نفوذی با میوه خوشمزه ارتباط

خلاصه آن که نفوذ یک پدید فضایی،پیچیده ،مخوف و انتزاعی نیست.بدیهی است که بازیگران عرصه نفوذ اپوزوسیون خارج نشین نیست ، بازیگران عرصه نفوذ کسانی هستند که معتقدند ایران و امریکا به درک متقابل همدیگر رسیده اند و بایستی با آغاز تعامل در سایر حوزه ها و مخصوصا برجامیزه کردن تحولات و درگیری منطقه غرب آسیا میوه خوشمزه ارتباط را چید.

یادداشت مهمان تبریزبیدار/ امیر مهتدی فر

طرح مسئله نفوذ در افق پسا برجام باعث واکنش های مختلف و تا حدی متنافر در فضای سیاسی- رسانه ای کشور گردید؛ و هرکس از ظن خود به تحلیل نفوذ پرداخت. در سطح مواجهه و برخورد با پدیده، رسانه های متصل به منبع لایزال ثروت ابتدا با سکوت مطلق و سپس با استهزا و فروکاست قضیه به دستگیری چند مواجب بگیر- که اسناد آن منتشر شد- سعی در بهره برداری جناحی با استفاده از تاکتیک مظلوم نمایی نمودند که این روند هم اکنون در مرحله تحریف و آدرس غلط دهی به افکار عمومی قرار دارد. عده ای خوش نیت ساده اندیش نیز با تحلیل های سطحی خود ، به دنبال یافتن مصداق نفوذ برآمدند و فقط بعد امنیتی نفوذ را برجسته سازی نمودند.

قرن بیستم نام های بسیاری به خود گرفته است، اما در حوزه سیاسی اجتماعی یکی از اصلی ترین نام ها “قرن انقلاب ها” بوده است. در قرن بیستم انقلابیون کوبا از دل جنگلها قیام کردند و انقلابیون الجزایر از میان بیابان و صحراها ؛در ایران مردمی ترین انقلاب قرن و نخستین انقلاب اسلامگرای گسترده، چون طوفانی برگرفته از ایدئولوژی اسلامی ،بنیان هویتی غرب استکباری را به چالش کشید.

در قرن ۲۱ انگاره های تغییر نرم با کمترین خشونت و در کوتاهترین زمان، موفقیت های چشمگیری در کشورهای گرجستان ،اکراین،  قرقیزستان و.. به دنبال داشتکه مدل بومی آن در ایران در سال های ۷۸ و ۸۸ به شکست انجامید؛ البته رویکرد نرم در معارضه با ایران در اواخر دهه ۶۰ شمسی همزمان با موفقیت مدل فروپاشی شوروی آغاز گردید.

آنچه پس از این مقدمه گفتنی است را بخوانید…

منشا قدرت هر کشوری را منابع پنج گانه قدرت ارگانیکی (سیاسی،فرهنگی،اقتصادی، اجتماعی و دفاعی-  نظامی) شکل می دهد. بدیهی است که کشوری در یک مولفه قدرت به طور نسبی ، سطح تراز بالاتر و در سایر حوزه ها سطح تراز کمتری داشته باشد؛ به عبارت دیگر در یک حوزه قدرتمندتر و در حوزه دیگر ضعیف تر باشد.کشورهای قدرتمند برای مبارزه و مقابله با دشمنان منافع ملی و هویتی خود از یک راهبرد دوپایه استفاده می کنند:

  1. راهبرد تمرکز بر نقاط ضعف رقیب که با هدف اشتباه محاسباتی کشور هدف صورت می گیرد.
  2. راهبرد تمرکز بر نقاط قوت کشور هدف که نفوذ را در پی خواهد داشت.

