شنبه / ۲۱ شهریور / ۱۴۰۵ Saturday / 12 September / 2026
×

پژوهشگر تاریخ اسلام اظهار داشت: پس از به قدرت رسیدن معاویه بیچارگی است عالم اسلام را فرا گرفت، خلافت رسول خدا تبدیل به سلطنت موروثی شد و حتی تا امروز هم این جریان های پست و پلید تکفیری و سلفی و وهابی حاصل یک چنین خیانتی بود که صورت گرفت.

  • دی 5, 1395
  • به گزارش تبریز بیدار ، صلح امام حسن مجتبی(ع) و معاویه از حوادث تاریخی است که بحث بر سر آن فراوان است و مهم ترین و حساس ترین بخش زندگی امام مجتبی (ع) که مورد بحث و گفت وگوی فراوان واقع شده است،  دشمنان اسلام حقیقی با تمسک به این واقعه در جهت درهم شکستن نهضتهای اسلامی قدم برداشته اند. بنابه سند تاریخ امروز ( 25 ربیع الاول) مصادف با این واقعه تاریخی است که رهبر انقلاب از آن به عنوان قهرمانانه ترین نرمش تاریخ یاد می کنند. دکتر محمد حسین رجبی دوانی مورخ، پژوهشگر تاریخ اسلام و استاد دانشگاه  در گفتگو با ما زمینه ها و واقعیت های صلح امام حسن و معاویه را بیان کرد. گفتگو تبریزبیدار  را با وی در ادامه می خوانید: 

    دلایل اصلی صلح امام حسن (ع) با معاویه چه بود؟ 

    امام مجتبی (ع) با هوشمندی توطئه مغرضانه ختم اسلام را خنثی کرد. از آنجا که مردم عراق با تغییر در ارزش‌های خود به دنیا توجه کرده و حاضر به همراهی با امام نبودند، امام حسن (ع) با سیاست پذیرش صلح کاری کردند که معاویه در هدف اصلی خود که همانا نابودی اساس اسلام بود، موفق نشود.

    در واقع امر، هیچ لزومی برای صلح وجود نداشت، چرا که معاویه یک جریان باطل نفوذ کرده در حاکمیت اسلام بود و باید از بین می‌رفت، ولی وقتی جامعه آمادگی آن را ندارد و حاضر نیست، رهبر حق را حمایت کند و دنیا طلبی بر مردم عراق چنان غلبه پیدا کرده که حاضر نیستند با آن وجود مقدس همراهی کنند و حاکمیت فاسد معاویه را که به نظر حقیر آنها دنیایشان را تامین می‌کند، ترجیح می‌دهند؛ لذا امام چاره‌ای ندارد، مگر اینکه با پذیرش صلح و واگذاری حاکمیت، نگذارد هدف اصلی معاویه یعنی نابودی اسلام عملی شود. 

    • شبهات متعددی در رابطه با صلح امام حسن (ع) مطرح می شود، اولین شبهه این است که ایشان داعیه خلافت نداشتند و فقط منتظر بودند تا خلافت را به معاویه بسپارند، این شبهه را چگونه تحلیل می کنید؟

    ببینید، آنچه که مسلم بوده این است که این شبهه دروغ و نارواست و نمی توان چنین مسئله ای را به امام حسن (ع) نسبت داد زیرا ایشان با صراحت فرموده اند: جز شمشیر بین ما و معاویه نباید حاکم باشد و برای مردم تبیین فرمودند: «اگر یار و یاوری می‌یافتم، حکومت را به معاویه واگذار نمی‌کردم؛ زیرا حکومت بر بنی امیه حرام است.»


    امام مجتبی (ع) بارها بر عدم صلاحیت معاویه برای خلافت تاکید دارند پس چگونه است که برخی چنین شبهاتی را مطرح می کنند؟ بی تردید امام هرگز به دنبال این نبوده که حاکمیت مسلمین را به معاویه واگذار کرده و مردم را به حال خود رها کند، زیرا امام حجت خدا بر روی زمین است، به عبارت دیگر یکی از شئون امام، مسئولیت اداره مردم است اما چون در زمان امام حسن مجتبی (ع)، مردم بر اثر دنیازدگی و شقاوت، ایشان را یاری نکردند و دنیا و حاکمیت معاویه را ترجیح دادند، امام چاره ای جز اینکه خلافت را به معاویه بسپارند، نداشتند و مجبور شدند صلح را بپذیرند، اگرچه با اصل آن در شرایط عادی موافق نبودند ولی به هر صورت راهی جز این وجود نداشت.

