مسئولان به سو مدیریتها پایان دهند
مهران، جاده بیقراری برای مسیر اربعین
آچار فرانسه هسته ای
عزت ایران، میراث ماندگار شهدا / مهندس مکانیک که آگاهانه لباس سبز پاسداری به تن کرد
اعزام کاروان مردمی «از آذربایجان تا خلیج فارس؛ جان فدای ایران» از تبریز
جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است
مطالبه نیروهای شرکتی را به «پرداخت مستقیم حقوق» تقلیل ندهید
چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبینعلی رضایی نوجوان 18 ساله، ناجی پسر جوان شد و با به خطر انداختن جان خود، او را از عمق استخر بیرون کشید.
سرویس اجتماعی تبریز بیدار / پسر جوان کنار استخر پارک ائل گلی نشست و برای آخرینبار به تصمیمش فکر میکرد. نمیخواست به این زندگی ادامه دهد. عصر خانه را ترک کرده و به کنار استخر آمده بود تا نقشهاش را عملی کند. از جایش بلند شد و نگاهی به اطراف انداخت و خودش را داخل آب پرت کرد. آب سرد، توان دست و پا زدن را از او گرفته بود. به زیر آب رفت و دیگر چیزی نفهمید. وقتی به خودش آمد، کنار استخر بود و جمعیت و اورژانس دورش را گرفته بودند.
علی رضایی نوجوان 18 ساله، ناجی پسر جوان شد و با به خطر انداختن جان خود، او را از عمق استخر بیرون کشید.
علی روایت آن عصر چهارشنبه را چنین به خبرنگار تبریزبیدار بازگو می کند: قرار بود باشگاه بروم، موقع برگشتن یک حسی گفت که به ائل گلی بروم و بعد از درکردن خستگی به خانه رهسپار شوم. یک دور کنار استخر ائل گلی چرخیدم، ناگاه دیدم یک نفر خود را به آب انداخته و همه جمع شده و نگاه می کردند، خشکم زده بود و مغزم در آن لحظه دستور نمی داد که چه کنم. انگار یک حسی از طرف آن جوان به من دست داد که باید خودم را در آب پرت کردم و او را نجات دادم.
آیا حرفی با آن جوان داری؟
فقط می گویم که ان شاالله که به راه راست هدایت شود و دیگر از این کارها نکند.
در آن فقط لحظه حس انس انسان دوستی به من دست داد و انگار کسی گفت که این جوان برای نجات یافتن به من نیاز دارد.
برای اینکار از تو قدردانی شد؟
من انتظار قدردانی از کسی ندارم، وقتی او را نجات دادم، همه مردم خوشحال بودند و مرا تحسین کردند، مرد میانسالی هم از شدت خوشحالی مرا بوسید.
انتهای پیام/
گفتگو از الهه مهدوی
دیدگاهتان را بنویسید