دوشنبه / ۵ مرداد / ۱۴۰۵ Monday / 27 July / 2026
×
بچه عزيز است، تربيتش عزيزتر

پديده اي به نام دوتربيتي شدن کودک

اگرچه پدربزرگ ها و مادربزرگ ها مي توانند نقش حمايتي مفيدي براي کودک و والدين داشته باشند اما گاه همين حمايت، مي تواند مضر و آسيب رسان باشد.

  • مرداد 10, 1394
  • به گزارش  تبریز بیدار به نقل از تابناک، اگرچه پدربزرگ ها و مادربزرگ ها مي توانند نقش حمايتي مفيدي براي کودک و والدين داشته باشند اما گاه همين حمايت، مي تواند مضر و آسيب رسان باشد.

    مي گويد: «دوستت ندارم!»
    مي گويم: «چرا؟»
    مي گويد: «مهربون نيستي!»
    مي گويم: «من مهربون نيستم؟ همه مامانا مهربونن»
    مي گويد: «نه! مهربون نيستي! مامان جون مهربونه!»
    مادرم را مي گويد. قاشق دهني کرده خودش را کرده توي ظرف ماست و دعوايش کرده ام و حالا دارد با اين جملات تنبيهم مي کند!
    مي گويد: «خونه مامان جون اينطوري نيست. هر کار بخوام مي کنم…»»

    راست مي گويد. نازکتر از گل به نوه مغز بادامشان نمي گويند آنجا! همه اصول و قوانين به هم مي ريزد وقتي پايش مي رسد خانه مادربزرگ و پدربزرگ. يک سرزمين افسانه اي است پر از آزادي…

    بطور کلي بيشترين تاثير در تحول کودک و رشد رواني او نخستين منظومه محيطي است که کودک در آن به دنيا مي آيد که همان خانواده است. اکثريت قريب به اتفاق روانشناسان بر اين نکته توافق دارند که خانواده اولين و موثرترين محيطي است که بر نحوه تحول و تربيت کودک تاثير مي گذارد و ۶سال اول زندگي در اين روند بسيار مهم و غيرقابل مقايسه با بقيه سال هاي عمر است. بنابراين والدين يعني پدر و مادر و خواهران و برادران يک کودک در نحوه شکل گيري شخصيت او بسيار تاثير گذار هستند.

    هر چقدر روابط خانوادگي گسترده تر باشد و کودک در يک خانواده گسترده به دنيا آمده و روابط با افراد فاميل گسترده تر باشد، کودک از اين شرايط و روابط تاثير مي پذيرد اما ميزان اين تاثير بستگي به محيط اوليه او يعني خانواده اصلي دارد.

    ابهري، روانشناس و آسيب شناس اجتماعي معتقد است: «خانواده اولين کلاس آموزش اصول تربيتي، باورهاي ديني، قواعد اجتماعي و آداب و رسوم فرهنگي است. بعد از خانواده از جايي که در کشور ما اقوام و خويشاوندان داراي روابط نزديک با يکديگر بوده و رفت و آمدهاي فاميلي آثار تربيتي بر فرزندان دارد.

    فرزندان مانند آينه رفتارهاي والدين و اطرافيان را جذب کرده و در اولين فرصت به عنوان تمرين رفتاري، آنها را منعکس مي نمايند. بسياري از کودکان ما، گفتار و عبارات دور از ادب و رفتارهاي ناخوشايند را از فرزندان اقوام، همسايه ها و هم محله اي ها ياد گرفته اند.

    بنابراين تا سن ۴سالگي، بايد فرزندان در مقابل پذيرش رفتاري واکسينه شوند يعني نبايد اجازه داد رفتارهاي برگرفته را منعکس نمايند.

    از ۴تا۷سالگي بايد مواظب روابط دوستانه کودکان با همبازي ها بود و آنها را براي رفتن به مهد کودک و مدرسه آماده کرد. در اين مقطع سني بايد به کودکان فهماند که هر خانواده روش مخصوص به خود ارا دارد و بايد از کودکان بدزبان و کم ادب دوري کنند.»

    پديده اي به نام دوتربيتي شدن

    نمي شود مادر باشي و با اين مشکل کمابيش دست و پنجه نرم نکرده باشي. دخالت اطرافيان در تربيت فرزند، خصوصا پدر و مادر والدين، هميشه اذيت کننده و نگران کننده بوده و هست.

    اگرچه پدربزرگ ها و مادربزرگ ها مي توانند نقش حمايتي مفيدي براي کودک و والدين داشته باشند اما گاه همين حمايت، مي تواند مضر و آسيب رسان باشد.

    بارها ديده شده که پدر و مادر طبق شيوه قديم با کودک رفتار کرده اند و با تشر پدر يا مادر خودشان مواجه شده اند و همين باعث شده کودک، آغوش پدربزرگ و مادربزرگ را ترجيح دهد.

    اين نگراني زماني بيشتر مي شود که والدين ناچار شوند کودک خود را ساعاتي از روز براي نگهداري به پدبزرگ و مادربزرگ بسپارند.

