بازگشت شبح واگذاری به ماشینسازی
ریختوپاشهای دولتی متوقف شود
شناسایی نیازمندان دهکهای پایین؛ اولویت کمیته امداد
تقویت پیوند دانشگاه و صنایع دفاعی، اولویت اصلی ماست
دشمن به دنبال ایجاد بحران داخلی است
ضرورت بازنگری در سیاستهای علمی و فناوری
جنگ امروز، جنگ روایتها و ارادههاست
روحیه بسیجی، پشتوانه علم و پژوهشانقلاب مشروطیت از حوادث سرنوشت ساز تاریخ معاصر ایران است که علی رغم گذشت چیزی نزدیک به یک قرن از وقوع آن، بسیاری از ابعادش ناگفته و بدون پژوهش باقی مانده است.
سرویس فرهنگی تبریزبیدار؛
انقلاب مشروطیت از حوادث سرنوشت ساز تاریخ معاصر ایران است که علی رغم گذشت چیزی نزدیک به یک قرن از وقوع آن، بسیاری از ابعادش ناگفته و بدون پژوهش باقی مانده است.
صد و سه سال پیش، در چنین روزهایی(دهم دیماه ۱۲۹۰ خورشیدی)، شهید میرزاعلیآقا تبریزی، مشهور به ثقة الاسلام، در کنسولخانۀ روس به دار آویخته شد؛ به جرم مخالفت با حضور قوای اشغالگر روس در آذربایجان. روز اعدام او و هفتتن دیگر از مشروطهخواهان، برابر بود با عاشورای ۱۳۳۰ قمری.
ثقة الاسلام، افزون بر فعالیتهای سیاسی و حمایت بیدریغ از مشروطه، در میان دانشمندان دینی عصر خود نیز جایگاهی بلند داشت. او را از پیشگامان نسخهشناسی و کتابگزاری در ایران میدانند. کتاب مرآت الکتب وی، سرمشق و یکی از مهمترین منابع الذریعهی آقابزرگ تهرانی است.
ثقةالاسلام فرزند حاج میرزا موسی ثقةالاسلام در رجب 1277ق در تبریز متولد شد و پس از پایان تحصیلات مقدماتی در علوم دینی و حوزوی در سال 1300ق جهت تکمیل تحصیلات دینی خود راهی عتبات عالیات شد و در محضر درس شیخ محمدحسین فاضل اردکانی و شیخ زینالعابدین مازندرانی تلمذ کرده و به مقام اجتهاد نایل شده در سال 1308ق به تبریز بازگشت. ثقةالاسلام که عالمی روشن اندیش بوده مطالعاتی در مسایل سیاسی و اجتماعی داشت سالها در رفع اختلاف شیخیه و متشرعه در تبریز کوشید.
با آغاز جنبش مشروطهخواهی در صف مشروطهخواهان قرار گرفت. او همواره از افراط و تفریط در مسایل سیاسی دوری میکرد و از خودسریها و تندرویهای انجمنها و گروههای مختلف سیاسی در تبریز و آذربایجان سخت بیزاری میجست. با این احوال مورد احترام بسیاری از گروههای سیاسی مشروطهخواه بود.
در جریان بمباران مجلس شورای ملی و آغاز دوران استبداد صغیر که آذربایجان و تبریز در برابر حکومت محمدعلی شاه مقاومت میکرد، ثقةالاسلام که رویهای معتدل داشت واسطه بین حکومت مرکزی و انجمن ایالتی آذربایجان در تبریز بود. ثقةالاسلام بویژه نگران هجوم و تجاوز روس ها به آذربایجان در شرایط حل نشدن اختلاف فیمابین دولت مرکزی با مشروطهخواهان تبریز و آذربایجان بود.
ثقةالاسلام تلاش بسیاری کرد بلکه اختلاف دولت و انجمن ایالتی تبریز به صورت مسالمتآمیزی حل شده مردم آذربایجان از فشاری که به آنان تحمیل میشد رهایی یابند. در همان حال به شاه و حکومت مرکزی هشدار میداد جهت جلوگیری از گسترش بحران بار دیگر مجلس شورای ملی را افتتاح و نظام مشروطه را تجدید کنند. اما چنانکه دلخواه دو کشور روس و انگلیس بود بحران آذربایجان فروکش نکرد و به دنبال آن ارتش روسیه به بهانه خطرهایی که اتباع آن کشور در آذربایجان و تبریز را تهدید میکرد، در 9 ربیعالثانی 1327 وارد آذربایجان شد و تبریز را اشغال کرد.
مشروطهخواهان و دیگر مردم آن سامان تحت فشارهای عدیده روسها قرار گرفتند. بدین ترتیب مقاومت مردم در برابر روسها مدتها ادامه یافت. ثقة الاسلام در مخالفت با روس ها از پای ننشست.

ماجرای شهادت این روحانی بزرگوار، بسیار دلخراش است. «عصر روز نهم محرم ثقة الاسلام از خانه خود بیرون آمد تا به خانۀ دکتر علینقیخان برود. در ورودی کوچه، ودنسکی با یک افسر روسی از درشکه پایین آمد و پس از سلام به ثقة الاسلام گفت: کنسول روس سلام میرساند و میگوید جلسهای در کنسول است. چند نفر دیگر هم هستند. شما هم تشریف بیاورید. ثقة الاسلام خواست با درشکۀ دیگری برود، ولی ودنسکی گفت این درشکه را کنسول فرستاده و بر این سوار شوید و ایشان را سوار بر آن درشکه کردند و به کنسولخانه بردند.
آن روز ضیاء العلما و صادق الملک و آقا محمدابراهیم تفقایچی و حسن قدیر و پسران علی سید را هم گرفته بودند… در باغ کنسولخانه، در روز دهم محرم، روسها دستور دادند بر سر آنان ریخته، به کندن لباسهای آنان پرداختند و جز پیراهن و زیرشلواری همه را از تنشان درآوردند. گویا شیخ سلیم ایستادگی مینماید. کریم سرخابی با قمه ضربهای به بازوی او زد و او را زخمی کرد. ثقة الاسلام و برخی آهسته دعا میخواندند. ثقة الاسلام به همگی دلداری میداد و از هراس و غم ایشان میکاست. شیخ سلیم بیتابی میکرد. ثقة الاسلام گفت: این بیتابی بهر چیست؟ ما را چه بهتر از این که در چنین روزی به دست دشمنان دین کشته شویم؟
در روز اعدام كه مصادف با عاشورا هم بود، مشروطهخواهان تبریز، هر چه به مردم التماس کردند که بیایید امروز مقابل کنسولخانۀ روس عزاداری کنیم تا روسها بترسند و روحانی فاضل و مجاهد شهر را اعدام نکنند، افاقه نکرد. یکی از مشروطهخواهان نزد سردستۀ مهمترین هیئت قمهزنی تبریز رفت و گفت: روسها بیشتر از ۲۰۰ تفنگچی در تبریز ندارند. شما چندهزار نفرید. نگذارید این عالم جلیلالقدر را بکشند. سردستۀ قمهزنان گفت: اولارین تفنگی وار، آدمی اولدُرَللَر؛ يعنی آنها تفنگ دارند، آدم را میکشند!
سرانجام روسها او و چند تن ديگر از مشروطهخواهان آذربايجان را به دار آویختند؛ در حالی كه مردم شهر مشغول عزاداری و سینهزنی برای امام حسین(ع) بودند.
مقاومت و دلاوری که کسروی مورخ ضد دین و سرسپرده در وصف وی می نویسد: ثقة الاسلام تبریزی کسی بود که آبروی ایران و اسلام گشته و چوبۀ دار را خرید، ولی یک امضاء به دشمنان و اشغالگران در جهت تأیید این موضوع که مجاهدین آغازگر جنگ بودند، نداد.
دیدگاهتان را بنویسید