    • یکی دیگر از شبهاتی که مطرح می شود این است که عده ای نزد امام می آیند و می گویند ما با تو به شرط جهاد با ستمگران، بیعت می کنیم اما امام می فرمایند، هیچ شرطی غیر از کتاب خدا و سنت پیامبر را نمی پذیرم، به همین علت گفته می شود که ایشان تمایلی برای جهاد با ستمگران نداشته است. پاسخ شما در برابر این شبهه چیست؟

    این شبهه نیز کاملا بی جا و غیرقابل قبول است و نمی توان به آن اعتنایی کرد، این شبهات به این دلیل مطرح می شود که پژوهش دقیق و درستی پیرامون زندگي آن حضرت صورت نگرفته و همین امر سبب شده تا موجی از حرف های نادرست بیان شده و نشان دهند که خط فکری ایشان در برابر دشمن نسبت به پدر و برادرشان متفاوت بوده، حال آنکه اینگونه نیست. اینکه گفته شده امام میلی به جهاد با ستمگران نداشته اشتباه است، زیرا فردی به نام «قیس بن سعد» به خدمت امام رسید و گفت ما به با شما بیعت می‌کنیم به این شرط که شما با ستمگران جهاد کنید، امام نیز فرمودند: من جز کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) هیچ گونه شرطی را نمی پذیرم. به همین علت برخی این مسئله را دستاویز قرار داده تا بگویند امام(ع) میل به جهاد با ستمگران ندارد.

    حال آنکه اگر امام این شرط را می پذیرفت بازهم فایده ای نداشت چرا که ایشان هرگز نمی خواست کسی با گذاشتن شروطی خاص با ایشان بیعت کند، در حقیقت بیعتی که با شرط و شروط همراه باشد، درست نیست، این مسئله به عینه روشن است که امام و رهبر باید مطابق صلاحدید خود عمل کند. اگر مردم هریک با گذاشتن شروطی به بیعت تن دهند، آنگاه مثل این است که با امام بیعت نکرده اند بلکه به شرط انجام شروطشان، بیعت با حضرت را پذیرفته اند. طبعا این امر دست و بال امام را می بندد. از سوی دیگر ناگفته نماند که این حضرت تنها نباید به جنگ تن در می دادند، بلکه می توانستند با صلح نیز اهداف اسلام و مسلمین را پیش ببرند، کما اینکه ایشان با صلح اسلام را حفظ کردند.

    نقش یاران و صحابه در به وقوع پیوستن این جریان چه بود و پس از اقدام امام حسن (ع) چه واکنشی داشتند؟ 

    برخی از صحابه که کوتاهی‌های خاصی کردند و با امام همراه نشدند. برخی هم که همراه بودند، پذیرش صلح برایشان سنگین بود. لذا این‌ها حتی نسبت به امام جسارت کردند و مخالفت خود را به این شکل ابراز کردند که باعث تکدر خاطر امام (ع) بود. این‌ها هم اگر به موقع به وظیفه خود عمل می کردند، چنین اتفاقی نمی‌افتاد و امام مجبور نمی‌شدند این اقدام را انجام دهند. 

     همراهی نکردن مردم با امام حسن (ع) چه تاثیری در جامعه اسلامی برجا گذاشت؟

    نتیجه این جریان این شد که معاویه که نماد جریان فاسد ضد اسلامی اموی بود، در کل عالم اسلامی مستولی شد و انحرافات و بدعت‌های فراوانی گذاشت که از جمله آنها حاکمیت یزید لعنت الله و بیچارگی است که عالم اسلام را فرا گرفت. خلافت رسول خدا تبدیل به سلطنت موروثی شد و حتی تا امروز هم این جریان هایپست و پلید تکفیری و سلفی و وهابی حاصل یک چنین خیانتی بود که صورت گرفت. اثرات شوم اقدامات معاویه تا امروز در عالم اسلام باقی است.

