گفتگوی تفصیلی با کاندیداهای مجلس(6)؛

روایت عباس زاده از ارگ تبریز تا حضور در لیست های انتخاباتی و هزینه های کاندیداتوری

در ادامه گفتگوهای تفضیلی با نامزدهای انتخابات در تبریز، با حجت الاسلام عباس زاده به گفتگو نشستیم. متن گفتگو به شرح زیر می باشد.

سرویس سیاسی تبریزبیدار؛

در ادامه گفتگوهای تفضیلی با نامزدهای انتخابات در تبریز، با حجت الاسلام عباس زاده به گفتگو نشستیم. متن گفتگو به شرح زیر می باشد.

به عنوان سوال اول از خودتان برایمان بگویید. متولد چه سالی هستید و کجا متولد شدید؟
بسم الله الرحمن الرحیم. بنده متولد سال ۱۳۴۵ در شهرستان ارومیه هستم. در سن ۱۲ سالگی بودم که انقلاب شکوهمند اسلامی کشورمان به پیروزی رسید و بنده همراه برادر بزرگترم به انقلابیون پیوستم. سال ۵۷ روزی که مجسمه رضاشاه را در میدان ساعت ارومیه به زیر می‌کشیدند در آنجا حاضر بودم. از همان بدو تأسیس بسیج عضو بسیج مستضعفین ارومیه بودم و به به تدریج عنوان مربی نظامی و عقیدتی مشغول فعالیت و ۳ ماه به شهر کردنشین اشنویه به عنوان بسیجی و رزمنده داوطلب اعزام شدم.

همان سال پس از اتمام پایه اول دبیرستان در رشته تجربی به قصد ورود به حوزه علمیه، از تحصیل انصراف دادم و به تبریز آمده و در حوزه علمیه ولی عصر(عج)، ثبت نام کردم و تا سال ۶۷ مشغول تحصیل علوم دینی بودم و همزمان تغییر رشته داده و در علوم انسانی دیپلم گرفتم. در این مدت به طور متناوب به مدت ۳۰ ماه به صورت بسیجی داوطلب در جبهه ها حضور یافته و در عملیات بدر که سردار شهید باکری به شهادت رسید مجروح شده و جانباز گشتم.

پس از پایان دفاع مقدس، با دختر مرحوم آیت الله ملکوتی نماینده ولی فقیه در آذربایجان ازدواج کرده و به استخدام آموزش و پرورش درآمدم و ۱۶ سال در مراکز تربیت معلم تبریز و سپس در قم به تدریس پرداختم. در تبریز سمت‌هایی همچون رئیس شورای سیاست گذاری ائمه جمعه استان آذربایجان شرقی، مدیریت حوزه علمیه ولی عصر(عج) و مسئول پذیرش حوزه‌های علمیه استان، قائم مقام بنیاد مصلی تبریز داشتم و عضو اجرایی دفتر امام جمعه وقت بودم.

از سال ۷۴ که حضرت آیت الله ملکوتی به قم عزیمت نمودند بنده نیز به قم رفتم و به مدت ۱۰ سال مقیم شهر مقدس قم شدم و در آنجا علاوه بر اخذ دکترای کلام اسلامی در درس خارج آیت الله ملکوتی، آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله سبحانی شرکت داشتم که مجموعا ۱۳ سال درس خارج دارم، در همان زمان انتشارات شاکر را برای نشر آثار آیت الله ملکوتی و کتب خود تاسیس کردم.  در سال ۸۴ پس از استعفا از آموزش و پرورش قم به تبریز آمده و به عضویت هیئت علمی دانشگاه تبریز در آمدم و همزمان مسئولیت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه هنر اسلامی تبریز را به عهده گرفتم و ده سال است که در این دو سنگر مشغول خدمت می باشم.

چه شد که در سال ۶۷، داماد آیت الله ملکوتی شدید؟
حضرت آیت الله ملکوتی(ره) به عنوان استاد به صورت ماهیانه در مدارس حوزه علمیه حضور می یافت و به تدریس اخلاق می پرداخت و بنده از سال ۶۱ با بیت امام جمعه تبریز ارتباط داشتم و خود ایشان و بیت با بنده آشنایی داشتند. از سوی دیگر آیت الله ملکوتی(ره) در اوج قدرت و مسئولیت خود، فردی بسیار ساده زیست و کم توقع بودند که بنده را به عنوان طلبه ای ساده که اندوخته و امتیازی نداشت، با تحقیقی از ارومیه با بزرگواری خویش، و وساطت حاج آقا شجاعی مدیر وقت حوزه علمیه پذیرفت و این وصلت انجام شد.

Image title

در اوایل دهه هفتاد آیت الله ملکوتی به قم هجرت کردند. اخیرا آقای عبدالعلی زاده استاندار اسبق آذربایجان شرقی در کتاب خاطرات خود با اشاره به هجرت آیت الله ملکوتی، از بروز اختلافی بین علمای استان با آیت الله ملکوتی و اصرار آنان برای عزل آیت الله ملکوتی پس از سفر رهبر انقلاب، خبر می دهند. این روایت را صحیح می دانید؟
متأسفانه تاریخ نگاری معاصر ما در بسیاری مواقع مصادره به مطلوب کردن وقایع است. بنده بخشی از این اخبار را نمی پذیرم زیرا اولاً حضرت آیت الله ملکوتی با همه علما منطقه رابطه حسنه ای داشت و ثانیاً در صورت قبول این اخبار، اثبات می شود که اختیار عزل و نصب های نماینده های ولی فقیه در استانها به دست برخی از افراد است که این در شان نظام اسلامی و رهبری انقلاب نیست.

این صورت بندی و صحنه سازی چندان صحیح نیست و آنچه صحت دارد این است که پس از ارتحال آیت الله العظمی گلپایگانی(ره) و آیت الله العظمی اراکی(ره)، حوزه های علمیه از وجود علمایی برای شاگردپروری خالی شد و ۳ تن از بزگان حوزه علمیه قم یعنی آیات مشکینی، امینی و فاضل لنکرانی، در نامه های جداگانه ای به مقام معظم رهبری از ایشان درخواست کردند که آیت الله العظمی ملکوتی(ره) با تغییر سنگر به قم آمده و به تدریس و مباحث حوزوی مشغول شوند.

مقام معظم رهبری نیز پس از آن با فرستادن آیت الله رسولی محلاتی، آیت الله ملکوتی(ره) را از نگارش این نامه و درخواست باخبر ساختند و نظر نماینده وقت ولی فقیه در آذربایجان شرقی را جویا شدند.
پس از طرح این مسئله آیت الله ملکوتی فرمودند قم برای من بهتر است و پس از یک هفته با خداحافظی از مردم تبریز در خطبه های نماز جمعه، برای زیارت امام رضا (ع) به مشهد مقدس سفر کرده و سپس در تهران به محضر مقام معظم رهبری و آیت الله هاشمی رفسنجانی رسیدند و پس از افتتاح دفتر مرجعیت، فعالیت های علمی خود را در آنجا آغاز کردند.

پس این روایت را مخدوش می دانید؟
بدیهی ترین اشکال خاطره آقای عبدالعلی زاده این است که ادعا شده ۶ ماه پس از سفر مقام معظم رهبری آیت الله ملکوتی انتقال یافتند، در حالی که فاصله زمانی سفر رهبری به استان با تغییر نماینده ولی فقیه در استان ۲ سال می باشد. من این را طی تماس تلفنی به آقای مهندس عبدالعلی زاده یادآور شدم و ایشان قول داد در چاپ های بعدی آن را تصحیح کند.

اشاره کردید که در دهه ۶۰ در بنیاد فرهنگی مصلا تبریز فعالیت داشتید. برخی انتقادات نسبت به عملکرد بنیاد مصلی مطرح می شود که مربوط به تخریب بنای ارگ تبریز در جریان ساخت مصلا و انتساب آن به مرحوم آقای ملکوتی است. در این باره چه پاسخی دارید؟
آن موقع من در مصلا نبودم و نسبتی با حضرت آیت الله هم نداشتم اما شما می‌دانید پس از انتصاب آیت الله ملکوتی به سمت امامت جمعه تبریز، اقامه نماز به صورت پراکنده و در میدان راه آهن، میدان نماز و در مسجد جامع برگزار می شد. آیت الله ملکوتی(ره) به دلیل مطالعات عمیق در تاریخ اسلام و ایران، بر روی محل فعلی مصلی انگشت گذاشتند و گفتند اینجا مسجد است و باید مصلی شود.

در جهت تحقق این امر، با استفاده از کمک های مردمی و برخی فعالیت های اقتصادی جهت احداث مصلی، پس از تشرف به خدمت امام(ره)، ایشان فرمودند: مسجد را مسجد کنید، آثار باستانی چیست؟ مگر تا چه زمانی می شود یک بنا را نگه داشت؟

بخشی که ادعا می شود تخریب شده بخش کوچکی بوده که ایستایی لازم را هم نداشته است و برای اقامه نماز لازم بود برداشته شود. اگر قصد تخریب ارگ تبریز وجود داشت، همه آن را تخریب می کردند و نه بخش کوچکی از بنای سست آن را.

این یک واقعیت است که در دنیایی که همه چیز محکوم به فناست نمی توان آثار جاویدی داشته باشیم، هرچند که گذشته، آیینه آینده است و باید از آن مراقبت کرد. اما زمانی که یک اثر به طور کامل در معرض نابودی است کسی قدرت سرپا نگه داشتن آن را ندارد. اگر بخش ترمیم یافته بیش از اصل اثر باشد، آن دیگر اثر تاریخی نیست.

شما در سال ۸۴ وارد مسئولیت در نهاد رهبری در دانشگاه ها شدید، انتقادی که نسبت به عملکرد دفاتر نهاد  در دانشگاه ها وجود دارد، این است که بحث رویکردهای فرهنگی نهاد و پدرمعنوی دانشجویان بودن کم رنگ شده است. این انتقاد را قبول دارید؟
نهاد رهبری در دانشگاه ها کاری آخوندی است که ترویج مسائل اخلاقی و دینی و اصول دین و دفاع از احکام حیات بخش اسلامی وظیفه اصلی این دفاتر است و به نظر من در این حوزه خوب عمل کرده است.

به نظرم برای به دست آوردن میزان تأثیر گذاری دفاتر نهاد در فضای عمومی دانشگاه‌ها اولاً باید برای یک لحظه هم که شده دانشگاه‌ها را در فرض نبود دفاتر نهاد ملاحظه نماید تا معلوم شود آنان در دانشگاه به چه میزان تأثیر گذار بوده است و ثانیاً باید بدانیم مسئولین نهاد اختیاراتی مثل رئیس دانشگاه ندارند. ضمناً ما برای تربیت امامان جمعه یا مسئولین عقیدتی سیاسی سازمان های نظامی و روحانیون دانشگاهی در حوزه های علمیه تربیت ویژه ای نداریم.

روحانیت علی رغم نداشتن اختیارات نه چندان زیاد، در هرجایی که هستند منشا خیر و ایجادکننده وحدت و انگیزه بخشی به نیروها بوده و هستند. 

شما به عنوان کاندیدایی تازه وارد و مستقل به وادی انتخابات، نسبت خودتان را با جناح های سیاسی مشخص نکرده اید و بهتر است وارد این مسئله شویم که نظر شما درباره دولت های پس از انقلاب چیست؟
با برچیده شدن نظام طاغوتی روش امام راحل و مقام معظم رهبری این بود که تمام همت خود را برای رشد و توسعه ایران اسلامی به کار بندند.

در دوران سازندگی به دلیل اینکه ما با چاله های جنگ روبرو بودیم، به نظرم این چاله ها به خوبی و با موفقیت در آن برهه زمانی پر شد. که آقای هاشمی در این قضیه توانستند نقش بارزی در این مسئله ایفا کنند و رهبر معظم انقلاب در انتخابات دوم خرداد ۷۶، فرمودند هیچ کس برای من آقای هاشمی نمی شود.

در دوران اصلاحات نیز آقای خاتمی توانست یک فضای باز سیاسی ایجاد کند، البته در ادامه مسیر زیاده روی ها و افراط کاری هایی در این زمینه انجام شد که نمی شد با آن همراهی کرد.

