دستگیری سارق قمه بدست توسط عوامل کلانتری ۱۹ تبریز
تداوم گرمای هوا در آذربایجانشرقی تا دوشنبه
فراخوان هفتمین جشنواره سراسری تئاترخیابانی و فضای باز ” تبریزیم “
در باب مداحی و مداح منتقد؛ این روش رفتار با منتقد درست نیست!
ربیعی رفت، نکونام سرمربی جدید تراکتور
آیا پیگیریهای استاندار برای اقشار محروم جامعه به اندازه سرمایهداران است؟
روز تبریز، مصوبه یا نمایش؟!
روایت بیزیم محله از قیخ متیر / قانلیگول؛ گرهی که باز نمیشودروح الله رشیدی نوشت: حیف است ننویسیم که او فرزندِ تفکرِ خمینی(ره) بود. از همانها که رمز و راز مرامِ آن مرد بزرگ را در نورستگی درمییابند و میشوند مریدش.
به گزارش تبریز بیدار روح الله رشیدی نوشت:
میشود برایش متن احساسی نوشت. میشود به روزها و شبهای محرّمِ پیش رو فکر کرد و جای خالی فریادهای حسینیاش. میشود برایش شعر سرود و نوحه خواند. میشود خاطراتش را از مسجد و هیئت و کوچه و خیابان مرور کرد و هوای دل را ابری کرد. و میشود تصویری از او را در هالهی ابرها جای داد و به آسمان متصلش کرد. خیلی کارها میشود کرد و باید کرد؛ محمدرضا، بیش از اینها اثر و نشانه از خود دارد…
اما حیف است ننویسیم که او فرزندِ تفکرِ خمینی(ره) بود. از همانها که رمز و راز مرامِ آن مرد بزرگ را در نورستگی درمییابند و میشوند مریدش. از همانها که زود سر برآورده، زود به بلوغ رسیده و زود ثمر میدهند. چونان نورستگانی که بیابانها و کوهستانهای جنوب و غرب، هنوز در بُهتِ شکوهِ مردانگیشان، متحیرند…
محمدرضا جلالی، از سلسلهی عباس عبداللهی ها و بیضاییها و حامد جوانیها بود. و متصل به آنها… یادمان نمیرود که در فراق این مردانِ مرد، چگونه گُر میگرفت و میسوخت… پیوندشان مبارک!
دیدگاهتان را بنویسید