چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبین
نباید به اختلافات سیاسی و گسلهای قومی دامن زد
تهاجم دشمن آمریکایی به یک منطقه نظامی در تبریز
حاج عباس؛ پاسدار اقتدار ایران/ تولدی در معراج شهادت
فراخوان جذب 33 نیروی جدید در کمیته امداد آذربایجان شرقی
حمله تروریستی آمریکا به منطقه نظامی جنوب غرب تبریز / یک شهید و چند مجروح
صدای انفجار در غرب تبریز
روحانیِ قرآنیِ مجاهد و مرد میدانهای تکلیفپس از ساعتها همراهی، پیکر به حرم امیرالمؤمنین(ع) رسید. صحن فاطمی، شاهدِ زمزمهی زیارتِ امینالله، نوای روضه و نماز بر پیکر بود. در میان جمعیت، عباراتی شنیده میشد: «هذا خادمُ الدین… هذا ضیفُ الحسین…».
سرویس فرهنگی تبریزبیدار: طاهره اشرفیان/ نجف، صبح خود را با انتظار آغاز کرد. از «جسر کوفه» تا آستانِ امیرالمؤمنین(ع)، مسیر با قدمهای مردمی پر شد که آمده بودند تا آخرین سفرِ مردی را همراهی کنند که پس از ۶۹ سال فراق، به سرزمین زیارت باز می گشت.در میان جمعیت، پرچمهای ایران و عراق در کنار تصاویر رهبر شهید دیده میشد؛ عشایر و جوانان عراقی، هرکدام با نشانهای آمده بودند تا این بازگشت را بدرقه کنند. او پس از سالها دوری، دوباره به خاکی بازگشته بود که خاطرات جوانیاش را در خود جای داده بود؛ اینبار نه با گامهای یک طلبه جوان، بلکه بر دوش مردمی که آمده بودند تا آخرین مسیر زیارتش را کامل کنند.

کوفه؛ میانِ خاطره و امروز
در نزدیکی کوفه، تاریخ هنوز نفس میکشید؛ همان کوچههایی که غربتِ مسلمبنعقیل را در حافظه خود نگه داشتهاند. اما اینبار، خیابانها روایت دیگری داشتند. مردم ایستاده بودند، پرچمها در دستشان بود و مسیر از حضور کسانی پر شده بود که برای همراهی با تابوت، تا آستانِ علوی پیش آمده بودند. کوفه، اینبار شاهد تصویری متفاوت بود؛ تصویری که در آن، سکوتِ تاریخ، جای خود را به خروشِ حضور داده بود.
آغوش پدر؛ پایانِ یک انتظار
پس از ساعتها همراهی، پیکر به حرم امیرالمؤمنین(ع) رسید. صحن فاطمی، شاهدِ زمزمهی زیارتِ امینالله، نوای روضه و نماز بر پیکر بود. در میان جمعیت، عباراتی شنیده میشد: «هذا خادمُ الدین… هذا ضیفُ الحسین…». برای مردمی که آنجا ایستاده بودند، این لحظه تنها پایان یک مراسم نبود؛ پایانِ فراقِ مردی بود که پس از نزدیک به هفت دهه، سرانجام به زیارتِ مولای خود رسیده بود. پیکر گرد ضریح امیرالمؤمنین(ع) طواف داده شد؛ گویی فرزندی که سالها در مسیر جهاد بوده، سرانجام به آغوشِ پدر بازگشته است.
جادهای به بوی اربعین
از نجف تا کربلا، مسیر دوباره رنگِ روزهای زیارت به خود گرفت. موکبها برپا بودند؛ چای عراقی و خرما میان مردم میچرخید، عطر عود در هوا میپیچید و صدای نوحه با قدمهای جمعیت هماهنگ بود. در خیابانِ «شهید ابومهدی المهندس»، مردمی ایستاده بودند که تصاویر رهبر شهید و پرچمهای دو ملت را در دست داشتند. جاده، اینبار میزبانِ زائرانی بود که برای بدرقهی آخرین زائر، خود به زائر بدل شده بودند.
بینالحرمین؛ طوافِ سردار به سردار
کربلا، نقطه اوج این روایت بود. پس از ورود به حرم سیدالشهدا(ع)، میان تلاوت قرآن، زیارت و روضه، نماز بر پیکر اقامه شد و سپس تابوت از میان بینالحرمین به سوی حرم حضرت عباس(ع) حرکت کرد. میان دو گنبد، تصویری ماندگار شکل گرفت: یک سو حرم سیدالشهدا(ع)، مظهر ایستادگی و شهادت؛ و سوی دیگر بارگاه حضرت عباس(ع)، نماد وفاداری و عهدداری. اینجا، طواف تنها حرکتِ یک پیکر میان دو حرم نبود؛ اینجا روایتِ پیوندِ سرداری از عصرِ ما با دو سردارِ جاودانِ کربلا بود؛ با حسین(ع) که راهِ ایستادگی را به تاریخ آموخت و عباس(ع) که وفاداری را معنا کرد. بینالحرمین، صحنه پیوندِ سه روایت شد: روایتِ حسین(ع)، روایتِ عباس(ع) و روایتِ مردی که تمامِ عمر، خود را در مسیر همان مکتب تعریف کرده بود.

قابِ آخر
غروب، آرام بر گنبدهای کربلا نشست. آخرین آیینها در حرم حضرت عباس(ع) به پایان رسیده بود، اما نشانههای آن بدرقه هنوز در شهر باقی مانده بود؛ پرچمهایی که در باد آرام میجنبیدند، ردِ قدمها بر سنگفرشهای بینالحرمین و تصاویری که در دست مردم تا آخرین لحظه بالا مانده بود.
نجف، کوفه و کربلا، سه فصل از یک روایت را رقم زدند؛ روایتی از فراقِ طولانی، بازگشت به سرزمین زیارت و میثاقی که میان دو حرم، در نگاه مردمی که آمده بودند تا همراه آخرین سفر باشند، به تصویر کشیده شد.

انتهای پیام/
دیدگاهتان را بنویسید