کوتاه و تلخ از زندگی آیت الله جنتی؛

فرماندهی ولایی بر تنگه احد انقلاب

آیت الله جنتی بر تنگه‌ای انقلاب پاسداری می‌کند که در صورت غفلت از آن ممکن است آغازگر پروژه نفوذ دشمن به ساختارها و ارکان نظام از طریق انتخابات مجلس باشد

سرویس سیاسی تبریزبیدار؛

جمهوری اسلامی ایران، بنابر سنت مألوف چند دهه اخیر، هر دو سال یکبار یک یا دو انتخاباتی را در سطح ملی برگزار می‌کند که در گذرگاه مهم‌ترین نهاد نظارتی برای ورود به عالی رتبه‌ترین دستگاه‌های اجرایی و تقنینی، سایه فردی روحانی دیده می‌شود که همواره شخصیت حقیقی وی در پس شخصیت حقوقی وی نهان گشته است.

آیت‌الله شیخ احمد جنتی، یکی از پر سابقه ترین مسئولین نظام در کنار رهبر معظم انقلاب و برخی دیگر از شخصیت‌های انقلابی است که اینک پس از گذار بیش از ۳ دهه از تثبیت نظام اسلامی، به مدت در سمت “دبیر” حساس‌ترین نهاد نظارتی نظام در جایگاه تفسیر قانون اساسی، تکیه زده است.

آیت‌الله جنتی، چند روز مانده به انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی، در ۳ اسفندماه ۸۹ ساله می‌شود. وی متولد سال ۱۳۰۵ در روستای لادان در ۳ کیلومتری غرب اصفهان است.

او در دوران جوانی، پس از تکمیل مقدمات و طی کردن برخی از دروس سطح، به حوزه علمیه قم رفت و در درس خارج بزرگانی همچون آیت‌الله‌العظمی بروجردی، آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی و امام خمینی شرکت می‌کرد.

در جریانات مبارزه با رژیم شاه، ۳ بار به زندان رفت و یک بار هم دستگیر و به مدت سه سال به اسدآباد همدان تبعید شد.

پس از پیروزی انقلاب، مهم‌ترین مسؤولیت وی، بعد عضویت در شورای نگهبان قانون اساسی بود. او در طول عمر ۳۵ ساله این نهاد تا امروز به‌عنوان عضو فقها و دبیر این شورا به فعالیت مشغول بوده است.

اسلام‌گرایی در برابر لائیسم

اهمیت آیت‌الله جنتی در سیاست ایران، بیشتر به دلیل اهمیت نهادی است که وی “دبیر”ی آن را بر عهده گرفته است. اقتضائات سکولار بسط یافته در تصویب قانون مشروطه در بیش از یک‌صد سال پیش، فقها را به تلاش  برای پیاده ساختن محتوای اسلامی در تصویب قانون مشروطیت و تشکیل شورای ملی رساند.

دیکتاتوری استبداد داخلی رضاخان و خفقان برونگرایی محمدرضا شاه، فقها را به این نتیجه رساند که در کنار نظارت بر قوانین مجلس، از طریق نهادهای اجتماعی و تعمیق بخشی به بنیان‌های دینی، به ترویج فرهنگ اسلامی بپردازند. اما شمشیری که پهلوی پدر و پسر برای اسلام از رو کشیده شده بودند منجر به اعتراض و خروش روحانیتی شد که در نهایت در بهمن سال ۵۷، به  پیروزی دوباره دین در عصر لائیسم منتهی شد.

اراده معطوف به اسلام مردم، در قالب مردم سالاری دینی و قانون اساسی، خود را نمایان ساخت و در نهایت، امام راحل (ره) برای دوری از در افتادن نهادهای قانون‌گذاری همچون مجلس شورای اسلامی در ورطه تصویب قوانین مغایر با اسلام، با تشکیل شورای نگهبان برای تفسیر و حفاظت از قانون اساسی موافقت کرد.

اصرار انقلابی!

تشکیل شورای نگهبان قانون اساسی، با اعتراض برخی از ملی‌گرایان و سکولارهای داخلی روبرو شد، اما حضور نیروهای انقلابی از جمله آیت الله جنتی بر کرسی دبیری آن، آبی بر آتش احتمال نفوذ سکولارها به مجلس بود.

