مهران، جاده بیقراری برای مسیر اربعین
آچار فرانسه هسته ای
عزت ایران، میراث ماندگار شهدا / مهندس مکانیک که آگاهانه لباس سبز پاسداری به تن کرد
اعزام کاروان مردمی «از آذربایجان تا خلیج فارس؛ جان فدای ایران» از تبریز
جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است
مطالبه نیروهای شرکتی را به «پرداخت مستقیم حقوق» تقلیل ندهید
چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبین
نباید به اختلافات سیاسی و گسلهای قومی دامن زددر گوشهای از تبریز، نه خبری از توسعه و مدرنیته شدن است و نه خبری از هیاهوی تبریز 2018، تپههایی به چشم میخورد که بار سنگینی از فقر هزاران نفر را در وجب به وجبش جای داده است.
به گزارش تبریز بیدار ، به نقل از ایسنا، در گوشهای از تبریز، نه خبری از توسعه و مدرنیته شدن است و نه خبری از هیاهوی تبریز 2018، تپههایی به چشم میخورد که بار سنگینی از فقر هزاران نفر را در وجب به وجبش جای داده است. کوچههای سربالایی و تنگ که در انتهایش خانههایی عریان از لبخند، شادی و آرامش خود نمایی میکند. اینجا سرپناه عدهای است که در انتظار نسیم رحمت مسئولان نشستهاند.
پس از تحولات ساختاری در نظام اقتصاد روستایی ایران که همزمان با رشد جمعیتی پدیدار شد، زمینهای برای مهاجرت روستانشینان فراهم آمد که متاسفانه خیل عظیم جمعیت مهاجران با توجه به “مسائل اقتصادی” و “عدم توانایی پرداخت هزینه مسکن در محدوده رسمی شهر” و “نیاز به سرپناه و مأمن” به حاشیهی شهرهای بزرگ روی آوردند.
تجربه بشری ثابت کرده است که شکلگیری سکونتگاههای غیررسمی بیشتر ناشی از نابودی و تخریب روستاهایی بوده که ساماندهی نشده و ساکنان آنها به دنبال پاسخگویی به نیازهای خود و با هدف زندگی مرفهتر به شهرهای بزرگ مهاجرت کردند.
کلانشهر تبریز حدود 50 سال است که مقصد مهاجرت روستانشینان میباشد و طبق برآوردهای انجام شده، امروزه از هر 10 نفر شهروند تبریزی حدود چهار نفر در بافت فرسوده و به زعم آن در مناطق حاشیهنشین زندگی میکنند.
زندگی در بافتهای فرسوده و حاشیهنشین فارغ از دستوپنجه نرم کردن با مشکلات ابنیهای، منتج به کاهش شاخصههای فرهنگی و اجتماعی است که این مسئله با توجه به اصل 31 قانون اساسی مبنی بر “حق مسکن متناسب با نیاز هر فرد و خانواده با اولویت نیازمندترین آنها” موضوعی درخور توجه میباشد.
راهکارهای بسیاری برای حل مسئله حاشیهنشینی وجود دارد که ساخت مسکن و در اختیار گذاشتن آن به ساکنین محدودههای حاشیهنشین شهر یکی از راه حلها است و نکته حیاتی در همکاری ارگانهای ذیربط در سطح کلان و خرد، گفتوگو و علم به خواستههای ساکنان مناطق حاشیهنشین میباشد.
تعادل و آمایش سرزمین، زیربنای عدم حاشیهنشینی است
رحمت محمد زاده عضو هیئت علمی دانشکده معماری دانشگاه تبریز در خصوص دلایل ایجاد حاشیهنشینی، اظهار کرد: اگر ما تعادل را در سرزمین برقرار کنیم و توزیع متناسب سرمایهها باشد، انسانها انگیزهای برای ماندن در دیار خود داشته و دیگر حاشیهنشینی اتفاق نمیافتد.
وی افزود: تعادل سرزمین حرف اول را می زند و باید به نحوی برنامهریزی شود که روستاییان برای مهاجرت به شهرها ترغیب نشوند.
وی در خصوص روشهای ساماندهی حاشیهنشینی، بیان کرد: با بکارگیری توان مشارکتی مردم و با خصوصیات آنها و با بهرهگیری از توان مالی، باید به حل مسئله اقدام کرده و نباید اقدام به ساخت خانه شود، چراکه آنها را وابسته به شهرداری، وزارت مسکن و دیگر ارگانها میکنیم و باید مردم را در بهبود مسئله مشارکت دهیم.