    کارشناسان معتقدند در نبود پدر و مادر، مادربزرگ و پدربزرگ تا ۳سالگي بهترين جانشين براي نگهداري از فرزند هستند. سپردن کودک به آنها که سرشار از مهر و محبتند، از سپردن به مهدکودک بهتر است. از نکات مثبت سپردن کودکان به مادربزرگ و پدربزرگ اين است که آنها از منبع سرشار عاطفه در غياب والدين محروم نمي‌شوند اما به‌دليل وابستگي زيادي که پدربزرگ و مادربزرگ به نوه دارند، ممکن است در برخورد با آنها آسان‌گيرتر از والدين باشند. اين سهل‌گيري بيش ‌از حد باعث بروز رفتارهاي نامناسب از جمله لجبازي و پرخاشگري بيشتر در کودکان مي‌شود. اين موضوع تقريبا در مورد تمام مادربزرگ و پدربزرگ‌ها صدق مي‌کند و کودکان وقتي با آنها هستند رفتارهاي نامطلوب بيشتري دارند و متاسفانه مادربزرگ و پدربزرگ چشم‌پوشي کرده و عکس العمل مناسبي نشان نمي دهند و حتي گاه با بسياري از بي ادبي ها و رفتارهاي نامطلوب کودک کنار مي آيند.

    ابهري در اين باره مي گويد: «تاثير رفتار پدربزرگ و مادربزرگ ها در تربيت فرزند قابل چشم پوشي نيست. در فرهنگ ما، نوه از فرزند هم عزيزتر و شيرين تر است و بنا بر همين موضوع، آنها همواره در صدد محبت بيش از اندازه به نوه هايشان هستند که اين اتفاق مي تواند در موارد بسياري ايجاد مشکل کند.»

    اين روانشناس، بزرگترين تاثير نامطلوب رفتار پدربزرگ و مادر بزرگ بر کودک را لوس شدن کودک مي داند و معتقد است کودک تحت اين شرايط، «نه» شنيدن را ياد نمي گيرد و صبر و تحملش براي مسائل کاهش مي يابد.

    دکتر ليلا حيدري نسب معتقد است: «حضور مادربزرگ و پدربزرگ در نحوه تربيت کودک به ميزان قدرتمندي آنها و نحوه مديريت رفتار آنان توسط والدين بستگي دارد. اگر ناهماهنگي بين آنچه که والدين از کودک مي خواهند با آنچه که مادربزرگ براي کودک مي پسندد وجود داشته باشد مي توان شاهد رفتارهايي نظير لجبازي؛ پرخاشگري و تضاد ورزي، پنهان کاري و دروغگويي در کودک بود.»

    تبعات منفي دوتربيتي شدن

    اين که کودک بين تربيت والدين و رفتارهاي اطرافيان نزديک قرار گيرد، تبعات منفي زيادي به دنبال دارد. اول اين که کودک به اين باور مي رسد که هر ممنوعيتي واقعا غيرقابل اجتناب نبوده و مي شود کارهاي ممنوع را نيز انجام داد و گاها با برخورد قاطع مواجه نشد!

    دومين اثر منفي اين اتفاق، نفرت از والدين است. کودک وقتي مي بيند در خانه پدربزرگ و مادربزرگ و يا اقوام نزديک آزادي کامل دارد و با او برخورد نمي شود، ناخودآگاه نسبت به رفتارهاي سختگيرانه پدر و مادر حساس شده و از آنها تنفر پيدا مي کند.

    چه بايد کرد؟

    همان طور که مي دانيم تمام اطرافياني که به نحوي در مراقبت و تربيت کودک نقش دارند، بايد هم صدا و هماهنگ باشند و يکديگر را تاييد کنند تا کودک جايي براي نافرماني پيدا نکند. چنانچه بين اين افراد اختلاف نظر و ناهماهنگي تربيتي وجود داشته باشد، کودک متوجه اين ناهماهنگي مي‌شود و از يکي به ديگري پناه مي‌برد تا حرف خود را به کرسي بنشاند. اين موضوع باعث خواهد شد تا نافرماني و بدرفتاري کودک افزايش يابد.

    براي جلوگيري از اين اتفاق، راهکارهاي زير توصيه مي شود:

    ۱- والدين نبايد بگذارند که کودک متوجه اختلاف نظر آنها با پدربزرگ و مادربزرگ و يا ساير اقوام شود چرا که اگر فرزندتان متوجه اين تفاوت در عقيده شود، با انجام رفتارهايي که مي داند واکنش دوگانه اطرافيان را برمي انگيزد از آب گل آلود ماهي خواهد گرفت.

    ۲- براي اطرافيان، علي الخصوص پدربزرگ و مادربزرگ کودک تبيين کنيد که حساسيت هاي شما در تربيت فرزندتان چگونه است. خطوط قرمز را مشخص کنيد و بر اهميت اجراي اين قوانين تاکيد داشته باشيد.

    ۳- به والدينتان بگوييد که «بچه عزيز است، تربيتش عزيزتر!»

    آزاد گذاشتن بيش از حد کودک بيشتر از اين که به نفع او باشد، به ضرر اوست. همانطور که آنها مي توانند فرهنگ و آداب و رسوم و باورهاي ديني و فرهنگي ما را در قالب داستان و بازي به کودکان منتقل کنند و براي او مفيد باشند، بسياري از رفتارهايشان هم مي تواند آسيب رسان باشد و آينده کودک را تحت تاثير قرار دهد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *