مهران، جاده بیقراری برای مسیر اربعین
آچار فرانسه هسته ای
عزت ایران، میراث ماندگار شهدا / مهندس مکانیک که آگاهانه لباس سبز پاسداری به تن کرد
اعزام کاروان مردمی «از آذربایجان تا خلیج فارس؛ جان فدای ایران» از تبریز
جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است
مطالبه نیروهای شرکتی را به «پرداخت مستقیم حقوق» تقلیل ندهید
چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبین
نباید به اختلافات سیاسی و گسلهای قومی دامن زدنميتوان تنها از مردم خواست تا در مصرف آب صرفه كنند و مشكل كم آبي حل شود زيرا اگر اقدامات اصولي در بخش كشاورزي انجام نيابد در آينده در ايران بحران آب نوشته خواهد شد اما بحران مديريت خوانده خواهد شد.
سرویس اجتماعی تبریزبیدار؛
در سالهاي اخير خصوصا اين دو سال آخر هشدارهايي مبني بر كمبود جدي آب در ايران چه در تبليغات تلويزیونی و چه در تبليغات هاي محيطي شهري بسيار پر رنگ شده است و تقريبا همه ي مردم ايران ديگر باور كرده اند كه واقعا دچار كمبود آب شده ايم كه اين تبليغاتهاي گسترده و البته ديدن تصاوير سدهاي خالي و كم شدن دبي اغلب رودخانه هاي شهر و يا روستا و هم چنين كمبود نزولات آسماني مردم را به به عينه متوجه اين بحران كرده و به سمت كم مصرف كردن آب سوق داده و كمتر جمعي ميتوان يافت كه در آن از صرفه جويي در مصرف آب بحث نشود،آيا اين مسله و كم مصرف كردن و صرفه جويي در مصرف آب به تنهايي كافيست؟و ميتوان اين بحران جدي آب را تنها با صرفه جويي در آب مصرفي خانوارها پشت سر گذاشت؟پاسخ به اين سوال اساسي نيازمند بررسي آمارهاي مصرف آب و يافتن بيشترين بخشي كه هدر رفت آب داردامكانپذير هست.
سالانه حدود نود و پنج ميليارد متر مكعب آب در ايران مصرف ميشود كه به گفته ي آمارهاي موثق حدود نود الي نودو دو درصد آب مصرفي در كشور در بخش كشاورزي مصرف و پنج الي هفت درصد در بخش آب شرب خانگي و حدود يك الي دودرصد هم در بخش صنعت مصرف ميشود.

حال نگاهي گذرا به بازده و هدر رفت آب در هريك از بخش هاي ياد شده ميتواند واقعيتهايي را آشكار سازد كه قابل تامل و تكان دهنده ميباشد:از نود درصد آب مصرفي در بخش كشاورزي كه حدود هشتاد و شش يا هشتادو هفت ميليارد متر مكعب از نود و پنج ميليارد متر مكعب كل مصرف كشور ميباشد در بهترين شرايط با ده الي بيست درصد بازده يكي از بد ترين بازده ها را داريم،بطوري كه با يك حساب سرانگشتي ميتوان گفت كه در حوزه ي كشاورزي از هشتادو هفت ميليارد متر مكعب آب مصرفي چيزي حدود شصت ميليارد متر مكعب هدر رفت داريم كه بيش از شصت درصد آب مصرفي كشور را شامل ميشود،كه در مقايسه با پنج يا شش ميليارد متر مكعب مصرف آب شرب مقدار بسيار زيادي ميباشد.
در واقع ميزان هدر رفت آب مصرفي كشور چيزي بيش از ده برابر ميزان آب مصرفي در بخش خانگي يا همان آب شرب ميباشد،كه با توجه به آمارهايي كه از طرف مسولان ارايه ميشود و در مقايسه با آمارهاي جهاني اين نتيجه حاصل ميشود كه ما در ايران دو برابر متوسط جهاني آب مصرف ميكنيم كه اگر اين گفته را مبنا قرار دهيم و از پنج يا شش ميليارد متر مكعب نصف آن را ضروري دانسته و بقيه را هدر رفت فرض كنيم متوجه ميشويم كه در بد ترين حالت ممكن سه ميليارد متر مكعب آب در كشور هدر رفت داريم كه البته بخش اعظمي از اين ميزان هدر رفت مربوط ميشود به تلفات آب در شبكه ي توزيع كه بدليل فرسوده بودن لوله هاي انتقال آب اتفاق مي افتد،و بايد براي به حداقل رساندن ميزان تلفات آب در بخش خانگي اصلاح و نوسازي شبكه ي توزيع آب در سراسر كشور بصورت جدي انجام گيرد.

