یکشنبه / ۴ مرداد / ۱۴۰۵ Sunday / 26 July / 2026
×

آنچه كه در سال 1385به منصه ظهور رسيده است نتيجه 15 سال كار فرهنگي مداوم و بسترسازي ذهني بقاياي احزاب كمونيستي در سطح دانشگاهها با برگزاری کلاسهای آموزش زبان مادری ، نشریات متعدد دانشجویی و در سطح جامعه با نشریات محلی و انتشار کتاب و تشکیل جلسات شعر خوانی و بزرگداشت و… بود.

  • خرداد 20, 1394
  • سرویس اجتماعی تبریز بیدار / رحیم نیکبخت

    حوادث خردادماه سال 1385 ضمن آنكه آسيب‌هاي متعددي در عرصه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي وارد كرد، زنگ‌هاي خطر قريب‌الوقوعي را هم به صدا درآورد. متأسفانه علي‌رغم عمق این حوادث پس از فروكش كردن قضایا بررسی علمی و ريشه‌ ای و رفع كاستي‌ها به فراموشی سپرده شد. این در حالي‌ است كه كانون‌هاي پان‌تركيستي وابسته به بیگانه به شدت فعاليت‌هاي خود را ادامه داده و بر دامنه‌هاي آن نيز افزوده‌اند.

     

    اکنون با روشن شدن زوایای دیگر ماجرا، از پیش طراحی شدن آن به اثبات می رسد زیرا که قبل از توزیع روزنامه ایران، اطلاع رسانی گسترده ای برای تهیه آن صورت گرفته بود و از دیگر سو در آن کاریکاتور موهن از زبان لاتینی استفاده میشود که معمولا قوم گرایان افراطی ضد اسلامی از آن استفاده می کنند.

     

    برای روشن شدن ماهیت این فعالیت های فرهنگی که منجر به این حوادث شد لازم است نگاهي به پيشينه مختصر جريان قوم گرای افراطی شود.

     

    با پایان جنگ تحمیلی عناصر باقی مانده از حزب توده و فرقه دموکرات وگروههای هوادار مارکسیست در غفلت مسئولین و اقتضائات دوران بازسازی بعد از جنگ وارد دانشگاه ها شده و یک فعالیت منسجمی را شروع کردند.جريان قوميت‌گرايي كه با ظاهري فرهنگي به فعاليت ادامه می داد و می دهد، با توجه به اینکه در نواحي مرزي در پيوند با بهائيت و وهابيت هستند از امکانات و حمایت های مالی فراوان آنان بهره میبرند.

     

    در  این دوران بقاياي حزب توده‌ي آذربايجان و هواداران فرقه دموكرات فعاليتي را به ظاهر فرهنگي در مراكز دانشگاهي با داير كردن كلاس‌هاي زبان تركي آغاز كردند كه در اندك زماني به دانشگاه‌های مهم کشور  تسري يافت. در این کلاسها کتابهای متعدد و متنوع وحتی نفیسی از ترکیه ارسال و توسط همان مدرسان توده ای و مارکسیست در بین دانشجویان علاقمند به صورت مجانی توزیع شد و همزمان با داير شدن اين كلاس‌ها نشريات دانشجويي  هم توسط همان جریان مدیریت و راه‌اندازي گرديد.

     

    نفس آموزش و  تدريس زبان تركي يا هر زبان ديگر مغاير با منافع ملي و هويت ايراني نبوده و نیست ليكن محتواي كلاس‌ها و دروس و مطالب نشريات دانشجويي در تعرض با هويت اسلامي قرار داشت ضمن اينكه ارتباطاتي كاملاً آشكار با جمهوري آذربايجان توسط گردانندگان اين جريان از قبل وجود داشت. اين مرحله به صورت سازمان‌ يافته‌اي ادامه يافت و در یک قلم به دانشجویان با استعداد آذری به توصیه این جریان در باکو و استانبول بورس تحصیلی دکتری اعطا شد.

