5 سال نيز در آذربايجان شرقي مدير کل استاندارد و مديرکل نمونه دستگاه هاي استاني انتخاب شدم.
نهايتا در سال 83 به عنوان معاون استاندارد ايران انتخاب گرديدم و سال 87 نيز مسئوليت استاندارد کشور تا سال 92 برعهده بنده بود.
از دي92 تا خردادماه 94 مشاور آقاي شريعتمداري معاون اجرايي رئيسجمهور بودم و بر اساس قانون انتخابات، براي حضور مشاورين نهادهاي دولتي و مقامات عاليرتبه بايستي مشاورين رئيسجمهور و معاونان وي استعفا دهند که من نيز بر اساس اين قانون استعفا کردم.
پسازآن اقشاري از همشهريانم در تبريز و تهران درخواست حضور من را در انتخابات مجلس شوراي اسلامي داشتند.
براي بررسي دقيقتر عملکرد دولتهاي گذشته در جمهوري اسلامي، از دولت سازندگي شروع کنيم، شما نقاط ضعف و قوت اين دولت را خصوصاً در آذربايجان شرقي در چه مي دانيد؟ عملکرد مديران مياني اين دولت خصوصاً در استان را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
در آن مقطع در اينجا مديرکل بودم و اين اعتقاد شخصي من است که بعد از جنگ ضرورت اين مسئله وجود داشت که به دليل خرابيهاي گسترده و مشکلات ديگر بايستي با در نظر گرفتن شرايط، توقعات جامعه را ازنظر رفاه بالا نبريم بلکه با آبادي خرابيهاي جنگ و رسيدن به يک ثبات، به اين مرحله دستيابيم.
خب بالاخره يکسري اقدامات انجام شد و واقعيت اين است که در آن دوره شاهد احداث تعداد زيادي از سدها، پالايشگاهها، جادهسازي و سرمايهگذاري گسترده در کشور بوديم و تقريباً تعدادي از پروژههاي مهم در آن دوره انجام گرفت. ولي نقدينگي واردشده به اقتصاد باعث اختلاف طبقاتي در جامعه شد که عليرغم پروژههاي گسترده عمراني باعث اين اختلاف طبقاتي در جامعه گرديد.
نگاه های سیاسی دولت اصلاحات باعث ایجاد بحران شد
دولت اصلاحات چطور؟
در دولت بعدي بيشتر بحثهاي سياسي انجام شد و به دليل شرايط ويژه پس از دوره سازندگي من همچنان مديرکل استاندارد آذربايجان شرقي بودم و در اين ميان مسائل سياسي حاکم بر ساير مسائل شد و مشکلاتي از آن لحاظ بر دولت وقت عارض گرديد.
به دليل نگاه سياسي در آن دوران هم از اطراف دولت و هم از بيرون يکسري از بحرانها در جامعه ايجاد شد.

نگاهتان به بحران 78 کوي دانشگاه تبريز چه بود؟ شما در آن دوره در تبريز بوديد نگاهتان به آن مسئله چگونه بوده و است؟
خب بههرحال در هر دوراني اينگونه اقدامات انجام ميشود و اکنون نيز حمله به سفارت عربستان نبايد شکل مي گرفت و گروههاي خودسري از هر جناح وجود دارند اما بايد تابع يکسري مقررات و قوانين باشد.
بسياري از من ميپرسند تو عضو کدام حزب راست يا چپ هستي و من ميگويم هيچکدام؛ شاخص براي من مقام معظم رهبري است و اگر هر طرف از اين دو جناح از نظرات رهبري افراط کنند، قطعاً نتيجه مناسبي نخواهد شد.
در آن دوره در دانشگاهها نيز يکسري اتفاقات خصوصاً در استان ما رخ داد که نبايستي اتفاق ميافتاد؛ و اکنون نيز ما آن را به شکل ديگري در قالب حمله به سفارت عربستان ديديم.