در دوره احمدی نژاد به دلیل ایجاد فضای فرهنگی غیردینی، نیاز وجود داشت که ما به گفتمان امام و اصول خود برگردیم اما در این دوره نیز در حوزه برنامه ریزی و اقتصاد و بین الملل اتفاقاتی افتاد که نمی شود با این مسائل همراهی کرد و به نظر من خیلی بهتر از این می شد با حفظ اصول در عرصه سیاسی و بین المللی فعالیت کرد. بالاخره نارسایی های عمده ای در دولت های خاتمی و احمدی نژاد وجود داشت.

نظرتان درباره این جمله آقای هاشمی که تبریز ده بزرگی است، چه بود؟
لحن صحبت آقای هاشمی اینگونه بود که شما با وجود این حجم از منابع طبیعی و نیروی انسانی می توانستید، جدی تر کار کرده و با برنامه ریزی و مدیریت بهتر، آذربایجان را بهتر از این که هست بسازید. منظور ایشان اهانت به مردم تبریز نبود و این حکایت از پتانسیل تبریز در توسعه داشت. هرچند برخی ها این گفته را به آقای هاشمی ایراد گرفتند و با استفاده از تبلیغ آن، برای خود در انتخابات رای جمع کردند.

Image title

خب آقای هاشمی در اواخر دولت سازندگی به تبریز آمد، آیا توسعه تبریز در مقایسه با استان های مرکزی متوازن بوده است؟
شما وقتی عدم توانایی مدیر را برای جذب منابع تخصیصی مشاهده می کنید این به مرکز ارتباطی ندارد و این تجربه ای برای سالهای آینده نزد بودجه نویسان می شود که آن منطقه توانایی جذب و هزینه بودجه را ندارد. اما در مقابل، استانی علاوه بر جذب بودجه خود، با استفاده از ارتباطات ویژه منابع جدیدی را جذب می کنند. معتقدم این کمبود دوجانبه بوده است که هم ناشی از عدم توجه مرکز به ظرفیت های منطقه آذربایجان و هم کم کاری و تنگ نظری های فرهنگی در میان مردم و مسئولین آذربایجان شرقی می باشد.

نکته دوم نظرتان درباره اقدامات بحرانی دولت اصلاحات و اقدامات اعتراضی همچون ۱۸ تیر ۷۸ در تبریز و تهران چه بود؟ آیا این بحران ها دولت ساخته بود یا از سوی مخالفین دولت برنامه ریزی شده بود؟
  دولت اصولا باید به کار ذاتی خود یعنی خدمت به مردم بپردازد و حاشیه سازی ها در امور باعث اصطکاک می شود و برخی از حاشیه سازی ها عمدی است که هزینه را برای ملت بالا می برد. این دولت ها نیز تفاوتی نمی کند دولت اصلاحات، اصولگرایان و یا اعتدال باشند و رهبر معظم انقلاب نیز بارها این نکته را متذکر شده اند. اکنون نیز حاشیه سازی هایی را مشاهده می کنیم که من مخالف آن هستم. معتقدم برای رفع این موضوع، باید مسائل کشور را اولویت بندی کرده و حل و فصل آن ها را پیگیری کنیم.

یکی از مسائل و بحران های ایجاد شده علیه نظام اسلامی در دوران آقای احمدی نژاد، مسئله فتنه ۸۸ است. نظر شما درباره بی قانونی و تخلفی که در آن سال رخ داد چه بود؟
 در کشورهای آسیای میانه شاهد یک سری انقلاب های رنگین بودیم. در ایران رنگ سبز به دلیل نشانه سیادت، قابل احترام می باشد. به نظر من فتنه در این جا بود که در درون کشور یک نگاهی به این رنگ و کاندیدایی با تبار سیادت وجود داشت و در بیرون نیز نگاهی ابزاری به این رنگ بدون هیچ مفهومی وجود داشت که هدف آن ایجاد تنش و انقلابی رنگین از سوی استکبار بود.

