دوشنبه / ۵ مرداد / ۱۴۰۵ Monday / 27 July / 2026
×
پدر های دختران خوشبخت؛

پدر! ابر مرد زندگي دخترت باش

دختري که عشق و محبت را از جانب پدرش دريافت نکند، احساس حقارت خواهد کرد. مرد مهم زندگي او – يعني پدرش- بايد زيبايي او را تحسين کند، به او بگويد که باهوش و داناست، اخلاق او را دوست بدارد و دخترش بتواند عشق خود را به او ابراز کند. دختري که چنين محبتي را در زندگي خود تجربه نکرده باشد، بسيار محتمل است که بعدها با مقداري لفاظي عاشقانه از مردي ديگر، به دنبال سيراب کردن اين عطش خود باشد.

  • شهریور 4, 1394
  • به گزارش تبریز بیدار به نقل از ایران بانو، بزرگ کردن و تربيت نيکوي فرزندان، سخت ترين و مهمترين کاري است که والدين انجام مي دهند. در اين کار مهم لازم است هر دوي والدين، همکاري کنند. شايد اغلب افراد گمان کنند که بزرگ کردن فرزندان، به خصوص دختر، وظيفه ي مادر است ! اما در اين مقاله مي خواهيم به نقش و وظايف خطير يک پدر در تربيت دختر خود بپردازيم.

    پدرهاي دختران خوشبخت!
    در اينکه نقش مادر در تربيت و الگودهي به دخترش مهم است، شکي نيست. مادران، الگو دهندگان خوبي براي دخترشان هستند و لذا بايد چند قدم از او جلوتر باشند تا دخترشان مسير را ببيند. اما شما به عنوان يک پدر بايد براي دختران، يک حامي فوق العاده باشيد. شما بايد پنج قدم عقب تر از او حرکت کنيد تا اگر خواست بيفتد ماقب او باشيد! قدم به قدم با دخترتان بزرگ شويد. به او جرأت و شهامت، اعتماد به نفس، راهنمايي، کمک و حمايتي را بدهيد که نياز دارد.

    گام اول- بهترين آموزش ها را به او بدهيد
    مي گفت «دخترم تازه ديپلم گرفته است. مي خواهم او را به يک دوره آموزش کامپيوتر بفرستم. زيرا پس از دو يا سه سال آموزش مي تواند شغل خوبي براي خودش پيدا کند که درآمد قابل توجهي هم داشته باشد. از اينکه به دانشگاه برود و بعدا با مدرک بخواهد دنبال کار بگردد خيلي بهتر است!»
    شايد شما هم برخي از پدراني را ديده باشيد که عقيده اي شبيه به اين داشته باشند. واقعاً چرا بعضي ها دوست دارند فرزندشان آنقدر سريع بزرگ شود که وقتي به عقب بر مي گردد احساس پشيماني کند که چرا نگذاشته اند متناسب با سن و علاقه ي خودش، آينده اش را رقم بزند؟
    برخي از والدين، کودکان خود را از 3-4 سالگي، در کلاس آموزش زبان ثبت نام مي کنند. برخي ديگر، اصرار دارند که فرزندشان در سن 5 سالگي، آموزش هاي مدرسه را آغاز کند و …
    باور کنيد فرزندتان بعداً ازينکه بهترين روزهاي بازي و کودکي اش را در راه کلاس زبان يا آموزشهاي پيش از موعد، تلف کرده ايد از شما تشکر نخواهد کرد! اگر کودکتان، باهوشتر از همسالانش باشد، بعدا خودش جلو خواهد زد، پس نياز نيست زودتر شروع کنيد. اگر هم هوشي معمولي دارد، فشارهاي اينچنيني، سبب زخم معده، ناراحتي هاي روحي، اضطراب و مشکلاتي از قبيل شب ادراري، ناخن جويدن، تيک عصبي، پرخاشگري شديد در نوجواني و … خواهد شد.
    پدر دختر 8 ساله اي که در کلاس سوم ابتدايي درس مي خواند، تعريف مي کرد: «روزي او را ديدم که با خودش حرف ميزد و مي گفت: بابا خيلي خوشبخت است. به خانه مي آيد، چاي مي نوشد، تلويزيون تماشا مي کند، روزنامه مي خواند، شام مي خورد و مي خوابد! اما من را ببين! بايد تکاليفم را انجام دهم، مشق بنويسم، برنامه درسي ام را براي فردا آماده کنم، و هميشه بايد از مادر و معلمم بترسم که مبادا نمره ي بدي بگيرم.»