مولفه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی به عنوان منبع اصلی  قدرت جمهوری اسلامی ایران منجر به تبدیل جمهوری اسلامی به یک کشور  قابل اتکا در سطح منطقه و جهان شده است؛ در عین حال و علی رغم تاکیدات مقام معظم رهبری جهت اجرای سیاست های مقاوم سازی اقتصادی و استحکام اقتصادی کشور ، از میان ۵ مولفه قدرت ارگانیک جمهوری اسلامی ،حوزه اقتصادی در نسبت به سایر حوزه ها ضعیف ترین و پایین ترین جایگاه را دارد. به همین علت است که معظم له حوزه اقتصادی را کم اهمیت ترین حوزه نفوذ در مقایسه با نفوذ سیاسی و فرهنگی می دانند.

نفوذ هدف غایی نیست، نفوذ در رویکرد جدید ، یک راهبرد و روش  میان مدت در چارچوب اثرگذاری جنگ نرم است.هدف دشمن در راهبرد  نفوذ حفظ صورت و ساختار ظاهری نظام و تغییر سیرت آن می باشد ؛ به دیگر معنا جمهوری اسلامی تهی شده از روحیه انقلابی ، هدف این راهبرد میان مدت است.همان گونه که مقام معظم رهبری در تاریخ ۲۰/۷/۹۴ فرمودند : ” در چارچوب اهداف جنگ نرم دشمن، باقی ماندن نام جمهوری اسلامی و حتی حضور یک معمم در راس آن مهم نیست، مهم آن است که ایران تامین کننده اهداف امریکا،صهیونیسم و شبکه قدرت جهانی باشد.”

در این صورت جمهوری اسلامی ایران با جمهوری اسلامی افغانستان تفاوتی نخواهد داشت.رسیدن به این هدف میان مدت که هدف نهایی و غایی آن تغییر ذاتی و براندازی است مستلزم ابزار، بازیگران  و بسترهایی است که به جهت محدودیت به اختصار به آن ها پرداخت خواهد شد و در وقت مقتضی به طور مبسوط به آن ها می پردازم.

یکی از مهمترین ابزارهای نفوذ در شرایط فعلی بر مبنای گفته های مقامات امریکایی بعنوان تصمیم گیر و اندیشکده ها یی که در جامعه امریکا وظیفه تصمیم سازی را برعهده دارند، داغ کردنن خط دیپلماسی ۱ و ۲ می باشد. بدین شرح که دیپلماسی خط ۱ (دیپلماسی رسمی) در شرایط فعلی کم هزینه ترین ابزار جهت تست فضای تصمیم گیری و نظرات مسولان ایرانی است؛ و دپلماسی خط ۲ (دیپلماسی عمومی ) با اقداماتی چون  عادی سازی روابط ایران و امریکا و بازگشایی سفارتخانه ها  ، تعامل NGO های به ظاهر مردمی ، فرصت های آموزشی غربی ها به ایرانی ها و ….بهترین فرصت را برای بازیگری و یارگیری عناصر وابسته فراهم می آورد.- دیپلماسی رسمی ایران و امریکا با نهیب مقام معظم رهبری فعلا به اغما رفته است.

خلاصه آن که نفوذ یک پدید فضایی،پیچیده ،مخوف و انتزاعی نیست.بدیهی است که بازیگران عرصه نفوذ اپوزوسیون خارج نشین نیست ، بازیگران عرصه نفوذ کسانی هستند که معتقدند ایران و امریکا به درک متقابل همدیگر رسیده اند و بایستی با آغاز تعامل در سایر حوزه ها و مخصوصا برجامیزه کردن تحولات و درگیری منطقه غرب آسیا میوه خوشمزه ارتباط را چید.

اما این نکته هم شنیدنی است که الی لیک از نویسندگان بلومبرگ ویو و از حامیان جریان نفوذ می نویسد:” نظام ایران تهدید پیش رو را به چشم می بیند. آیت الله خامنه ای در سخنرانی اخیر خود گفت: ما نه اجازه نفوذ اقتصادی، نه نفوذ سیاسی و نه نفوذ فرهنگی آمریکا را نمی دهیم.”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.