خود این مسئله فتنه است؛ بدین معنی که دشمن در فکر یک کار دیگری است، در داخل کشور نیز نگاه دیگری به این موضوع می شود و تفکیک این دو موضوع ما را از فتنه ۸۸ نجات داد و معلوم شد استکبار به سرکردگی آمریکا و صهیونیسم و سلطنت طلبان به خیال واهی خود با برنامه ای قبلی از این نگاه مردم سو استفاده می کنند، لذا با تدابیر مقام معظم رهبری و ورود مردم بیدارمان در ۹ دی، این فتنه خاموش شده و شعله های آن فرو نشست و باعث اقتدار نظام در صحنه بین المللی شد.

شما هم مانند آقای عسگراولادی اعتقاد دارید که سران فتنه، مفتون بودند نه فتنه گر؟!
ببینید فتنه یک فضای غبارآلودی است که ممکن است کسی در زمین دشمن بازی کند. انتخابات سال ۸۸ به مانند هر انتخابات دیگری دارای سه ضلع بود. شورای نگهبان، کاندیداها و مردم. شورای نگهبان با اعطای صلاحیت به عده ای به وظیفه خود عمل کرد، کاندیداها هم تا زمان انتخابات در چارچوب قانون حرکت کردند و مردم نیز روز انتخابات به سلیقه خود رأی دادند. این ۳ ضلع تا روز انتخابات مقصر نیستند.

اما در ادامه روند انتخابات، عده ای به سرکردگی آمریکا و صهیونیسم احساس کردند بهترین زمان ایجاد ۲ قطبی در کشور است و زمینه برای وقوع درگیری بین این دو قطبی در خیابان ها مهیا است. به نظر من عامل اصلی وقوع در فتنه ۸۸، دشمنان بیرونی ما هستند.

مرحوم آقای عسگراولادی در یک برهه ای این حرف را که نظر خودشان بوده گفته اند اما اینکه چه کسی فتنه گر است و چه کسی مفتون باید دادگاه و قانون تعیین کند و حکم دهد.

چه شد که وارد رقابت های انتخاباتی مجلس شدید؟
اقدامات بنده در حوزه مدیریتی همواره بر مبنای تقاضایی بوده که در محیط انجام شده است و این بار احساس کردم که مجلس شورای اسلامی وظایف ذاتی خود را آنگونه که باید اهتمام داشته باشد انجام نمی دهد. بنده با مشورت برخی دوستان تصمیم گرفتم این بار در سطح بالاتری در خدمت نظام باشم. مدیران در هر سطحی باید ناظری داشته باشند و این نظارت بر اجرای قوانین براساس قانون اساسی به مجلس شورای اسلامی سپرده شده که این نظارت آنگونه که باید و شاید، انجام داده نمی شود.

وظیفه دوم مجلس یعنی قانونگذاری از اهمیت بالایی برخوردار است و نمایندگان ما باید نسبت به لوایحی که از قوه قضاییه و دولت دریافت می شود با دقت بیشتری برخورد و بررسی و تصویب نمایند. چرا که دولت و قوه قضائیه به استناد همین قوانین در جان و مال مردم تصرف می کنند. اجرا نشدن قوانین و یا تصویب  قوانین بی اثر و کم اثر و حتی سوءاثر، می تواند تبعات سوئی در سرنوشت کشور و مردم داشته باشد.

یکی از حواشی انتخابات هزینه های کاندیداهای انتخاباتی است، شما چقدر هزینه خواهید کرد؟
من معتقدم بر اساس تعالیم اسلامی، موکل باید برای وکیل هزینه کند تا وکیل وظیفه خود را در قبال موکلین خود انجام دهد. این مسئله در حال حاضر برعکس شده است و به جای اینکه مردم بگویند ما شما را وکیل می‌کنیم و حاضریم هزینه کنیم، داوطلبان به مردم می گویند شما مرا وکیل کنید و حاضرم خود هزینه کنم.

لذا بنده در نظر ندارم هزینه‌ی چندانی برای انتخابات انجام دهم و براین اساس خودم را به مردم عرضه کرده و از طریق راه هایی که برای معرفی من به مردم کافی و لازم است، از آن راه ها خودم را به مردم معرفی میکنم. همچنین عموم مردم می توانند در صورتی که بنده را لایق دانستند، امکانات لازم همچون مغازه ای، ماشینی را یا امکان چاپ پوستری در اختیار من قرار بدهند تا من زحمت وکالت را از سوی آنان بپذیرم.