     

    اساتید کمونیست ها وتوده‌اي‌هاي قديمي چون زهتابي (عضو حزب بعث عراق)  و… با تبليغ ايده‌هاي نژادپرستي به اسطوره‌سازي از سومر، بابک، آتیلا، چنگیز، تیمور، پيشه‌وري و فرقه دموكرات در كلاس‌هاي به ظاهر آموزش زبان مشغول بودند.القای دشمني قوم بی جا و مکان  فارس با تركان و ستم بي‌پايان آنها سرلوحه تبليغات و آموزش‌هاي كلاسي ايشان براي دانشجويان پاك و بي‌آلايش بوده و هست.

     

    بازخورد كلاس‌ها، راه‌اندازي نزديك به هشتاد  نشريه دانشجويي در دانشگاههای سراسر کشور بود كه اغلب داراي محتواي يكسان و يكنواختي چون تمجید از استالین و پیشه وری ،غلام یحیی دانشیان، فرقه دموکرات، برتر بودن نژاد و زبان ترکان بر همه اقوام، ستم بی پایان قوم بی نام و نشان فارس(نظام جمهوری اسلامی )و…… بود.

     

    ايجاد نفرت از اقوام دیگر به ویژه فارس- نماد نظام جمهوری اسلامی ايران-  و زبان فارسي، زبان  ملي مردم ايران در کلاس ها، در نشريات دانشجويي و نشريات محلي همانند: نوید جمهوری آذربایجان، شمس تبریز، آغری وامثالهم … موج مي‌زد.

     

    تنفر از زبان فارسي صرف مخالفت با زبان فارسي نبود بلکه محملی برای مخالفت با تشیع و باورهای مذهبی بود؛ زیرا زبان فارسی گویای هويت شیعی بود و مي‌بايست مورد تخريب و تعرض قرار میگرفت. از این رو دشمنی و کینه ورزی با آن به شدت هرچه تمام در سایت ها و رسانه های مختلف ادامه داشته و دارد. نمونه بارز این همجه ها تغیر نام عامدانه یک میدان توسط عناصر وابسته به این جریان در سلماس از فردوسی به انقلاب بود که هم دشمنی خود با فردوسی و زبان فارسی را نشان دهند و هم مخالفان را به عنوان ضد انقلاب متهم کنند!

     

     تمام تلاشها در این مرحله برای تجزيه فرهنگي با تخريب پيوندهاي اصيل تاريخي كه در زبان فارسي با هويت كاملاً شيعي و ايراني متجلي شده است دنبال مي‌شود. از سوی دیگر برای ملت سازی براساس زبان گفتاری وگویش کنونی مردم شبانه روز با هزینه های گزافی که از اسراییل و آنکارا تامین می شود دنبال می کنند.

     

    تکیه اصلی این جریان بر زبان است زیرا به لحاظ تاریخی، مذهبی، سیاسی و فرهنگی و جغرافیایی نمی توانند سندی معتبر بر جدا بودن مردم شیعه آذربایجان از ملت ایران  ارائه دهند. جالب آنکه سراغ ملت هایی همچون سومریان  می روند که تمدن  گذشته آن ها بی صاحب است و مدعی ندارد. درحالی که با وجود الصاقی بودن زبان کره ای ،ژاپنی و چینی  قوم گرایان افراطی جرائت ادعای هم ریشه بودن با آنها را ندارند.

     

    آنچه كه در سال 1385به منصه ظهور رسيد نتيجه 15 سال كار مداوم  شبانه روزی فرهنگي و بسترسازي ذهني بقاياي حزب توده و احزاب كمونيستي در سطح دانشگاهها با برگزاری کلاسهای آموزش زبان مادری ، چاپ و توزیع نشریات متعدد دانشجویی، شب شعر و موسیقی و… بود. در سطح جامعه نیز با انتشار نشریات محلی وانتشار کتاب و تشکیل جلسات شعر خوانی و بزرگداشت و… توانستند چنان عملیات عظیمی را سازماندهی کنند. لازم به ذکر است در آن ایام گروه های متعدد موسیقی از باکو جولان می دادند و برگردان الفبای کتابهای لاتین ترکیه ای و کریل و لاتین آذری سیل وار منتشر می شد که این امر نیز به فعالیت های قبلی این جریان ضریب نفوذ بالاتری می بخشید.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *