مردی که غریب بود؛

طوبی للغرباء

به دنبال حدیث تراشی برای کسی نیستم و منتقد مرده پرستی و بزرگ کردن آدمها پس از وفاتشان هستم. اما جفاست که در این سودای نمایندگی که همه جرتکه به دست مشغول رصد آرای انتخابات هستند، به خالق آثاری مثل “ایوب پیامبر(ع)، “مردان آنجلس” و “یوسف پیامبر(ع)” نپردازم.

یادداشت مهمان تبریزبیدار؛ مسعود زین العابدین

«إنّ الاسلام بدأ غریباً و سیعود غریباً فطوبی للغرباء.
فقیل: و من هم یا رسول‌الله؟

قال: الذین یصلحون إذا فسد الناس. إنّه لا وحشه و لا غربه علی مؤمن، و ما من مؤمن یموت فی غربته إلاّ بکت علیه ملائکه السماء، رحمه له، حیث قلّت بواکیه، و فسح له فی قبره بنور یتلألأ من حیث دفن إلی مسقط رأسه» (بحارالأنوار، ج۶۷، ص۲۰۰)

در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام میخوانیم:
اسلام با غربت آغاز شد و در آینده نیز غریب خواهد شد؛ خوشا به حال غریبان!

گفته شد: ای رسول خدا، غریبان چه کسانی هستند؟
فرمود: کسانی که وقتی مردم فاسد شوند، به اصلاح بپردازند. به یقین، وحشت و غربتی برای مؤمن وجود ندارد و مؤمنی نیست که در غربت بمیرد، مگر آن‌که فرشتگان آسمان از روی رحمت بر او بگریند؛ آنجا که گریه‌کن کم داشته باشد و قبرش را برای او با نوری که از مدفن او تا سرزمین مادری‌اش پرتوافکن است، گشاده گردانند.”

به دنبال حدیث تراشی برای کسی نیستم و منتقد مرده پرستی و بزرگ کردن آدمها پس از وفاتشان هستم. اما جفاست که در این سودای نمایندگی که همه جرتکه به دست مشغول رصد آرای انتخابات هستند، به خالق آثاری مثل “ایوب پیامبر(ع)، “مردان آنجلس” و “یوسف پیامبر(ع)” نپردازم.

صبح امروز، “فرج الله سلحشور” ، غریبانه دار فانی را وداع گفت. او غریب بود و این غربت، یک غربت گفتمانی بود نه غربتی به خاطر دوری از وطن. او غریب بود چون بر خلاف جریان رایج سینما و فیلمسازی ایران شنا میکرد. او به حق یک مبلّغ دینی بود و در میانه ی رقابت برای احیای فیلم فارسی های دوران طاغوت و ساخت فیلمهای سیاهی که شهروندان جمهوری اسلامی از حضور خانوادگی برای تماشای آنها ابا دارند، به روایت زیبائی ها میپرداخت.

امثال سلحشور در سینمای ما غریبند. حتی برخی از بازیگرانی که در فیلمهای امثال او بازی میکنند، اگر چه قدرت کارگردانی و نویسندگی آنها را باور دارند، اما با مرام آنها بیگانه اند و همیشه به نگاه اتهام به آنها می نگرند.
سلحشور ماهها بر بستر بیماری خوابید اما خیلی از آنهایی که باید به عیادتش می رفتند، چنین زحمتی به خود ندادند. اما فکر میکنم این جفا آنقدر برای او سنگین نبود. بزرگترین غصه ی او، نیمه کاره ماندن سریال حضرت موسی(ع) بود، که فیلمنامه آن توسط سلحشور در ۸۰ قسمت نوشته شده است. امیدوارم هم قطاران و رویش های سینمای دینی ایران، بتوانند این آرزو را محقق کنند.

خداحافظ کارگردان یوزارسیو!
خداحافظ غریب!

غریب سینمای ایران تو آموخته ای این خطاب نسبت به حضرت یوسف را که برادرانش گفتند: « یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَهٍ مُّزْجَاهٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَیْنَآ إِنَّ اللّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ»! اگر میهمان یوسف و ایوب و عیسی و موسی (علیهم السلام) شدی، نائب الزیاره ما هم باش!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.