مسئولان به سو مدیریتها پایان دهند
مهران، جاده بیقراری برای مسیر اربعین
آچار فرانسه هسته ای
عزت ایران، میراث ماندگار شهدا / مهندس مکانیک که آگاهانه لباس سبز پاسداری به تن کرد
اعزام کاروان مردمی «از آذربایجان تا خلیج فارس؛ جان فدای ایران» از تبریز
جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است
مطالبه نیروهای شرکتی را به «پرداخت مستقیم حقوق» تقلیل ندهید
چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبینآقا نسبت به پدر و مادر بسيار سفارش ميكردند. ايشان يك بار، ضمن توصيه به احترام و رفتار نيك با پدر و مادر، خاطرهاي را بيان كردند و اشاره فرمودند كه، شايد اين موقعيتي كه براي من پيش آمده، حاصل آن دعایی باشد كه پدرم در حقّ من كرده است.
به گزارش تبریز بیدار ، در خجسته سالروز میلاد مولای متقیان حضرت علی (ع) سیره رهبر معظم انقلاب به عنوان الگوی مناسب جوانان در برخورد با والدین می تواند سرمشق خوبی برای آنان باشد. در این مجال خاطره ای از معظم له بازگو می شود که تاثیر رضایت والدین را در زندگی افراد به خوبی نشان می دهد.
احترام به پدر و مادر آقا نسبت به پدر و مادر بسیار سفارش میکردند. گاهی پیش میآمد در مواقعی که فرصت داشتند و محافظان در خدمت ایشان جمع بودند، بین دو نماز،مطالب اخلاقی مختلفی را میفرمودند (که حوزه نمایندگی سپاه ولیامر، مجموعهای از آن فرمایشات را چاپ کرد).
ایشان یک بار، ضمن توصیه به احترام و رفتار نیک با پدر و مادر، خاطرهای را بیان کردند و اشاره فرمودند که، شاید این موقعیتی که برای من پیش آمده، حاصل آن دعایی باشد که پدرم در حقّ من کرده است. زمانی بود که پدر ایشان ناراحتی شدید چشمی داشتند و آن موقع، آقا ساکن قم بودند. پدرشان را برای معالجه به دکتر برده و آخرش نتیجه این شده بود که باید یک نفر همیشه از او مراقبت کند و برای مطالعه و کارهای روزمره پدرشان، باید یک نفر به او کمک کند.
ایشان میفرمودند:”من یک احساس سرگردانی شدید داشتم و دو راه برایم ممکن بود؛ یکی، ادامه سکونت در قم، که بسیار علاقه داشتم در قم بمانم و به تحصیلم ادامه دهم و دوم، رها کردن قم و رفتن به مشهد و مراقبت از پدرم. مدتها سرگردان بودم و نمیتوانستم تصمیم بگیرم.” تا اینکه یک روز، به یکی از بزرگان برخورد میکنند و او جویای حالشان میشود.
ایشان ماجرا را بیان میکنند و آن آقا در جواب میگوید: “شما این راه را انتخاب کن، برو مشهد و در خدمت پدر باش؛ چهبسا آن چیزی که شما در قم دنبالش هستی، خدا در مشهد به شما عطا کند.” و آقا میفرمایند: “حرف آن آقا من را از سرگردانی درآورد و تصمیم گرفتم در خدمت پدرم باشم و محل سکونتم را به مشهد منتقل کردم.
به هرحال، خدمت به پدر و مادر، در همین دنیا اثر وضعی دارد؛ یعنی در همین دنیا پاداش یا کیفر آن را میبینید.شاید این موقعیتی که برای من پیش آمده، حاصل آن دعایی باشد که پدرم در حقّ من کرده است.
راوی: سردار مصطفی متولّیان
منبع: کتاب چشمه نور
دیدگاهتان را بنویسید