درست است که احساسات مردم از اعدام آيتالله نمر سخت جريحهدار شده بود، ولي راهحل جبران ناراحتي اين نبود که سفارت عربستان را آتش بزنيم. سفارت خانه محل امن کشورهاي تابعه هستند و هزينه سياسي اين مسئله ميتواند براي مملکت بسيار باشد.
پسازآن اتفاق 88 و قضيه سفارتخانه عربستان نبايستي به اين نحو به وقوع ميپيوست، حکومت آل سعود از داعش حمايت ميکند و خود يک داعش است ولي نبايد سفارتخانه را آتش بزنيم.
اطرافیان خاتمی باعث شدند تا مردم به سمت اصولگرایان بیایند
روي کار آمدن آقاي احمدينژاد را در سال 84 و پس از 8 سال حکومت اصلاحات چگونه ميديديد؟
در اطرافيان رئيس دولت اصلاحات، يکسري افراد مثل آقاي مهاجراني وجود داشتند که شرايط را به جايي رساندند کساني که در خارج عليه نظام صحبت ميکردند، مردم ديدند که اينها در حال دهن کجي به اصول و ارزشهاي نظام اسلامي هستند و اين باعث شد قشر اصولگرايان رأي مردم را بهدست آورد.
اصولگرايان که شاخههاي متعددي همچون قاليباف و لاريجاني را داشتند؟
آنها بعداً آمدند و شرايط به گونهاي رخ داد که آقاي احمدي نژاد در جهت دفاع از ارزشها و اصول پيروز شد.
اما پس از مدتي نتوانستند آن را حفظ کنند و آنگونه که اين مسير به جلو مي رفت متوقف شد که نمونه آن را انتخاب مشايي به سمت معاون اولي رئيس جمهوري ميتوان ديد که مقام معظم رهبري نسبت به وي نظرمساعدي نداشت.
من در همه اين دولتها مدير بودم و همه اينها را به عينِ ديدهام و امروز اگر يک سري مشکلات وجود داشته باشد به دليل عملکرد اين دولتها در اين سو و آنسو است که اگر در صورت تبعيت اين دولتها از خط مقام معظم رهبري، حرکت کنيم اين مسائل به وجود نميآيد که مثال آن در شعارهاي اقتصادي مقام معظم رهبري در هر سال در يک دهه اخير است.
اگر معيار ما مقام معظم رهبري باشد، ايشان تخصيص داده است که اقتصاد مقاومتي بايد اجر شود، نقش اقتصاد مقاومتي در چند سال اخير کجاست؟ تلاش و همت مضاعف وجود ندارد که همه اين مسائل در همه دولتها شکل مي گيرد.
چندماه بدون مدیر و سرپرست بودیم
چه شد که در سال 87 به سمت رياست سازمان استاندارد انتخاب شديد؟
من تابه حال در دولتهاي پيشين نديده بودم که دولتي بدون انتصاب سرپرست پس از کنار گذاشتن مدير، سازمان را به حال خود رها کند. در اواخر سال 87 بنده معاون آقاي ناظمي اردکاني در سازمان ملي استاندارد بودم که با رفتن وي به استانداري قم، سازمان ملي استاندارد به مدت 3 ماه بدون سرپرست و يا جانشين ديگري ماند و ما 5 تن از معاونين کارها را انجام ميداديم که اين نقطه ضعفي در دولت آقاي احمدينژاد بود.
در خرداد 87 به آقاي عبدالحميد ثمره هاشمي، از سوي وزير صنايع وقت بدون تخصص کار در سازمان استاندارد حکم سرپرستي صادر ميشود که پس از مطالعه و تحقيق درباره وجود ساختاري تخصصي در سازمان استاندارد، حکم انتصاب خود را پس ميدهد.
پس از مدتي آقاي داوودي معاون اول دولت نهم، پس از معرفي بنده به عنوان مديري باسابقه به وي، حکم سرپرستي بنده را تا مهرماه 87 صادر کردند و در آن مقطع چندماهه سرپرستي به دنبال نفر ديگري به را تصدي رياست سازمان بودند.
آقاي داوودي در نهايت با بررسي و ارزيابي سوابق بنده در 24 مهرماه 87 حکم رياست موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران را ابلاغ کردند.
با یک پرینت متوجه عزل خودم شدم
شما پس از سفر چند روزه با آقاي احمدي نژاد به ارمنستان، ديگر به جلسه شوراي عالي استاندارد نرفتيد؟ آيا اختلافي در ارمنستان رخ داد؟
زمينه اين مسئله قبل از سفر ارمنستان وجود داشت و به دليل عدم عضويت در احزاب سياسي به کار و تخصص خودم بسيار اهميت ميدهم و قبل از آن دستورات غيرقانوني از دفتر آقاي رئيس جمهور به بنده ابلاغ ميشد که شايد با انجام آن مشمول الذمه ميليونها نفر از مردم ايران ميشدم.
مصداقي اشاره ميکنيد؟
مثلاً واردات خوراک دام با رقم زياد که در خوزستان با نمونه برداري مشخص شده بود مشکل دارد و وارد کننده نيز با مراجعه به مجلس و دولت توصيههاي گوناگوني به من ميکرد که در نهايت توصيه از طريق نهاد رياست جمهوري انجام شد که ادعا ميکردند اگر اين محصول را بشوييد سم آن از بين ميرود، ما نيز گفتيم اين نظر کارشناسي متخصصين اين سازمان است و اين امر امکان پذير نيست.
من هرگز براي حفظ اين ميز با تماس از دفتر رئيس جمهور يا هرجايي ديگر اقدام غيرقانوني انجام نميدهم که در نهايت از طريق دبير دولت پيامهايي به ما رسيده بود که شما با اقداماتي باعث ناراحتي رئيس جمهور و معاون اول شدهايد. در واقع ناراحتي رئيس جمهور نيز از ما اين بود که در مدت مذکور رياست بنده بر سازمان استاندارد در شوراي عالي استاندارد شرکت نکردم.
در روز جهاني استاندارد که روساي جمهور در سراسر کشور اين روز را جشن ميگيرند، علي رغم دعوت ما از رئيس جمهور وقت از چندين ماه پيش، وي به هيچ کدام از مراسم ما نيامدند و احساس من اين بود که ايشان دل خوشي از من ندارد.
يک روز صبح مديرکل روابط عمومي سازمان با پرينتي از اخبار رسانهها به دفتر من آمد و گفت که شوراي عالي استاندارد با اجماع آقاي مهدي خورشيدي را به جاي شما منصوب کرد. من نيز گفتم: انشا الله خير است.

شما چرا به شوراي عالي استاندارد نرفته بوديد؟
علي رغم اينکه من دبير شوراي عالي استاندارد بودم مرا به آن جلسه دعوت نکرده بودند و من خبري از تشکيل جلسه نداشتم.
پشت سر قضیه برنج های آلوده هندی مافیا وجود داشت
قضيه برنج آلوده هندي از اين مسائل جنجالي در دوره مديريتي شما بود که منتقدين شما به اين باورند که در اين قضيه علي رغم اجماع آلوده بودن برنجهاي هندي شما يک تنه در برابر اين نظر ايستاديد و گفتيد که اين برنجها آلوده نبوده است؟
در قانون آمده است که آزمايشگاههاي وزارت بهداشت و سازمان ملي استاندارد آزمايشگاههاي مرجع کشور هستند و اينکه يک آزمايشگاه خصوصي با نمونه گيري از برنجي که از کانالها و مبادي مرزي غيرقانوني وارد کشور ميشود، مدعي شود اين برنجها آلوده بوده است، قطعاً قضيه به گونه ديگري است.
احتمال ديگر اين بود که موارد آزمايشي آزمايشگاه بخش خصوصي از برنجهايي بوده است که از پاکستان و به صورت تک لنج دهها و صدها کيسه برنج آلوده خارج از حيطه سازمان استاندارد وارد کشور ميشد.
