گزارش ویژه؛

نگاه ظریفانه به راهی که دستگاه دیپلماسی پیموده

رفتار دولت اعتدال و مشخصاً دستگاه سیاست خارجی دولت با آل سعود در دو سال گذشته می تواند گزینه مناسبی برای بررسی باشد.

به گزارش تبریز بیدار دست دادن ظریف با اوباما اگر بازتاب خبری اش بیشتر از جان باختن خیل کثیری از مسلمانان در فاجعه منا نبوده باشد قطعاً کمتر نیست. با رسانه ای شدن این اتفاق(!) عده ای ساز مخالفت کوک کردند و جماعتی دیگر چشم بسته بنا را بر حمایت از اقدام ظریف گذاشتند. اینکه از وازه «چشم بسته» وام می گیریم دلیل دارد. 

پر واضح است که نه منتقدان و نه حامیان محمد جواد ظریف حق ندارند چشم بسته به او بتازند و یا همه اقدامات او را تطهیر کنند. 

در یک کلام شاید بتوان خروجی عملکرد دو ساله ظریف را تشریح کرد.« مرد اول دستگاه دیپلماسی کشورمان بر آورد درستی از معادلات بین المللی ندارد!»

حتماً مخاطب در نگاه اول این جمله را بر نخواهد تابید. اما برای هضم این جمله کافی است گردن کج کرده و به راهی که ظریف و تمیش آمده اند نگاهی بیندازیم. 

رفتار دولت اعتدال و مشخصاً دستگاه سیاست خارجی دولت با آل سعود در دو سال گذشته می تواند گزینه مناسبی برای بررسی باشد. 

همان ابتدای آغاز بکار دولت تدبیر، چراغ سبزهای بسیاری از سوی رئیس‌جمهور و وزیر خارجه برای تنش‌زدایی با عربستان روشن شد. تحلیل‌گران همسو با دولت نیز به طور پیوسته بر ضرورت تنش‌زدایی تاکید کردند. تنش‌زدایی البته امری نبوده و نیست که تنها خواست این دولت باشد. در برنامه پنج ساله پنجم که به تایید مقام معظم رهبری نیز رسیده، بر ضرورت تقویت روابط حسنه با همسایگان، اعتمادسازی، تنش‌زدایی و همگرایی با کشورهای منطقه و اسلامی تاکید شده است. اما آنچه مشکل‌ساز می‌شود، تلقی از تنش‌زدایی است، تلقی غیرواقعی که احساس می‌کند تنش‌زدایی یعنی یک سفر، یک لبخند و یک سخنرانی.


خوشبینی در احیای روابط حسنه ایران با عربستان بحدی قوت گرفت که برخی استارت این موضوع را در سفر هاشمی به عربستان یافتند. در حالی که برخی از افراطیون خوشبین دولت، حل مشکلات میان دو کشور موثر اسلامی را در سفر هاشمی جستجو می کرند و حتی در مواقعی خودِ هاشمی هم به تقلا افتاده بود، عربستان با همراهی کشورهای غربی جنگ نفتی با تهران را کلید زد و نفت صد دلاری را به نصف کاهش داد آنهم در شرایطی که دستگاه دیپلماسی کشورمان توافق ژنو را دستاوردی بزرگ می پنداشت!


گذشت تا اینکه جوانی خام و بی تجربه پشت فرمان دستگاه سیاست خارجی آل سعود نشست. ظریف بلافاصله راه تعامل در پیش گرفت و به همتای عربستانی خود پیام تبریک فرستاد. جلوس عادل الجبیر بر مسند وزارت خارجه سعودی ها همزمان شده بود با آغازین روزهای حمله وحشیانه این کشور بر علیه مردم یمن. برای کسانی که عینک واقع بینی زده بودند پیام تبریک ظریف به عادل الجبیر تعجب برانگیز می نمود و حتی در مواردی انتقاد شدید سیاسیون را در پی داشت. برخی از منتقدین معتقد بودند،پیام تبریک آقای ظریف (بی‌آن که بدانند و یا خدای نخواسته بخواهند) غیر از اعلام حمایت از جنایات وحشیانه آل‌سعود علیه ملت مسلمان و مظلوم یمن، هیچ معنا و مفهوم دیگری ندارد.

حتی در آغازین ساعات فاجعه منا نیز دولت یازدهم ترجیح داد با تعامل کار را به پیش ببرد. لیکن باز عربستان بنای ناسازگاری گذاشت و در ابتدای امر، عادل الجبیر درخواست دیدار ظریف را رد کرد و در گام بعدی از سفر وزیر ارشاد کشورمان برای پیگیری وضعیت حجاج ایرانی ممانعت بعمل آوردند وگستاخی عربستان به حدی اوج گرفت که از تحویل جنازه های ایرانی امتناع کردند تا اینکه تهدید رهبر انقلاب مانندی پتکی بر سر آل سعود آوار شد و ورق برگشت. حال بماند که توهین های مسئول دستگاه خارجی عربستان بر علیه رئیس جمهور کشورمان نیز در کشاکش این حوادث گم شد.

 یک بررسی ساده در یک موضوع مشخص به نام «تعامل با عربستان» نشان می دهد که دولت یازدهم و محمد جواد ظریف به عنوان ناخدای دستگاه دیپلماسی کشورمان در تعامل با عربستان ناموفق بوده اند و بعضاً اشتباهات فاحشی داشته اند. حداقل اکنون می توان گفت که اشتباهات دولت در مواجهه با عربستان محرز است. اساساً اگر مواجهه دولت با عربستان مواجه درستی بوده پس چرا عادل الجبیری که در سخت ترین شرایط دو کشور از طرف همتای ایرانی خود پیام تبریک دریافت کرده به درخواست دیدار او جواب منفی می دهد؟! و پشت بند آن با جملاتی سراسر توهین آمیز رئیس جمهور کشورمان را از مطالبه حقوق کشورمان نهی می کند.

همان ایام نیز عده ای چشم بسته اقدام ظریف را تحسین کردند اما گذشت زمان نشان داد که سیاست های تعاملی ظریف خروجی مناسبی نداشته است. چه در حوزه سیاسی و چه حوزه اقتصادی.

حال سئوال این است آیا دست دادن ظریف با اوباما را نیز می توان در این پازل تحلیل کرد؟ 

کوتاه سخن اینکه؛ اغلب اقداماتی که ظریف تاکنون انجام داده و اتفاقاً حامیان دولت مصرّ به دفاع از آنها بوده اند ، با گذر زمان مشخص شده که سیاست درستی نبوده است و تعامل با عربستان سعودی و ره آورد این تعامل می تواند ادعای نگارنده را تائید کند.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.