امام حسن عسکری (ع) در سال 232هجری در مدینه چشم به جهان گشود. مادر والا گهرش سوسن یا سلیل زنی لایق و صاحب فضیلت و در پرورش فرزند نهایت مراقبت را داشت، تا حجت حق را آن چنان که شایسته است پرورش دهد.این زن پرهیزگار در سفری که امام عسکری (ع) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنیا رحلت کرد.
نام ایشان “حسن” و کنیه آن بزرگوار “ابومحمّد” و از القاب ایشان “زکی” و “عسکری” است. آن حضرت چون به دستور خلیفه عباسی مجبور به سکونت در سامراء و در محله “عسکر”، یعنی نظامی سکونت گزیدند او را “عسکری” گویند. البته القاب دیگری همچون « نقی» برای آن حضرت ذکر کردهاند.
آنچه از صفات بزرگ و فضائل که لازمه امامت است در آن حضرت جمع بود، یعنی: در علم، و زهد، کامل بودن در عقل و خرد، عصمت، شجاعت، کرم و بزرگواری از تمام مردم زمان خود برتر بود و علاوه بر نصوص که از پیامبر(ص) و امامان گذشته در باره امامت آن حضرت وارد شده بود، حضرت امام هادی (ع) یعنی پدر بزرگوارشان نیز تصریح به امامت آن جناب فرمودند، و در روایتی که مرحوم شیخ مفید (ره) در کتاب گرانقدر ارشاد نقل کرده است، حضرت امام هادی (ع) چهار ماه قبل از شهادت امام عسکری (ع) را وصیّ خود قرار داد، و به امامت آن حضرت تصریح کرده و گروهی از دوستان و شیعیان را بر این امر گواه گرفت. آن حضرت در میان مردم و بزرگان و حتّی افراد مخالف از احترام خاصی برخوردار بود، به حدّی که حتی ناخواسته آن حضرت را احترام میکردند.
صورت و سیرت امام حسن عسکری (ع)
امام یازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت. ابروهای سیاه کمانی، چشمانی درشت و پیشانی گشاده داشت. دندانها درشت و بسیار سفید بود. خالی بر گونه راست داشت.
امام حسن عسکری (ع) بیانی شیرین و جذاب و شخصیتی الهی باشکوه و وقار و مفسری بی نظیر برای قرآن مجید بود. راه مستقیم عترت و شیوه صحیح تفسیر قرآن را به مردم و به ویژه برای اصحاب بزرگوارش – در ایام عمر کوتاه خود – روشن کرد.
دوران امامت
عمر مبارک حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) به 2 دوره تقسیم میشود:
دوره اوّل: 22 سال قبل از امامت
دوره دوم: 6 سال دوران امامت
سنّ مبارک حضرت 28 سال بود و از سال 254 تا 260 هجری قمری زمان امامت ایشان بود، امّا در این شش سال امامت حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) آن قدر فشار بر ایشان زیاد بود و جاسوسها یکسره مراقب ایشان بودند تا ببینند مهدی موعود چه زمانی میآید که ابوهاشم جعفری نقل میکند: در سال آخر عمر حضرت، ایشان مثل کسانی بودند که 50 سال عمر کردند!
برای حضرات معصومین(علیه السلام)، دوران عباسی ها بدتر از بنی امیّه بود و هر کدام با یک ترفندی با حضرات برخورد می کردند، جالب این است که اتّفاقاً بنی عبّاس عنوان خویشاوندی با پیامبر(صلی الله علیه وآله) را هم بیان می کردند و اصل حاکم شدن آنها به ظاهر به علّت انتقام از خون اباعبدالله(علیه السلام) بود!
اقدامات امام یازدهم در طول امامت ایشان
این امام بزرگوار نمایندگان فراوانی در سراسر دنیا انتخاب کرده بود و از طریق آنها مشکلات مردم را برطرف می کرد و به نیازمندان توجه داشت. پیشوای یازدهم شیعیان پاسخ به روز و متقن به نامه ها می داد؛ در رفتار خود پنهان کاری نداشت و زندان ها و شکنجه ها را تحمل می کرد.
اصل امامت در وجود مبارک حضرات معصومین(علیه السلام) وجود دارد و این که حکومت کنند یا خیر، بحث دیگری است. لذا خلفای غاصب، جایگاه خلافت را غصب کردند، نه اصل خلافت؛ چون اصل خلافت از سوی خدا است و هیچ کس نتوانسته آن را غصب کند!
امام حسن عسکری (علیه السلام) به معرفی حضرت ولیعصر (عج) به خواص می پرداخت و در این زمینه روشنگری می کرد و مسئله امامت امام مهدی(عج) و غیبت را از طریق نامه ها و گفتارها بازگو می کرد.