پس از اين ماجرا، با تشکيل تيم ويژهاي با حضور 10 تن از افراد از جمله مديرکل حراست سازمان استاندارد و پژوهشگاه صنايع غذايي، آنان را قسم دادم که تحت نفوذ هيچ کس نباشيد، اگر آلوده و آلوده نباشد صريح و صادقانه اعلام کنيد.
پس از 67 مورد نمونه گيري از مبادي رسمي در کشور، با صورت جلسههاي رسمي در نمونهها اعلام شد در برنجهاي هندي و پاکستاني آلودگي وجود ندارد که به احتمال زياد پشت اين ماجرا بحث مافيايي وجود داشت.
پس از دهان به دهان گشتن موضوع آلودگي برنجهاي وارداتي برنج در بازار کشور 2000 تومان گران شد که بسياري با سو استفاده از اين قضيه هزاران تن برنج انبار کرده داخلي خود را با قيمت گزاف فروختند.
سازمان استاندارد بدون نگاه به پشت پرده اين مسائل، وظيفه قانوني و تخصصي خود را انجام ميداد.
چرا اجازه نداديد آزمايش برنجهاي آلوده به آزمايشگاه کشورهاي خارجي و انرژي اتمي علي رغم نظر کميسيون بهداشت مجلس ارسال شود؟
خير کميسيون بهداشت رفتند و ديدند و آنان نيز تحت تأثير قرار گرفته بودند، انرژي اتمي نيز از نظر آلايندگيهاي اتمي و اورانيومي آزمايشگاه مرجع ماست وگرنه بر اساس قانون آزمايشگاه هاي وزارت بهداشت و سازمان استاندارد آزمايشگاههاي رسمي و قانوني هستند.
عمده انتقادات شما به دولت گذشته، سياسي کاري، فشار از بالا و کار غير کارشناسي و خلق الساعه بوده است که طرف مقابل شما نيز عزل شبانه آقاي پور هاشم را در اين باره مطرح ميکنند. اين مقايسه را قبول داريد؟
آقاي پور هاشم در قضيه برنج آلوده قهرمان بازي کرد و به من گفتند وي که مأمور وزارت نيرو در سازمان استاندارد بود را عزل کنم که پس از يکسان از پايان خدمت، به وزارت نيرو بازگشت.
قضيه عزل شبانه در کار نبوده و آقاي محرابيان به بنده فشار ميآورد که اين فرد اين مسائل را مطرح کرده که من مخالفت کردم که ما در نمونههاي ادعايي آقاي پورهاشم، نتايج قبلي آنان را به دست نداد و نشان داد در پشت صحنه کارهاي ديگري در جريان است.
احمدی نژاد دستور داد تا برگردم
شما با انتصاب آقاي خورشيدي رفتيد و با عزل وي به سازمان استاندارد برگشتيد؟
پس از عزل از سازمان استاندارد، من تمام ارتباطاتم را قطع کردم و بر اساس توجه به منافع نظام در طول 32 سال خدمت در نظام اسلامي، کسي نميتواند ادعا کند که اين فرد به دنبال رانت و منافع شخصي و ثروت اندوزي خود بوده باشد.
پس از رفتن آقاي خورشيدي به سازمان استاندارد، 47 نفر از نمايندگان مجلس به آقاي رئيس جمهور نامه نوشتند و با گلايه از عدم تخصص وي، تنها تخصص وي را “داماد رئيس جمهور بودن” ذکر کردند.
پس از عزل من مراسم توديع و معارفهاي را هماهنگ کردند و گفتند شما ميخواهيد چند نفر را دعوت کنيد؟ من هم گفتم هيچ کس. من ميآيم از همه کارکنان و همکاران در سازمان خداحافظي کنم و شرط کردم در صورتي ميآيم که همه همکاران در مراسم باشند.
