سه‌شنبه / ۱۲ آبان / ۱۴۰۵ Tuesday / 3 November / 2026
×

استاد محمود دست‌پیش در سال‌های آغازین دفاع مقدس ترانه‌ای را سرود که مرحوم جمشید نجفی خواند و شد نوستالژی نسلی از مردان و زنان و کودکان این سرزمین که جنگ را زیستند. خلبانان.

  • مرداد 12, 1400
  • سرویس فرهنگی تبریز بیدار / مهدی نعلبندی نویسنده و فعال فرهنگی تبریزی بمناسبت درگذشت شاعر نامی ترکی استاد محمود دست پیش یادداشتی بشرح ذیل نوشت؛

    رادیو سال‌ها با «سیزه سلام گتیرمیشم» جان گرفت. شعری که شاعری اردبیلی سرود و استاد علی سلیمی آهنگش را ساخت و تقریبا همه آنان که توان خواندنش را داشتند خواندند. از یعقوب ظروفچی و صمد رحیم‌زاده و احد رامدل و چنگیز حبیبیان تا عالم قاسم‌اف.

    سرین سولو بولاقلاردان
    یاشیل یارپاق بوداقلاردان
    لاله رنگلی یاناقلاردان
    گول سوزولن دوداقلاردان
    سیزه سلام گتیرمیشم …

    استاد محمود دست‌پیش در سال‌های آغازین دفاع مقدس ترانه‌ای را سرود که مرحوم جمشید نجفی خواند و شد نوستالژی نسلی از مردان و زنان و کودکان این سرزمین که جنگ را زیستند. خلبانان. ملمعی فارسی و ترکی که آغازش چنین بود:

    حمله ور شد ارتش خلق ايران
    سوی دشمن از زمين و آسمان
    نرود جز راه حـق و راه دين
    چو گرفته درس مكتب از قرآن

    و بخش ترکی‌ آن ورو زبان‌ها شد در آن سال‌ها:
    ووروشورلار ار تشي‌ميز هـــرياندا
    گوي اوزونده، دريالاردا، داغلاردا
    حق يولوندان دين يولوندان دونمزلر
    نه قدر ، قــــدرتلري وار جانلاردا
    خلبانلار، خلبانلار
    … قاناد آچ ، قاناد آچ

    استاد محمود دست‌پیش، زاده باکو بود در سال هزار و سیصد و سیزده خورشیدی و ساکن اردبیل و سپس تهران، و از ترانه‌سرایان و شاعران سرودهای حماسی و ملی ایران که رادیویی‌ها با نام او و آثارش آشناترند.

    خانواده استاد در زمان استالین برای کار از اردبیل به باکو رفت و با فشار بلشویک‌ها که یا سجل شوروی بگیرند یا برگردند ایران، به ایران برگشتند و شناسنامه ایرانی گرفتند. محمود در اردبیل بزرگ شد و درس خواند و معلم شد و رفت گرمی و بعد هم تهران و‌ در تهران ماند.

    مردان این نسل در رادیو ایران و رادیو تبریز اسطوره‌هایی بودند بی‌بدیل. چه مردانی نفس کشیده‌اند در رادیو و تلویزیون این کهن‌شهر تاریخ و فرهنگ. از بیگجه‌خانی تا سلیمی و شاطریان. خدا رحمت کند همه‌شان را.

    استاد محمود دست‌پیش در دهم مرداد به رحمت خدا رفت. او رفت و شعرهایش زنده است در برنامه‌های رادیو، و زنده خواهد بود از این پس. این شعر شیرین و نغز او ختام مسک این یادنوشت باشد.

    بيزي دوغان مهربانا
    سن مادر دي ،من ده آنا
    دوشمن قالسين يانا – يانا
    بيز هاميميز ايرانلييق

    انتهای پیام/

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *