مسئولان به سو مدیریتها پایان دهند
مهران، جاده بیقراری برای مسیر اربعین
آچار فرانسه هسته ای
عزت ایران، میراث ماندگار شهدا / مهندس مکانیک که آگاهانه لباس سبز پاسداری به تن کرد
اعزام کاروان مردمی «از آذربایجان تا خلیج فارس؛ جان فدای ایران» از تبریز
جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است
مطالبه نیروهای شرکتی را به «پرداخت مستقیم حقوق» تقلیل ندهید
چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبیناگر صحبت ادامه می یافت کار به زد و خورد میکشید. لعنت به تفرعن سرمایه داری. الان میفهمم چرا هر چند وقت یکباری که سوار هواپیما میشوم حالم خراب میشود!
به گزارش تبریز بیدار مسعود صدر محمدی، فعال فرهنگی در صفحه اجتماعی خود نوشت:
صحبت از گرانی بی حد و حساب بلیط هواپیما پیش آمد. گفتم چهار سال پیش بلیط تهران – تبریز 50 تومن بود الان 150 تومن. کمی هم نق زدم که این شرکت های هواپیمایی دارند به مردم ظلم میکنند، این همه گرانی و دریغ از ذره ای خدمات.
طرف چشم دوخته توی چشمم و میگه: خدا رو شکر بزار گرونتر بشه!
– یعنی چی؟ تو خوشت میاد گرون بشه؟!
– آره بابا. بزار گرون بشه این گدا- گشنه ها و دهاتی ها نتونن سوار بشن. بالاخره باید بین من میلیونر زاده و اون یکی یه فرقی باشه دیگه!
از این جملات چنان حالت استفراغی گرفتم که اگر صحبت ادامه می یافت کار به زد و خورد میکشید. لعنت به تفرعن سرمایه داری. الان میفهمم چرا هر چند وقت یکباری که سوار هواپیما میشوم حالم خراب میشود!
بگذریم از اینکه طرف به نوعی داشت به شخص من متلک مینداخت اما با بلاهت میلیونر زادگی اش کل منطق سرمایه داری و پولداری را خلاصه کرد!
دیدگاهتان را بنویسید