 اما من این پیش بینی را هم کرده ام که اگر مردم از ایده ها و تفکرات بنده استقبال نمودند، ولی حاضر به هزینه کردن نبودند، اینجانب برای انجام اصلاحات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از طریق تصویب قوانین شفاف و شفابخش دردها و نظارت بر اجرای آن از طریق مجلس شورای اسلامی از امکانات زندگی خود در این راه هزینه کنم و این کار را به مانند سایر خیران در عرصه های دیگر یک کار خیر می دانم و انجام می دهم.

Image title

اخیراً اخباری از حضور شما در لیست انتخاباتی اصلاح طلبان به گوش می رسد، آیا این خبر را تائید می کنید؟
از تاریخی که سایت محترم آناج (اسم آن را حتما بنویسید) اعلام کرد، یکی از مقامات ارشد استان از حجت الاسلام عباس زاده دعوت کرده است در انتخابات مجلس شورای اسلامی شرکت کند و به توصیه رئیس دولت اصلاحات که گفته بود، از افراد میانه رو و مقبول در انتخابات استفاده شود لذا در تبریز حجت الاسلام عباس زاده داماد آیت الله ملکوتی(ره) جایگزین حجت الاسلام مهدوی شد، بنده در برابر این خبر سکوت کرده ام اما امروز این را برای اولین بار به صورت رسمی تکذیب می کنم. چون نه کسی از من در این زمینه دعوت کرده بود و نه آن روز صحبت از لیست انتخاباتی بود، زیرا اصلا کسانی که قرار بود لیست ببندند هنوز مشخص نشده بودند.

پس با چه گرایشی وارد گود انتخابات شده اید؟
بنده به صورت مستقل و با دعوت دوستانی که آن ها هم مستقل هستند وارد صحنه انتخابات شدم و بنده به تعبیر مقام معظم رهبری، یک اصولگرای اصلاح طلب هستم و مایلم همه احزاب و صنوف و اقشار بنده را به عنوان یک کاندیدا مورد مطالعه قرار بدهند و در صورتی که برای آنها قابل قبول باشم، مرا در لیست انتخاباتی خود قرار دهند. من از همه این لیست ها تشکر خواهم کرد.

بنده برای اصلاحات اصولی آمده ام و آنقدر اصولگرا هستم که اگر روزی با شخص منتسب به جبهه اصولگرایی مخالفت کنم قطعا به دلیل زیرپا گذاشتن اصول خواهد بود و آن قدر اصلاح طلب هستم که اگر روزی با کسی که منتسب به جبهه اصلاح طلبی است مخالفت کنم، به این دلیل خواهد بود که وی به افساد پرداخته است.

 بنده هرگز عضو هیچ گروه و حزب سیاسی نبوده و نیستم و به دغدغه های هردو گروه احترام قائلم و معتقدم این دو باید باهم باشند  زیرا بدون تکیه بر اصول نمی توان اصلاحات انجام داد و همچنین نمی توان از اصلاحات مورد بالندگی انقلاب، دست کشید.

انگیزه بنده برای حضور در انتخابات این است که با ایجاد شکاف سیاسی موافق نیستم؛ به طوری که احزاب با دشمن پنداشتن همدیگر، ایرانی و مسلمان و دلسوزبودن طرف مقابل را فراموش کنند. بلکه باید از احزاب برای دیدن حقایق از زوایای مختلف استفاده کنیم.

انگیزه دیگر بنده پر کردن شکاف اقتصادی است چرا که از نظر اقتصادی همواره تعداد مردم متوسط به بالا باید بیشتر باشد تا تعادل بین فقیر و غنی برقرار شود و آنان به همدیگر تعرض ننمایند. همینطور برطرف کردن شکاف فرهنگی است، چرا که نمی شود تحمل کرد که عده¬ای دنیا را برای آخرت و عده ای دیگر آخرت را برای دنیا ترک کرده اند. دنیا و آخرت برای همگان لازم و ضروری است هر چند در صورت تعارض آن دو، آخرت بر دنیا ترجیح دارد.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.