      چرا ما امروز در شرایط صلح حسنی قرار نداریم؟

    رهبر انقلاب از چند سال پیش به این موضوع پرداخته و گفته اند که ما در شرایط بدر و خیبر هستیم، بدر و خیبر یعنی ایستادگی در برابر دشمنان و مقابله با هرگونه اقدامات ولو جنگ سخت است، اما متاسفانه برخی سیاسیون و مسئولان به این مسئله باور ندارند و برای توجیه کوتاهی های خود به خاطر ضعف در بینش و باور نسبت به قدرت مردم و مسلمین، شرایط امام حسن را مطرح می کنند یا برای توجیه مذاکرات خود به مواردی از ارزش های دینی اشاره می کنند که در حقیقت تفسیر به رای و برداشت غلط از تاریخ اسلام و سیره اهل بیت (ع) است.

    این در حالی است که رهبری به این برداشت های جاهلانه و غیرکارشناسی و فاقد مبنای دینی خرده گرفته اند، بنابراین بنده با صراحت می گویم که ما امروز در شرایط صلح حسنی قرار نداریم.

     اگر بخواهیم جریان صلح امام حسن (ع) را با تاریخ معاصر مقایسه کنیم، چگونه می‌تواند الگویی برای تاریخ سیاسی معاصر باشد؟ 

    هرگاه مردم در اثر خیانت خواص، نسبت به جریان حق و رهبری حق در جامعه‌ای بی اعتنا بشوند، این فاجعه خدای نکرده رخ خواهد داد که یک جریان فاسد و باطل بتواند بر مقدرات آنها غلبه کند؛ آنها را به تباهی بکشاند و باعث خراب شدن دین، دنیا و آخرتشان شود. 

    امام حسن (ع) در شرایط و موقعیتی به خلافت رسید که مردم به سبب جنگ های دوران حضرت علی (ع) از ادامه همراهی با ائمه اطهار و اهل بیت (ع) خودداری می کردند، زیرا خلفای پیشین آنها را به جنگ هایی عادت داده بودند که با غیرمسلمانان رخ می داد و در این جنگ، اگر پیروز می شدند، غنیمت های زیادی به چنگ می آوردند و زن و بچه ها را می توانستند به اسیری بگیرند، اما امیرالمومنین علی (ع) این گونه جنگ ها را متوقف کردند لذا وقتی مردم و لشکر امام حسن (ع) دیدند که امام نیز می خواهد با معاویه همانند دوران پدر خود مقابله کند، آن حضرت را رها کردند.

    فواید صلح امام حسن برای شیعه چه بود؟

    امام حسن با پذیرش صلح مانع نابود شدن امامت شد؛ چراکه معاویه تصور می کرد امام پیشنهاد او را نپذیرد و در جنگی که رخ می دهد، هم امام حسن(ع) کشته می شد و هم برادرش امام حسین(ع). لذا امامت در حقیقت با اقدام امام مجتبی(ع) حفظ شد و نشان داده شد که عزت در حکومت صالحان است و نه در حاکمیت جریان های فاسد و مادی همچون بنی‌امیه. امام حسن(ع) تلاش داشت تا این عزت برای جامعه حفظ شود، اما وقتی جامعه خود در اثر توجه به مصالح زودگذر دنیایی حاضر به یاری او نشد، عزت خود را از دست داد.

    نوشته های مشابه
    مدیرکل کمیته امداد امام خمینی(ره) آذربایجان‌شرقی مطرح کرد؛

    شناسایی نیازمندان دهک‌های پایین؛ اولویت کمیته امداد

    تقویت پیوند دانشگاه و صنایع دفاعی، اولویت اصلی ماست
    رئیس دانشگاه تبریز در اجلاسیه سالانه مجمع بسیج آذربایجان شرقی؛

    تقویت پیوند دانشگاه و صنایع دفاعی، اولویت اصلی ماست

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *