جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است
مطالبه نیروهای شرکتی را به «پرداخت مستقیم حقوق» تقلیل ندهید
چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبین
نباید به اختلافات سیاسی و گسلهای قومی دامن زد
تهاجم دشمن آمریکایی به یک منطقه نظامی در تبریز
حاج عباس؛ پاسدار اقتدار ایران/ تولدی در معراج شهادت
فراخوان جذب 33 نیروی جدید در کمیته امداد آذربایجان شرقی
حمله تروریستی آمریکا به منطقه نظامی جنوب غرب تبریز / یک شهید و چند مجروح استاد پهلوان پنبه چی چهره نامی پهلوانان دیار آذربایجان به دیار باقی شتافت.
به گزارش تبریز بیدار استاد پهلوان پنبه چی چهره نامی پهلوانان دیار آذربایجان به دیار باقی شتافت.
حبیب پنبه چی معروف به پهلوان پنبه چی به سال ۱۳۱۰ در محله امیرخیز متولد شد و به علت علاقه به ورزش، مدرسه را رها کرد و به ورزش روی آورد.
پاکدامنی و صداقت و درستکاری و تعصب پنبه چی در بین آذربایجانیها و به ویژه در نزد سالمندان امروز و همدوره های وی شهره است .این چهره ورزش پهلوانی با وجود سن سوال از آمادگی جسمانی والایی برخوردار بودند.
علاقه خاص پهلوان پنبه چی به اهل بیت و به خصوص به مولا علی به حدی است که در این مورد اکثر شعرهای سروده شده درباره این خاندان را حفظ کرده است که تعداد آنها از صدها بیت تجاوز می کند.

تحریریه تبریزبیدار درگذشت این پهلوان نامی آذربایجان را به عموم جامعه ورزشی استان و خانواده وی تسلیت عرض می نماید.

پهلوان پنبه چی در مراسم غدیر خم سال ۷۴ بنا به دعوت مدیریت تربیت بدنی دانشگاه تبریز با میل هایی که از استان کرمانشاه آورده بودند شرکت کرد و اندازه این میل ها به قدری بزرگ بود که پهلوان پنبه چی با چرخاندن میل چشم همه میهمانان و حاضرین در جایگاه ورزشی را به حیرت درآورده بود و به قول خودش “هرزاد قوجالار غیرت قوجالماز”
چند خاطره از زبان پهلوان پنبه چی
۱) چون ارتشی بودم مجبور می شدم تا با دوچرخه ای که هنوز نیز بعد از حدود ۴۲ سال کار می کند، هر روز بروم و برگردم. در گردنه های یام بعضی اوقات دوچرخه دیگری را با طناب می کشیدم. در مسابقه ای هم با همین دوچرخه معمولی شرکت کردم که نفر دوم شدم و آقای فکر آزاد (رئیس هیأت دوچرخه سواری استان) نفر اول انتخاب گردید.

۲) در مسابقات کشتی قهرمانی کشور، جوان بلند قدی همه حریفان را ضربه فنی می کرد و بالاخره روزی رسید که رود روی هم بایستیم. این جوان که روحیه ای بسیار بالا داشت “سهیلی” بود. وی با هر کسی که در می افتاد چنان او را بر زمین می زد که بدون آسیب دیدگی از زمین خارج نمی شد.
من نسبت به ایشان سنم زیاد بود(۳۰ساله بودم) و در عرض ۷ جلسه تمرین وارد میدان مسابقه شدم. به خاطر اینکه مسابقات در تهران برگزار می شد همه سهیلی را تشویق می کردند و مرا تعدادی اردبیلی تشویق می کرد چون من همشهری کم داشتم. وقتی سرشاخ شدیم سهیلی یک خم مرا گرفت و تماشاگران فریاد زدند “آبش بده بعد بکش”. این فریادها نه تنها مرا تسلیم نکرد بلکه همین بی ادبی و بی نزاکتی آنها غیرت مرا به جوش آورد و بعد از چند لحظه با بدل فن یک خم حریف، را ضربه کردم. که بعدا” آقای بیوک صباغ از فوتبالیست های معروف ایران و تبریز از سهیلی پرسیده بود که چطور شد شکست خوردی؟ جواب داده بود : چنان زمین خوردم که از چشمانم آتش بیرون آمد و ضربه فنی شدم.
۳) ژاپن برای مسابقه به ایران دعوت شده بود و در تبریز هم مسابقاتی برگزار شد. در این تیم کاپیتان آن قهرمان جهان بود. کشتی من با همین قهرمان جهان بود که در عرض ۳ دقیقه او را ضربه فنی کردم و در دور دوم نیز با ضربه فنی شکست خورد.
بعد از اینکه قهرمان زاپنی را شکست دادم او به رسم هدیه به من یک ساعت و یک مجسمه از علائم دینی خود را پیشکش کرد، در حالی که در ارتش پس از این قهرمانی مرا فرستادند برای حمل خاک “به پاس پیروزی”!؟
پهلوان پنبه چی می گوید :
من با امتیاز کار نداشتم و کارم ضربه فنی بود و اکثر حریفان را با ضربه فنی شکست می دادم. در سال ۱۳۳۵ در مسابقات ارتش، قهرمان وزن ۷۸ کیلو شدم و حریفانی همچون، شهاب ایراندوست و گل مکانی از تیم ملی را شکست دادم.
دیدگاهتان را بنویسید