چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبین
نباید به اختلافات سیاسی و گسلهای قومی دامن زد
تهاجم دشمن آمریکایی به یک منطقه نظامی در تبریز
حاج عباس؛ پاسدار اقتدار ایران/ تولدی در معراج شهادت
فراخوان جذب 33 نیروی جدید در کمیته امداد آذربایجان شرقی
حمله تروریستی آمریکا به منطقه نظامی جنوب غرب تبریز / یک شهید و چند مجروح
صدای انفجار در غرب تبریز
روحانیِ قرآنیِ مجاهد و مرد میدانهای تکلیفاز یک سو، ترامپ ادعای حمایت از مخالفان داخلی ایران را مطرح میکرد و از سوی دیگر، تهدیدهای مستقیم و آشکار و حمله به زیرساختها را بیان میداشت. سخنانی مانند «هرگز نمیتوانید با ایرانیها به خط پایان برسید» در کنار ابراز امیدواری کاذب به توافق در بازههای زمانی بسیار کوتاه، یا بیان پیشرفت در مذاکرات همزمان با چنین تهدیدهایی، نمونهای از این تناقضات است.
یادداشت تبریزبیدار: طاهره اشرفیان / تاریخ بشر، بیش از آنکه مجموعهای از وقایع تقویمی باشد، بازتابی از کشاکش میان وجدان جمعی و عطش سیریناپذیرِ قدرتطلبان است. در هر عصر، هنگامی که خستگیِ جوامع از بحرانها و شکافهای اقتصادی-اجتماعی به اوج میرسد، زمین برای رویش بذر خطرناک «مسیحای دروغین» مساعد میشود؛ سیاستمدارانی که در کانون شخصیتشان، ترکیبی مهلک از خودشیفتگی افراطی و جاهطلبیِ بیمهار نهفته است.
از استبدادهای باستانی تا فجایع صنعتیِ قرن بیستم، نامهایی چون آدولف هیتلر تنها یک اسم نیستند؛ آنها نماد یک بیماریِ تاریخیاند. این رهبران، با نبوغی شیطانی در بهرهبرداری از عقدههای پنهان یک ملت، «دیگری» را به دشمن بدل کرده و با ساختن یک آرمانشهرِ دروغین، پیروان خود را در مسیرِ ویرانگری گامبهگام به پیش میبرند. نتیجهی این «کیشِ شخصیت»، همواره یکسان بوده است: شعلهور شدن جنگهایی که هیچ دستاوردی جز خاکستر و خون نداشتهاند و قتلعام انسانهای بیگناهی که قربانیِ خودبزرگبینیهای یک نفر شدهاند.
درسی که از این تاریخِ خونین میآموزیم، صرفاً یک مطالعهی آکادمیک نیست؛ بلکه یک وظیفه و مسئولیتِ حیاتی است. تاریخ، اگر به درستی خوانده نشود، نه تنها تکرار میشود، بلکه در ابعادِ تازهای، فاجعهبارتر از پیش، خود را بازمیآفریند. فراموشیِ دردها، نادیده گرفتنِ نشانههای هشدار، و سکوت در برابرِ ظهورِ اولین شعلههای جاهطلبیِ خودشیفته، راه را برای فجایع و جنگهای بیثمری که میلیونها انسان را بلعیدند، هموار میسازد.
نگاهی به امروز
و اکنون، درست در همین روزها، این جاهطلبی خودشیفته، خود را در قالب جنایاتی هولناک نشان داده است: به شهادت رساندن دانشآموزان مدرسه میناب، کودککشی های مکرر، نابودی زیرساختهای حیاتی کشور از جمله کارخانجات، پلها و مناطق مسکونی، و به شهادت رساندن رهبران نظامی و سیاسی. اینها نه روایتهای تاریخی، بلکه اتفاقاتی هستند که در همین سی_چهل روز گذشته رخ دادهاند.
امروز، هنگامی که در آینه تاریخ مینگریم، گویی تصویری آشنا اما متفاوت در مقابل دیدگانمان شکل میگیرد. همان تاروپودِ جاهطلبی و خودشیفتگی، همان پتانسیلِ ویرانگری، این بار در زمانی دیگر، به شکلی نو، و با پیچیدگیهای اجتماعی و رسانهایِ عصر حاضر، خود را نمایان میسازد. گویی تاریخ، نه به شکلِ کپیِ برابر اصل، بلکه به سانِ پژواکی در فضایی متفاوت، در حال تکرار است؛ و این بار، در صحنه سیاست، ردپای همان جاهطلبیهای بی حد و حصر، در قالبِ تنشهای جاری میان ایران و رژیم های مستبدی چون آمریکا و اسرائیل، آشکار میشود.