تقابل همزمان آیت الله جنتی با جریان انجمن حجتیه و ملی- مذهبی‌های سکولار، باعث شد وی بیش از پیش محبوب انقلابیون و مطرود ضد انقلاب شد.

در چندین دهه اخیر، دو برهه حساس در مقطع مسئولیت‌های آیت الله جنتی از اهمیت خاصی برخورددار بوده که وی تاکنون با تبعیت  از رهنمودهای مقام معظم رهبری، با سربلندی از این تنگه‌ها به خوبی عبور کرده است.

حضور “عمار”گونهِ

نامه ۱۲۷ نفر از نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم و ساختارشکنی‌ها گسترده نمایندگان این طیف سیاسی در مجلس سبب شد، شورای نگهبان که خط قرمز آن ارزش‌های اسلامی و انقلابی و در رأس آن ولایت فقیه است، با هوشیاری و اقدامی انقلابی مانع از حضور دوباره این افراد در مجلس شد.

واماندن اصلاح طلبان در پشت درهای مجلس، باعث شد تا آنان استراتژی حمله بی محابا به نظام و نهادهای نظام را پیگیری کنند که در نهایت در فتنه ۸۸، در صحنه آرایی پیچیده‌ای درصدد براندازی و سقوط نظام برآمدند که با هوشیاری مردم طومار فتنه گران در هم پیچیده شد.

حضور “عمار”گونهِ آیت الله جنتی در خط  مقدم دفاع از حریم اسلام و نظام، یکی از مقاطعی است که ولایت پذیری و قانون مداری وی به تمام جناح‌های سیاسی ثابت شده است.

حمله به نهادهای قانونی

دومین مقطع مهم در حیات سیاست ورزی آیت الله جنتی را باید در انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری جستجو کرد. درحالی‌که اصلاح طلبان اعتدالی پس از ۶ سال از گذشت فتنه ۸۸، درصدد بودند با فرستادن پیاده نظام خود در لوای اعتدال، مجلس دهم را تسخیر کنند، آیت الله جنتی و دیگر اعضای شورای نگهبان با اصراری انقلابی مبنی بر اینکه “فتنه خط قرمز انتخابات است”، پروپاگاندای رسانه‌ای اصلاحات را به جان خریدند و محکم ایستادند.

با آغاز پروژه حمله به نهادهای قانونی از سوی برخی از سیاسیون کهنه کار و حتی هم قطار آیت الله جنتی، همچون ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، باعث شد سخنان بسیار تندی همچون “کی به شما صلاحیت داد؟ کی به شما اجازه می‌داد جایی قضاوت کنید … خداوند از تقصیرتان بگذرد و پشیمان شوید و عذرخواهی کنید” از سوی آیت الله هاشمی رفسنجانی بر زبان بیاید.

بگذریم که استاندار آذربایجان شرقی نیز در تازه‌ترین نشست خبری خود، با کنایه‌ای به شورای نگهبان، مدعی شده است: “۶ نفر چگونه می‌توانند صلاحیت ۱۲ هزار کاندیدا را احراز کنند”!

ترور شخصیتی

از دیگر حربه‌های جناح مدعی آزادی و دموکراسی که در لوای اصلاح طلبی فعالیت می‌کنند این است که با حمله به شخصیت فرد مخالفت و تخریب چهره وی، او را وادار به تسلیم نمایند.

این استراتژی مدعیان اصلاح طلبی درباره شخصیت آیت الله جنتی نیز انجام شد و پس از انتخابات مجلس در سال ۹۰، موج جوک سازی های گسترده بر علیه وی شدت گرفت.

عملیات روانی مخالفین وی به گونه‌ای طرح ریزی شده بوده و است که هر فردی بلافاصله با شنیدن نام آیت الله جنتی، به جای یادآوری خدمات ارزنده وی به نظام و انقلاب، جوک‌های توهین آمیز علیه وی منتشر کنند.

به جرات می‌توان گفت در عصری که برخی از تجدیدنظر طلبان انقلابی نما، به جای پرداختن به اصول انقلاب و هدف والای آن، خواسته یا ناخواسته در دام برنامه‌های دشمن افتاده‌اند، آیت الله جنتی بر تنگه‌ای انقلاب پاسداری  می‌کند که در صورت غفلت از آن ممکن است آغازگر پروژه نفوذ دشمن به ساختارها و ارکان نظام از طریق انتخابات مجلس باشد.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.