بنابر اين بخش كمي از ميزان آب مصرفي در كشور با كنترل و آموزش و تبليغات هاي روزانه قابل صرفه جويي هست كه در صورت موفق بودن و فرهنگ سازي بموقع و اعمال قانو نهاي تشويقي و تنبيهي در اين رابطه فقط و فقط ميتوان دو درصد از كل مصرف آب كشور را صرفه جويي كرد.و همچنين بايد در اين حوزه با سرمايه گذاري كردن در بخش فاضلاب شهري و همچنين تصويه چند باره آب و بازگشت دوباره به چرخه ي مصرف از بين رفتن آب جلوگيري كرد.
درست است كه كشور ما يك كشور مصرف گرا هست كه اين تنها مربوط به حوزه ي آب نميشود بلكه دراكثر شاخص هاي مصرف ،ما در وضعيت نامناسبي قرار داريم به عنوان مثال در مصرف برق،دارو هاي خودسر،بنزين و…نيز همينگونه هست،اما كمبود آب با صرفه جويي در مصرف و اصلاح الگوي مصرف در بخش خانگي به هيچ وجه قابل جبران نيست،مهمترين بخشي كه هدر رفت آب در كشور داريم بخش كشاورزي هست و تنها با مديريت در اين حوزه ميتوان اين خشكسالي كه البته مختص كشور ما نيز نميباشد را به سلامت سپري كرد كه در غير اين صورت آنچه كه كارشناسان ايراني و موسسات و دانشگاه هاي خارجي پيش بيني ميكنند اتفاق خواهد افتاد و آن يك فاجعه ي ملي در حد نابودي تمدن ايران هفت هزار ساله خواهد بود و تبديل شدن بخش اعظمي از كشورمان به بيابانهاي بي آب و علف و غير قابل سكونت،حال تكليف چيست؟آيا همچنان دلخوش و اميد وار به فرهنگ سازي در صرفه جويي آب باشيم يا علاج كار جاي ديگري هست؟
بدون شك با استناد به آنچه گفته شد تنها بايد در بخش كشاورزي مديريت مصرف را به صورت اساسي دنبال كرد كه ديگر مانند حوزه ي خانگي نيست كه با فرهنگ سازي و درست كردن كليپ هاي تصويري بتوان تاثير گذاشت،كشاورزي در ايران هنوز به صورت سنتي انجام ميشود و اغلب با استفاده از روشهاي قديمي در آبياري همراه است كه همين مسله باعث هدر رفت آب در اين بخش ميشود در كشورهاي پيشرفته سيستمهاي آبياري هرچند سال يك بار و با پيشرفت تكنولوژي نو ميشود اما در ايران به دليل كم توجهي دولتها اين بخش به طور كامل به حال خود رها شده است.
در كشور هاي توسعه يافته معمولا همه ي آب مصرفي در بخشكشاورزي از طريق سيستمهاي انتقال تحت فشار(لوله گذاري)اانجام مي يابد كه كمترين هدر رفت آب را دارد،براي مثال در نهرهاي روستاهاي ما كه هنوز بستر آنها همچنان حتي بستر سازي مناسب نشده تا جلوي نفوذ آب را بگيرد بهمين دليل مقدار زياد آب در حين جريان يافتن به عمق هاي زيرين نفوذ و از دسترس خارج ميشود و همچنين در فصل تابستان و با توجه به تابش مستقيم نور خورشيد بخشي از آين آب مصرفي بخار شده و باز از دسترس خارج ميشود پس بايد هر چه سريعتر بجاي وقت تلف كردن براي برگزاري سمينارهاي اغلب بدون خروجي مفيد ، سرمايه گزاري هاي كلان در اين بخش انجام پذيرد و در تمامي روستاهاي كشور با لوله گذاري و استفاده از سيستم انتقال و آبياري تحت فشار و همچنين سيستم زهكشي مناسب كه تقريبا در هيچ كجاي ايران اجرا نشده از نفوذ آب به لايه هاي زيرين جلوگيري كرد و دوباره به چرخه مصرف بازگرداند تا تلفات اين بخش را به حداقل رساند و همچنين گذشته از سيستم انتقال در مسير ،بايد سيستم آبياري در زمينهاي كشاورزي نيز مطابق استانداردهاي جهاني و از روش سيستم آبياري قطره اي استفاده شود و بطوري كه براي هريك درخت يك شير آب تعبيه شود و همچنين براي هر زمين كشاورزي همينگونه از سيستم آبياري قطره اي كه اگر با آموزش و اجراي كامل به صورت اصولي انجام پذيرد حتي ميتوان راندمان بالاي هشتاد درصد را هم بدست آورد.

بنابراين با لوله كشي و سيستم آبياري قطره اي مي توان از هدر رفت به صورت نفوذ آب در لايه هاي زيرين و همچنين تبخير جلوگيري بعمل آيد،هم چنين با آموزش هاي مكرر و اصولي براي كشاورزان و اينكه كدام محصول از نظر ميزان مصرف آب اقتصادي ميباشد و كدام محصول اقتصادي نميباشد به بيان ديگر محصولي كه با كمترين ميزان مصرف آب بيشترين بازده را داشته باشد را انتخاب كرده و كشت نمايد،چندين بار وزير محترم كشاورزي در برنامه هاي تلوزيوني اعلام كرده كه خيار ميوه اي است كه آب بسيار زيادي نياز هست تا بعمل آيد اما در فلان روستاي فلان استان دور افتاده كه حتي از نظر وضعيت آب در شرايط بهتري قرار دارد كشاورزي كه سواد خواندن و نوشتن ندارد از كجا بداند كه خيار يك محصول غير اقتصادي از نظر ميزان مصرف آب ميباشد هم چنين وقتي حجتي در حضور رهبر معظم به ارايه ي گزارش در مورد كارنامه ي وزارت مطبوعش به يك نكته ي كليدي اشاره كرد و اظهار داشت: اگر ما تنها در توليد خيار و گوجه اين محصول ها را به سمت كشت گلخانه اي ببريم سالانه سه ميليارد متر مكعب ميتوان صرفه جويي كرد كه سه ميليارد متر مكعب تقريبا پنجاه درصد ميزان مصرف آب خانگي ميباشد كه فقط با تغيير كشت خيار و گوجه از كشت كنوني به كشت گلخانه اي امكانپذير ميباشد بنابراين بايد سرمايه گذاري ها به اين سمت هدايت شود تا تمامي محصولات كشاورزي و توليد آنها سازماندهي شود و با توجه به خيل بيكاران در اين رشته(كشاورزي)ميتوان ايجاد اشتغال در حوزه ي كشت گلخانه اي را فراهم آورد و همچنين قدمي اصولي در زمينه ي صرفه جويي در منابع آب برداشت.