آن مراسم را به هفته بعد به تعويق انداختند که عملاً برگزار نشد و يک روز پس از آن در تماسي از دفتر آقاي رئيسجمهور، به من گفتند که ” آقاي رئيس جمهور ميگويد آقاي برزگري فردا برود سرکار، آقاي خورشيدي نميآيد”
من گفتم من سمت را تحويل دادهام و آقاي خورشيدي هم تا حدودي مستقر شده و من نميرم. پس از قطع تماس دوباره از دفتر رياست جمهور زنگ زدند و گفتند که آقاي رئيس جمهور با ناراحتي شديد از حرف شما گفته “آقاي برزگري تاکيدا فردا به سر کار رود”
من هم وقتي ديدم اين لحن صحبت رئيس جمهور، حکايت از يک دستور اداري با تهديد است گفتم اگر رئيس جمهور تاکيد دارند من ميروم.
در سازمان نيز از من پرسيدند چرا برگشتي؟ من هم گفتم بر اساس تاکيد مجدد آقاي رئيس جمهور.

چرا اين رفتار را تهديد حساب کرديد؟
بالاخره من با رفتار آقاي احمدي نژاد آشنايي داشتم و اينکه گفتند رئيس شديداً ناراحت شده و سپس کلمه تاکيدا استفاده شد حکايت از تهديد ضمني اداري داشت. کسي که خودش را سرباز نظام اسلامي ببيند فراز و و نشيب ندارد.
در 4 آذر 92 حکم رياست 3 ساله براي شما ابلاغ ميشود و آقاي نوبخت نيز از تداوم رياست شما بر سازمان استاندارد سخن گفتند. پسازآن در 27 آذر همان سال حکم رياست جديد صادر مي شود
نه در دولت يازدهم مسئوليت سازمان استاندارد را به معاون اجرايي رئيس جمهور سپرده بودند و هم اکنون هم اين سازمان تحت نظر معاونت اجرايي رئيس جمهور است و آقاي نوبخت نقشي در اين سازمان ندارد.
آقاي شريعتمداري معاون اجرايي رئيس جمهور به دليل تقاضاي بازنشستگي از سوي من، به دليل اصرار من بر بازنشستگي و اصرار آقاي شريعتمداري بر ماندن من، نهايتاً در 28 آذر خانم پيروز بخت به عنوان رئيس سازمان استاندارد منصوب ميکنند و در 25 آذر با درخواست بازنشستگي من موافقت ميشود.
می خواهم تجربه هایم را در اختیار مردم تبریز قرار دهم
چه شد که از تبريز کانديداي انتخابات شديد؟
از آنجا که من بيش از 20 سال در تبريز در سازمان استاندارد کار کردهام و تجربههاي فراواني در آذربايجان شرقي (و اردبيل پيش از استان شدن)دارم و دوستان و آشنايان نسبت به اينجانب لطف داشته و خواستار کانديداتوري بنده شدند.
تناقضي بين بازنشستگي با نماينده شدن شما پس از 32 سال وجود ندارد؟
من بازنشستگي را تغيير نوع کار تلقي ميکنم و کمتر کسي در سازمانهاي دولتي وجود دارد که بيش از دو دهه در سمتهاي مختلف مديريتي در تبريز و تهران حضور داشته باشد.
من تجاربي را که در جمهوري اسلامي به دست آوردهام را بايد در جايي به کار بندم و با رياست سازمان بازنشسته شدم و حقوق موجود ميتواند کفاف ادامه زندگي مرا بکند. من اعتقاد دارم که تا جان داريم در نظام اسلامي جمهوري اسلامي کار کنيم.
شما در زمان رياست سازمان استاندارد کشور چه اقداماتي براي استان و شهر تبريز انجام داديد که مردم رغبتي براي رأي دادن به شما داشته باشند؟
اولين آزمايشگاههاي تشخيص طبي بخش خصوصي را ما از تبريز آغاز کرديم و پس از آن در زمان مديرکلي بنده ساختمان سازمان استاندارد را ساخته و تجهيز کردم.
پس از انتقال به تهران، به چرات ميتوان گفت يک سوم آزمايشگاههاي سازمان استاندارد در کشور تجهيز نشده بود و ما پس از آن مجهزترين آزمايشگاههاي شمال غرب کشور را در تبريز ساختيم.
براي آموزش مسئولين کنترل کيفي سازمان استاندارد، مجوز مرکز آموزش علمي کاربردي سازمان استاندارد را احداث کرديم و پژوهشگاه استاندارد را با مجوز وزارت علوم و با بودجه جداگانه با 84 نفر هيئت علمي به راه انداختيم که اولين شعبه آن را در تبريز ايجاد کرديم.
اصولگرایان و اصلاح طلبان من را دعوت کردند
اخيراً اخباري منتشر شده که در ساختمان هم ميهن تهران متعلق به آقاي کرباسچي، نام حدود 10 نفر براي ليست اصلاح طلبان تبريز ارائه شده که نام شما در ميان آن کانديداها وجود داشت. اين مسئله را تائيد ميکنيد؟
من آن ساختمان را نمي شناسم(خنده). هم از طرف اصولگرايان و اعتدالگرايان دعوت به ليست شدهام ولي جدي مي گويم که من اطلاعي از خبر شما ندارم ولي يکسري تفکرات دارم که جدا از جناحهاي سياسي تعلق خاطر به اصول انقلاب و اصلاح گرايي دارم.
من ميتوان براي اصلاح گرايي و بهبود امور، دهها روايت و حديث را براي شما قرائت کنم که اين تفکر من است. پس من فردي فرا جناحي هستم که بسياري از جناحها علاقهمندند من به سمت آنان بروم و در ليست آنان باشم.
من در تهران با اصولگراياني مثل آقاي باهنر و آقاي بادامچيان آشنايي دارم ولي اين خبر شما را نشنيدهام و افراط و تفريط در اصولگرايي و اصلاحطلبي از نظر من مطرود است و قبول ندارم. اصول و اصلاح گرايي جزء مشي کار من است و آقاي شريعتمداري معاون اجرايي رئيس جمهور درباره من گفت: من شما را اصولگراي اصلاح طلب ميبينم.
من 4 سال مشاور عالي فراکسيون توسعه صادرات غير نفتي مجلس هشتم بودم و هدف من اين است که اين تجارب را به کار ببندم.
آنگونه نميشود که براي تصويب ارائه يک طرح در مجلس شوراي اسلامي در راهروهاي آن از نمايندگان امضا جمع آوري شود و بايد براي قانون گذاري از استانداردهاي لازم و از تجربه اقدامات مثبت گذشته استفاده کنيم که متأسفانه اين مسئله در روند امور فعلي کشور جاري و ساري نيست.
شعار و برنامه شما براي انتخابات چيست؟
قطعاً پس از 30 سال کار در مجموعه مديريتي، مطالعات ميداني در زمينه اشتغال، بيکاري، حاشيه نشيني و اعتياد برنامه و راهبرد براي حل آن پيش بيني کردهام و اطلاعاتمان از اين وضعيت نهادها و سازمانها خوب است.
تبريز به عنوان شهر جهاني فرش مطرح است بايد از اين پتانسيل استفاده کنيم. اولين کارخانههاي کشور در تبريز ايجاد و ساخته شدند ولي ميخواهند آن را واگذار کنند.
ايجاد اشتغال، توسعه صنعتي استان، مشکل جوانان، توليد و کار جوانان از جمله اهداف من است. مگر نماينده کار ياب است که به اطرافيان و آشنايان خود در ستادهاي انتخاباتي کار بدهد؟ نماينده اي که کار ياب است ارزشي ندارد و نماينده بايد کارآفرين باشد و براي هزاران نفر کار ايجاد کند.
انشا الله اين برنامهها را مدون کرده و در اختيار مردم و رسانهها قرار ميدهيم.
با تشکر از وقتي در اختيار ما قرارداديد.
متشکرم. خسته نباشيد.
دیدگاهتان را بنویسید