یادداشت؛ مهدی نعلبندی
شریعتی، ادبیات تجسد یافته در شکل ایدئولوژی بود. شریعتی را شاید بتوان ایدئولوژیستی سور رئال در تفکر شیعی دانست. از ساعدی و جلال تاثیر گذارتر بود چون به منبر نزدیکتر بود ولی حرفهایش از جنس منابر نبود. شریعتی یک گذار بود و گذر و به زعم من به ایدئولوژی نرسید.
شریعتی، مردی بزرگ و دوست داشتنی است و محترم و مودب. و دوستش دارم زیاد. اما جایی برای تکیه ندارد. “زر و زور و تزویر” و “ملاء و مترف”اش بسیار زیباست و رمانتیک و سمبولیستی، و این کشفی بزرگ است و بود در روزگاری که “چپ” سیطره داشت بر ساحت اندیشه.
شریعتی اهل متن بود اما راهی به خبر نداشت و نقصش همین بود در شناخت ایدئولوژی شیعه. شریعتی، علی را سیاه و سفید دید و شبیه مائویی بسیار بزرگ و اهورایی و این علی، اگر چه بزرگ بود اما وصی محمد مصطفی نبود و فاطمه اش فاطمه نیست.
اما شریعتی باز برایم محترم است و ارجمند.