همچنين با آموزش هاي بنيادين در بين روستاييان و تغيير الگوي كشت از محصولات آب دوست به محصولات مقاوم در برابر كم آبي ميتوان در اين بخش به پيشرفتهاي بسيار خوبي از منظر كنترل ميزان مصرف آب رسيد،و همچنين با توجه به ميزان آبخوان هاي مناطق كشور در بعضي از مناطق به هيچ وجه نبايد كشاورزي انجام پذيرد كه اين مسله را يك فردي كه درروستا و با كشاورزي امرار معاش ميكند نه ميداند و نه اين كار را قبول ميكند كه زمين هاي خود را بدون استفاده بحال خود رها سازد اما در اين بخش هم دولت بايد وارد عمل شده با تامين مالي فرد مورد نظر كه البته شايد رقم بسيار قابل توجهي براي بسياري از مناطق مختلف كشورباشد زمين هاي كشاورزي را رها كرد و بيش ازاين با برداشتهاي غير اصولي از سفره هاي زير زميني از بروز فاجعه جلوگيري كرد براي نمونه هم اكنون در بعضي از دشتها بدليل برداشت بي از حد از سفره هاي زير زميني كل دشت درحدود شصت سانتيمتر نشست داشته كه پديده اي بسيار خطرناك ميباشد و حتي اگر سالهاي تر سالي فرا رسند اين گونه دشتها ديگر هيچ وقت به حالت قبلي باز نخواهد گشت و همان سفره هاي زير زميني نيز هيچ گاه آبدار نخواهد شد و عملا همان پيش بيني ها به وقوع خواهند پيوست،اما در نگاه اول اين راهكارها بسيار بسيار پر هزينه و شايد غير قابل انجام باشد اما با توجه به ميزان ذخيره هاي آبي كشور و همچنين پيش بيني هاي كارشناسان و دانشمندان اين كارها بايد انجام پذيرد تا اين خشكسالي را به سلامت پشت سر بگذاريم در غير اين صورت فاجعه هاي غير قابل كنترلي در سالهاي آتي در انتظار فلات ايران خواهد بود،باتوجه به اين مسله انجام سيستم انتقال و آبياري تحت فشار(لوله گذاري)و انجام زهكشي هاي مدرن و آموزش كشاورزان يك امر اجتناب ناپذير خواهد بود كه البته نبايد آن را هزينه بر بدانيم درست هست كه هزينه ي سرسام آوري خواهد داشت اما بايد اين مسله را به عنوان سرمايه گذاري نگاه كرد نه اتلاف سرمايه زيرا شايد در چند سال آينده مجبور شويم با قيمتهاي بالا آب وارد كشور كنيم و همچنين واقعا شاهد نابودي تمدن ايران باشيم بنابراين بايد و بايد اين كار هرچه زودتر شروع شود ضمن اينكه با توجه به اين كه اين كار يك عمليات عمراني بسيار بزرگ ميباشد شايد بزرگترين عمليات عمراني كشور باشد ميتواند حجم عظيمي از بيكاران كشور را حتي در دور افتاده ترين نقاط ايران به كار گرفت و يك تكاني به ركود كشور هم داد،بطوري كه ميگويند در كشور آلمان پس از جنگ جهاني دوم با سرمايه گذاري و ايجاد بزرگترين و بهترين اتوبانهاي جهان آلمان را از ركود حاصل از جنگ جهاني دوم رهانيد.
بنابراين با توجه به آنچه گفته شد با اتصال به مراكز دانشگاهي و استفاده از تجارب كشورهاي توسعه يافته كه بحمدالله بعد از توافق هسته اي دست يافتني تر شده اين مهم را آغاز كرد،براي مثال در كشور امريكا در نقاط صعب العبوري كه امكان لوله كشي و يا استفاده از كاناهاي سرپوشيده بتني امكانپذير نيست از لوله هاي برزنتي استفاده شده هست كه قابليت بسيار زيادي در انتقال در نقاطي كه نميتوان لوله گذاري كرد دارد،بنابراين بدليل اهميت موضوع و ضرورت انجام اين كار بايد به صورت اصولي سرمايه گذاري كرد تا راندمان بخش كشاورزي را به حداكثر رساند كه اگر سالانه ازاين طريق بتوان از هشتاد مييليارد متر مكعب حدود چهل ميلياردمتر مكعب را صرفه جويي و ذخيره كرد ميتوان اميدوار بود كه ميشود از اين بحران جدي آب عبور كرد.
با توجه به آنچه گفته شد نميتوان تنها از مردم خواست تا در مصرف آب صرفه كنند و مشكل كم آبي حل شود زيرا اگر اقدامات اصولي در بخش كشاورزي انجام نيابد در آينده در ايران بحران آب نوشته خواهد شد اما بحران مديريت خوانده خواهد شد به عبارتي بحران آب در ايران نتيجه ي سالها بي مبالاتي و عدم برنامه ريزي دقيق و اصولي و دور بودن و فاصله گرفتن از كشورهاي پيشرفته در اين زمينه و عدم سرمايه گذاري مناسب در اين بخش و همچنين عدم نظارت واقعي بر ميزان برداشتها از سفره هاي زير زميني و…ميباشد كه همگي بيانگر بحران مديريت در طي سالهاي متمادي در اين حوزه هست.
دیدگاهتان را بنویسید