شهادت امام حسن عسکری (ع)
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری نوشته اند . در کیفیت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبیدالله بن خاقان گوید روزی برای پدرم ( که وزیر معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا – یعنی حضرت امام حسن عسکری – رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خلیفه رفت و خبر را به خلیفه داد . خلیفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . یکی از ایشان نحریر خادم بود که از محرمان خاص خلیفه بود ، امر کرد ایشان را که پیوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و طبیبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسین نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود . بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولی گردیده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را – که عموما اطبای مسیحی و یهودی در آن زمان بودند – امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبید و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پیوسته نزد آن حضرت باشند . و این کارها را برای آن می کردند که آن زهری که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنیا رفته ، پیوسته ایشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربیع الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن 28سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود . بعد از آن خلیفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زیرا شنیده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد … تا دو سال تفحص احوال او می کردند … . این جستجوها و پژوهشها نتیجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او – از طریق روایات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص ) می پیوست ، شنیده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان – همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد یافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدین جهت به بهانه های مختلف در خانه حضرت عسکری (ع ) رفت و آمد بسیار می کردند ، و جستجو می نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بیابند و او را نابود سازند . به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهیم (ع ) و حضرت موسی (ع ) تکرار می شد . حتی قابله هایی را گماشته بودند که در این کار مهم پی جویی کنند . اما خداوند متعال حجت خود را از گزند دشمنان و آسیب زمان حفظ کرد ، و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مأموریت الهی خود را انجام دهد . باری ، علت شهادت آن حضرت را سمی می دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانید و بعد ، از کردار زشت خود پشیمان شد . بناچار اطبای مسیحی و یهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند ، به ویژه در مأموریتهایی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن عسکری (ع ) در میان بود ، برای معالجه فرستاد . البته از این دلسوزیهای ظاهری هدف دیگری داشت ، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقیقت ماجرا بود . بعد از آگاه شدن شیعیان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری (ع ) شهر سامره را غبار غم گرفت ، و از هر سوی صدای ناله و گریه برخاست . مردم آماده سوگواری و تشییع جنازه آن حضرت شدند .
چند حدیث از امام عسکری علیهالسلام:
«لَیْسَتِ الْعِبادَةُ کَثْرَةُ الصّیامِ وَالصَّلاةِ، وَ إنَّمَا الْعِبادَةُ کَثْرَةُ التَّفَکُّرِ فی امْرِاللّهِ».
عبادت در زیاد انجام دادن نماز و روزه نیست بلکه عبادت تفکر و اندیشه در قدرت بىمنتهاى خداوند در امور مختلف مىباشد.(مستدرک الوسایل، ج 11، ص 183، ح 12690)
«إیّاکَ وَالاْذاعَةَ وَ طَلَبَ الرِّئاسَةِ، فَإنَّهُما یَدْعُوانِ إلَى الْهَلَکَ».
فرمود: مواظب باش از این که بخواهى شایعه و سخن پراکنى نمائى و یا این که بخواهى دنبال مقام و ریاست باشى و تشنه آن گردى، چون هر دوى آنها انسان را هلاک خواهد نمود.( بحارالانوار، ج 50، ص 296، ضمن ح 70)
«ما تَرَکَ الْحَقَّ عَزیزٌ إلاّ ذَلَّ، وَلا أخَذَ بِهِ ذَلیلٌ إلاّ عَزَ».
فرمود: حق و حقیقت را هیچ صاحب مقام و عزیزى ترک و رها نکرد، مگر آن که ذلیل و خوار گردید همچنین هیچ شخصى حق را به اجراء درنیاورد مگر آن که عزیز و سربلند شده است.(بحارالانوار، ج 75، ص 374، ح 24)
«أکْثِرُوا ذِکْرَ اللهِ وَ ذِکْرَ الْمَوْتِ، وَ تَلاوَةَ الْقُرْآنِ، وَالصَّلاةَ عَلى النَّبىِّ صلى الله علیه و آله و سلم، فَإنَّ الصَّلاةَ عَلى رَسُولِ اللهِ عَشْرُ حَسَنات».
فرمود: ذکر و یاد خداوند متعال، مرگ و حالات آن تلاوت و تدبر قرآن و نیز صلوات و درود فرستاد بر حضرت رسول ـ و اهل بیتش علیهمالسلام ـ را زیاد و به طور مکرر انجام دهید، همانا پاداش صلوات بر آنها، ده حسنه و ثواب مىباشد.( بحارالانوار، ج 75، ص 372)
«لایَعْرِفُ النِّعْمَةَ إلاَّ الشّاکِرُ، وَلا یَشْکُرُ النِّعْمَةَ إلاَّ الْعارِفُ».
فرمود: کسى قدر نعمتى را نمىداند مگر آن که شکرگزار باشد و کسى نمىتواند شکر نعمتى را انجام دهد، مگر آن که اهل معرفت باشد.( بحارالانوار، ج 75، ص 378، س 16)
«مِنَ التَّواضُعِ السَّلامُ عَلى کُلِّ مَنْ تَمُرُّ بِهِ، وَالْجُلُوسُ دُونَ شَرَفِ الْمَجْلِسِ».
فرمود: یکى از نشانههاى تواضع و فروتنى آن است که به هر کس برخورد نمائى سلام کنى و در هنگام ورود به مجلس هر کجا، جا بود بنشینى. (نه آن که به زور و زحمت براى دیگران، جائى را براى خود باز کنى) (بحارالانوار، ج 75، ص 372، ح 9)
چند بیت شعر در وصف خورشید یازدهم:
اى آفتاب مهر تو روشنگر وجود
در پیشگاه حکم تو ذرات در سجود
اى میر عسکرى لقب اى فاطمى نسب
آن را که نیست مهر تو از زندگى چه سود
*********************
درخشید بار دگر آفتاب رمید از دو چشم گل، آهوی خواب
چمن بر دمن خیمه زد سبزگون به چهر گل و لاله افتاد خون
به دامان کهسار از خاک و سنگ برویید صد بوته رنگ رنگ
مگر نیست باری که بس سالهاست که ما را بهاری نه دیگر بجاست
دیدگاهتان را بنویسید