چرا اردوغان به سیم آخر زده؟

نقش آفرینی ترکیه و عربستان در سکانس آخر سناریو سوریه

مساله این است که در این بحران اراده بین المللی برای جلوگیری از جنگ وجود ندارد چرا که دو کشور مهم منطقه یعنی ترکیه و عربستان در جبهه متخاصم و خواهان جنگ قرار گفته اند.

سرویس قفقاز و غرب آسیا تبریزبیدار؛ مسعود صدر محمدی

اردوغان در ابتدای بحران سوریه تصور می کرد که دریک نا آرامی محدود سوریه دخالت می کند و با این تصور وارد کازار شده و در این راه ریسک بالایی را متحمل گشت تا جایی که تقریبا تمامی پل های پشت سر خود را خراب کرد. وی روزی از نماز خواندن در مسجد اموی دمشق خبر داد و خطاب به اسد گفت: یا تو در قدرت می مانی یا من؟! 

در واقع اردوغان با این اقدامات تمام حیثیت سیاسی خود را در بحران  سوریه تحت الشاع قرار داد و  جنگ سوریه که قرار بود حداکثر تا ۶ ماه فیصله پیدا کند به جنگی فرسایشی ۵ ساله تبدیل شده که هجوم ۳ میلیون مهاجر سوری را برای شهرهای ترکیه رقم زده است. آنهم در شرایطی که اقتصاد ترکیه نرخ بیکاری ۱۰ درصدی را تجربه می کند و  وجود این حجم بالای مهاجران سوری  آمار بیکاران ترکیه را افزایش داده است تا جایی که تعداد این آواره های جنگی در برخی شهرهای جنوبی ترکیه از جمعیت بومی بیشتر است. علاوه بر این در میان حجم انبوه مهاجران، وجود نا امنی و رخنه گروه های تروریستی در لابلای مهاجران چالش جدی جامعه ترکیه بود  و وضعیت خطرناکی را در پی چند انفجار رقم زد. 

به هرحال جناح دوحه – ریاض و دوحه به عنوان بازیگر منطقه ای آمریکا دست به کار بسیار وحشتناکی زده و می خواهند در آخرین سکانس سناریو بحران سوریه با بسیج تمام امکانات  می خواهد با فشار آوردن در عرصه نظامی، حیثیت سیاسی از دست رفته خود را در عرصه مذاکرات ژنو بازیابند. بر همین اساس در مقابل جناح تهران- مسکو و دمشق ایستاده اند تا هر طور که شده سوریه را تجزیه کنند.

باید دانست که  جناح آنکارا-ریاض و دوحه به شدت در داخل کشورهایشان مشکل دارند و به شدت در موضع ضعف قرار دارند. اردوغان علاوه بر انتقادات احزاب رقیب از درون حزب خود خطر انشعاب را احساس می کند. بیماری پادشاه عربستان و جنگ قدرت در میان شاهزادگان سعودی و کودتای پسر علیه پدر در حکومت قطر معضلاتی است که این جناح در درون خود احساس می کند.

اگر تحولات میدانی سوریه به همین شکل پیش برود ورود مستقیم ترکیه و عربستان به صحنه جنگ اجتناب ناپذیر است در خبر ها داشتیم که ترکیه روز گذشته با موشک پیشرفته ای که  به تروریست های مستقر در حلب رساند عملا نشان داد اگر خط ارتباطیشان با تروریست ها قطع شود حرکت های دیوانه واری از خود نشان خواهند داد. هرچند که این تهدیدهای احمقانه  سران ترکیه و عربستان را مسئولان  ایران، روسیه و سوریه جدی نمی گیرند اما باید توجه داشت ریاض و آنکارا در حال حاضر در گوشه رینگ گیر افتاده اند و احتمال هر گونه عکس العملی وجود دارد و در واقع متحمل هرگونه فشاری خواهند شد تا سوریه را به سمت تجزیه بکشانند.

در مورد بهره بردای اروپا و آمریکا از این بحران در این شرایط باید گفت مساله چند وجهی است. در این بحران در حال حاضر بین آمریکا و اروپا اختلاف است چرا که این اروپاست حجم انبوه مهاجران و تقابل با تروریست هایی که با چمدان پر پول سیا مجهز شده اند باید مقابله کند راضی به تشنج و مستقیم نظامی نیستند. در این بین روسیه سعی می کند با کارت سوریه در این بین نقش ایفا کند. اما این ترکیه است که در این بین متحمل ضررهای فراوان شده است، مشکلات در سیاسیت های داخلی و اقتصاد از یک سو و کاهش شدید میزان ورود توریست ها به ترکیه و از دست دادن بازار ایران، روسیه و عراق از سوی دیگر باعث شده ترکیه را آماده نبردی جدی برای بقا  کند. 

مساله این است که در این بحران اراده بین المللی برای جلوگیری از جنگ وجود ندارد چرا که دو کشور مهم منطقه یعنی ترکیه و عربستان در جبهه متخاصم و خواهان جنگ قرار گفته اند.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.