    «روزي عروسم را ديدم که بر سر دخترش فرياد مي کشد چرا به جاي نمره 19، هفده گرفته است؟»
    دختري که مدام در ترس است چه نمره اي مي گيرد؟ از اينکه مجبور است تکاليفش را بدون علاقه و ميل انجام دهد ولي پدرش تلويزيون مي بيند و … چنين دختري واقعاً وقتي مادر شود، مي تواند از کودکي اش با افتخار براي فرزندش تعريف کند؟
    شما ترجيح مي دهيددخترتان نمره 17 بگيرد ولي خانه هر روز پر از خنده هاي شادي آفرين او باشد يا نمره 19 و 20 بگيرد ولي افسرده و مضطرب، ساکت بنشيند؟
    نمره ي معدل ديپلم دخترتان مهمتر است يا اينکه او توانايي معاشرت صحيح با عمو و دايي و پدربزرگ، مادر بزرگش را داشته باشد؟
    رشته ي تحصيلي دخترتان مهمتر است يا مهارت او در انتخاب دوستاني شايسته ؟
    اشتباه نکنيد! منظور ما اين نيست که تحصيلات مهم نيست! نه! اتفاقاً برعکس! ادامه تحصيل و موفق بودن در آن، دارايي با ارزشي است که مي تواند دخترتان را کاملتر و شادتر کند و آينده ي بهتري را برايش رقم بزند. اما به شرطي که مهارت هاي مهمتري که روح و روان او را سالم نگه مي دارد و به او توانايي زندگي و معاشرت بهتر مي دهد را پيش از آن به او آموخته باشيد! اين وظيفه اي است که از عهده ي پدر يک دختر، بهتر بر مي آيد تا مادر او.
    مرد مهم زندگي او – يعني پدرش- بايد زيبايي او را تحسين کند، به او بگويد که باهوش و داناست، اخلاق او را دوست بدارد و دخترش بتواند عشق خود را به او ابراز کند. دختري که چنين محبتي را در زندگي خود تجربه نکرده باشد، بسيار محتمل است که بعدها با مقداري لفاظي عاشقانه از مردي ديگر، به دنبال سيراب کردن اين عطش خود باشد

    گام دوم – موفقيت چيست؟
    تاکنون درباره موفقيت، تعاريف متعددي ارائه شده است که با هم متفاوتند. بسياري از مردم، ظاهراً خوشبخت و موفق هستند ولي در درون، واقعاً بيچاره و درمانده مي باشند. در روانشناسي معاصر، موفقيت، نگرشي ذهني است که نه تنها شامل عوامل بيروني مي شود، بلکه بايد در احساس و انديشه هاي يک فرد موفق موج بزند.
    شما به عنوان يک پدر بايد به دخترتان بياموزيد که عاقل باشد، مردم را درک کند، برداشت درستي از دنياي اطرافش داشته باشد و عاقبت انديشي نمايد. او نمي تواند اين مطالب را در دانشگاه بياموزد! مشاهدات خود را با او در ميان بگذاريد، کتاب هايي را که خوانده ايد، به او نشان دهيد و درباره اش با او حرف بزنيد. به او اجازه دهيد مرتکب اشتباهات کوچک شود و بعد به او کار درست را آموزش داده و سپس از او بخواهيد که آن کار را دوباره انجام دهد. به او اجازه دهيد به اردو با دوستانش برود، او را به محل کارتان ببريد تا شرايط يک محيط جدي را ببيند، با خانمهاي همکارتان صحبت کند، مراقب او باشيد و به او اجازه دهيد تا تجربه کند. البته بديهي است که در آموختن تجربيات خود به او، و نيز ميزان آزادي و اختياري که در اختيار وي قرار مي دهيد، توجه به سن، شخصيت و روحيه وي بسيار ضروري است. دختر شما قطعاً در آينده به داشتن پدري چون شما که موفقيت در ريزه کاريهاي زندگي را عملاً آموخته است، افتخار خواهد کرد!

    گام سوم – اميد دل دخترتان باشيد
    گاهي اوقات دخترها با پدرشان رابطه ي صميمي ندارند. اين مسئله براي آينده ي احساسي دخترتان، خطرناک است! دختري که عشق و محبت را از جانب پدرش دريافت نکند، احساس حقارت خواهد کرد. مرد مهم زندگي او – يعني پدرش- بايد زيبايي او را تحسين کند، به او بگويد که باهوش و داناست، اخلاق او را دوست بدارد و دخترش بتواند عشق خود را به او ابراز کند. دختري که چنين محبتي را در زندگي خود تجربه نکرده باشد، بسيار محتمل است که بعدها با مقداري لفاظي عاشقانه از مردي ديگر، به دنبال سيراب کردن اين عطش خود باشد.
    اطمينان حاصل کنيد که با دخترتان، يک رابطه ي صميمي دو طرفه داريد. اگر شما در کودکي تان، با پدر خود راحت نبوده باشيد، شايد اين کار برايتان سخت باشد ولي باور کنيد غيرممکن نيست. اين اطمينان را به او بدهيد که هروقت بخواهد، همراهش خواهيد بود. مطمئناً جنبه هايي از زندگي هست که او دوست دارد در موردش با شما صحبت کند نه با مادرش. در چنين مواقع حياتي، همراهش باشيد.
    به ياد داشته باشيد که در اين ارتباط دو طرفه، سکوت، معجزه ي بسيار بيشتري نسبت به سخن گفتن دارد. به حرفهايش گوش دهيد. شايد او تنها بخواهد حرف دلش را بزند و افکار دروني اش را با شما در ميان بگذارد.
    از فرصت هاي کوچک براي ايجاد اين صميميت، استفاده کنيد. اگر دخترتان، جمعه ها صبح کلاس دارد او را با اتومبيل به آنجا برسانيد. طول مسير، فرصت طلايي است! از آن استفاده کنيد و دخترتان را متوجه اين نکته کنيد که از اينکه صبح هاي جمعه را با او هستيد، خوشحاليد نه اينکه مدام غر بزنيد که تو روز تعطيل مرا خراب کردي! امتحان کنيد . مطمئن باشيد هم شما و هم دخترتان از آن سود مي بريد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *