مهران، جاده بیقراری برای مسیر اربعین
آچار فرانسه هسته ای
عزت ایران، میراث ماندگار شهدا / مهندس مکانیک که آگاهانه لباس سبز پاسداری به تن کرد
اعزام کاروان مردمی «از آذربایجان تا خلیج فارس؛ جان فدای ایران» از تبریز
جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است
مطالبه نیروهای شرکتی را به «پرداخت مستقیم حقوق» تقلیل ندهید
چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبین
نباید به اختلافات سیاسی و گسلهای قومی دامن زدنكته ماجرا برايم آن بود كه اين جماعت خود را فعالان حركت ملي آذربايجان ميخوانند در حالي كه با ملت خود، در دو جهت متفاوت هستند.
به گزارش تبریز بیدار محسن هادی از فعالین فرهنگی تبریز در یادداشتی نوشت:
سال پيش يكي از فعالان سياسي آذربايجاني در آمريكا مرحوم شد، مجلس ختم او شكل خاصي داشت، بسيار متفاوت از آنچه كه مردم آذربايجان در مرگ عزيزانشان رفتار ميكنند.
تفاوت كه چه عرض كنم، در تضاد كامل با مناسك ترحيم آذري ها بود؛ داشتند ميرقصيدند، غمگين بودند، ولي با لباس هاي شيك وشاد، مردها كت و شلوار و زنها دكلته، مي رقصيدند. انتخاب خودشان بود، واقعا به خودشان مربوط است، همانطور كه به خود من مربوط بود كه در مرگ مادر بزرگم سياه پوشيدم و شيون كردم و داخل قبرش شدم، آيت الكرسي خواندم و زير صورتش تربت كربلا گذاشتم . نكته ماجرا برايم آن بود كه اين جماعت خود را فعالان حركت ملي آذربايجان ميخوانند در حالي كه با ملت خود، در دو جهت متفاوت هستند، سبك زندگي شان دو چيز كاملا متفاوت است؛ و كيست كه نداند تفاوت در سبك زندگي، تفاوت در ارزش ها و افكار و دغدغه ها هم هست!
حالا توجهم را رفتار برخي از اپوزسيون جلب ميكند كه روز عاشورا، تاسوعا يا يكي دو روز اينور و آنور، كنسرت موسيقي مي گذارند يا استند آپ كمدي برگزار ميكنند! خوب و بدش منظور اين متن نيست، گناه و ثوابش هم، خودشان ميدانند، اما اينكه ميزان شكاف بين خود و كثير مردم ايران را نمي بينند برايم جاي تامل دارد؛ اينها در جامعه خود نيستند، حتي وقتي داخل ايران بودند، در جامعه نبودند! موفق نخواهند شد، دست كم با روش هاي مدني نخواهند توانست به تغيير مورد نظرشان برسند.
دیدگاهتان را بنویسید