این تقابلها، که هزاران قربانیِ بیگناه ایرانی برجای گذاشته و زیرساختهای حیاتی کشور را نابود کرده است، نه تنها نمایشگرِ ویرانیِ ملموس، بلکه نشاندهندهی زوالِ عمیقترِ انسانیت و عدالت است. اصرار قلدرمآبانه بر اهدافی چون دستیابی به نفت ایران و حذف قدرت هستهای کشور، که در سخنانِ ترامپ به کرات در رسانه ها بازتاب یافته، ماهیتِ واقعیِ این منازعات را برملا میسازد: رقابتی بر سرِ منابع و قدرت، که در آن، حقوقِ بینالملل و کرامتِ انسانی به سخره گرفته میشود.
سکوتِ معنادارِ بسیاری از کشورها و مجامع بینالمللی در برابرِ این فجایع و جنایات جنگی، نه تنها نقضِ آشکارِ تعهداتِ جهانی، بلکه تقلیلِ نقشِ سازمانهای مدعیِ حفظ صلح و امنیت است. این انفعال، هشداری است جدی؛ هشداری که نشان میدهد چگونه جاهطلبیِ فردی و منافعِ قدرتهای بزرگ، میتواند بر اصولِ بنیادینِ اخلاقی و حقوقی سایه افکنده و بشریت را به ورطهی تکرارِ تراژدیهای گذشته، بلکه با ابعادی هولناکتر، سوق دهد.
اظهارات اخیر و تحلیل رفتاری
اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در قبال ایران، نه تنها نمایانگر تناقضات آشکار در شخصیت و رویکرد اوست، بلکه پرسشهای جدی را در مورد انفعال جامعه بینالمللی در قبال تهدیدات مستقیم علیه یک کشور مستقل را مطرح میکند. ترامپ با رویکردی که بر پایه خودبزرگبینی، نیاز به توجه رسانهای، و منطق «معاملهگرانه» بنا شده، ایران را در معرض تهدیداتی چون “منفجر کردن همه چیز” ، “تصرف نفت”و “محاصره دریایی” قرار داده است. این اظهارات، که با زبانی تند، تحریکآمیز و به شدت غیرمسئولانه_ در مصاحبه ها و توئیت های اخیرش _ بیان میشوند، تصویری از یک استراتژی «شوکه کردن و ترساندن» را ارائه میدهند که هدف آن وادار کردن ایران به پذیرش شروط واشنگتن تحت فشار حداکثری است.
این رویکرد، سیاست خارجی او را با نوسانات شدید و تناقضات آشکار همراه میساخت. از یک سو، او ادعای حمایت از مخالفان داخلی ایران را مطرح میکرد و از سوی دیگر، تهدیدهای مستقیم و آشکار و حمله به زیرساختها را بیان میداشت. سخنانی مانند «هرگز نمیتوانید با ایرانیها به خط پایان برسید» در کنار ابراز امیدواری کاذب به توافق در بازههای زمانی بسیار کوتاه، یا بیان پیشرفت در مذاکرات همزمان با چنین تهدیدهایی، نمونهای از این تناقضات است. این سبک رفتاری، که با استفاده از زبان عوامفریبانه و تحریکآمیز همراه است، بخشی از تاکتیک او برای ارائه تصویری از یک رهبر «قوی» و «بدون ملاحظه» است.
پرسش از سکوت جامعه جهانی
این اظهارات نه تنها بیانگر خصومت آشکار، بلکه نگرانکننده از منظر پیامدهای بالقوه آن برای امنیت منطقهای و جهانی است. در چنین شرایطی، این سوال اساسی مطرح میشود: سازمان ملل متحد، مجامع بینالمللی و دیگر قدرتهای جهانی تا کی شاهد این رویکردهای غیرمسئولانه و تهدیدآمیز خواهند بود؟ آیا سکوت یا انفعال در برابر چنین زبان و تهدیدهایی، به معنای تأیید ضمنی این رفتارها نیست؟ آیا زمان آن نرسیده که جامعه جهانی، ارادهای قاطع برای کنترل اینگونه لفاظیها و اقدامات ضد انسانی اتخاذ کند؟
پیامدهای اقتصادی وخیم
فراتر از مسئولیت انسانی و ضرورت حفظ صلح، اینگونه اقدامات و تشدید تنشها، پیامدهای اقتصادی وخیمی را به دنبال خواهد داشت. در جهانی که هماکنون با چالشهای اقتصادی دست و پنجه نرم میکند، هرگونه درگیری یا تنش نظامی در منطقه استراتژیک خلیج فارس، میتواند به رکود اقتصادی جهانی، اختلال در بازارهای انرژی، افزایش بیسابقه قیمت نفت و بروز بحرانهای اقتصادی گسترده منجر شود. این بحرانها تنها دامنگیر کشورهای منطقه نخواهد بود، بلکه تمامی اقتصادهای جهان را تحت تأثیر قرار خواهد داد. بنابراین، جامعه جهانی باید پیش از آنکه دیر شود، به نقش خود در مهار اینگونه تهدیدهای غیرمسئولانه، جنایت های جنون آمیز و جلوگیری از پیامدهای فاجعهبار اقتصادی و انسانی آن عمل کند.
انتهای پیام/
دیدگاهتان را بنویسید