محمدزاده ادامه داد: وقتی نمی توانیم تعادل سرزمینی داشته باشیم و با علم به اینکه اینها میتوانند خودشان خانه را بسازند و از آنجایی که میدانیم بیشتر این خانهها شبانه و به صورت عجلهای و با حداقل ایمنی ساخته شدند، میتوانیم این اختیار را به آنها بدهیم تا خودشان با میل خودشان و اختیار خودشان مسکن مطابق میلشان را بسازند، البته لازم به ذکر است که نیاز وامدهی و نظارت بر روی ساخته شدن این خانه ها احساس میشود.
وی با ارزشمند دانستن معنای خانه و پیوند دهنده رابطه انسان و محیط تشریح کرد: یک خانه با امکانات و مصالحی که اهالی آن خودشان اقدام به ساخت کنند، بهتر از خانههای آمادهای است که در اختیارشان قرار داده شود، در حالیکه خانههایی که افراد خود در حاشیههای شهر ساختهاند به آنها حس تعلق داشته و ارزش مطلوبیت برایشان ایجاد میکند.
وی افزود: به دلیل اینکه مردم نقشی در توسعه خانههای پیشساخته ندارند، از این رو نوعی بیگانگی بین انسان و محیطهای مسکونی ایجاد میشود.
استاد دانشکده معماری دانشگاه تبریز بیان کرد: تا زمانی که به صورت الگوهای کلی توسعهیافتگی و به شکل تعادل سرزمینی به مسئله نگاه نکنیم این موضوع حل نخواهد شد.
وی خاطرنشان کرد: ما باید برای دموکراسی ارزش قائل بوده و به این موضوع بها دهیم چرا که هرگاه ساکنان یک محله، روستا و … در ساخت مسکن خود مشارکت و همکاری داشته و ایفای نقش کنند، سرعت کارها نیز بالاتر خواهد رفت.
وی در خصوص توان مالی مردم نیز تاکید کرد: هرچیزی تابع زمان و مکان است و قبل از اینکه به مسکن فکر شود باید در خصوص اقتصاد آن فکر کرد.
وی ادامه داد: ارگانهای مسئول باید حداقلهای مرتبط با معماری را برای مردم فراهم کرده تا شرایط به نحوی فراهم شود که دیگر مراحل را خود مردم انجام بدهند.
محمد زاده نقش وزارت مسکن و شهرسازی را مهم خواند و تاکید کرد: با فراهم کردن قطعهبندی های مطلوب و کوچک میشود شرایط را طوری ایجاد کرد که آنها دیگر به سمت زمینهای غیرهندسی نرفته و از زمینهایی با قطعه بندیهای کوچکی که وزارت مسکن و شهرسازی ایجاد نموده استفاده کنند.
بزرگترین چالش مدیریت شهری تبریز، موضوع بافتهای ناکارآمد شهری است
“فریدون بابایی اقدم” عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز در گروه برنامهریزی شهری نیز در این خصوص گفت: بزرگترین چالش مدیریت شهری ما، موضوع بافتهای نارکارآمد شهری است که در دو حالت بافت های فرسوده و حاشیهنشین مطرح میشوند.
وی عنوان کرد: به عنوان شورای شهر به دنبال آن هستیم که در نهایت، کیفیت نامطلوبی را که در برخی سکونتگاهها داریم به شکلی از حجم کمی آن فضاها در محدوده شهری کاسته شده و به لحاظ کیفیت شرایط مطلوبتری پیدا کنند.
وی افزود: جلوگیری از حاشیهنشینی، مستلزم فرآیندی است که شناخت وضع موجود اولین قدم آن بوده و زمانی که وضع موجود را که بررسی میکنیم در واقع نگرانی ما صد چندان میشود.
این عضو شورای اسلامی شهر تبریز یادآور شد: زمانی که بر روی موضوع بافتهای ناکارآمد شهری دقیق میشویم، محدودهای 40 درصدی را میبینیم که حدود نصف آن بافت فرسوده و نصف دیگر بافتهای حاشیه نشین هستند و مهمترین قسمت مسئله این است که به مرور زمان سطوح این بافتها افزایش پیدا میکند.
موضوع بافتهای موجود مسئلهدار خودش یک نگرانی بسیار بزرگی است ولی در کنار آن وقتی طی دهههای گذشته و شرایط امروز ارادهای به این نیست که یک نقطه ای را برای این بگذاریم که زایش بافتهای مسئلهدار شهری را در شهرمان نداشته باشیم.
بابایی اقدم تشریح کرد: موضوع بافتهای ناکارآمد شهری با روح برنامهریزی و مدیریت کاملا در تضاد است و متاسفانه ما حتی نتوانستهایم فرآیند افزایش این بافتهای مسئله دار را تثبیت کنیم.
وی در خصوص جمعیت ساکن در بافتهای ناکارآمد شهری بیان کرد: وضعیت موجود نشان می دهد که حدود 40 الی 50 درصد جمعیت تبریز در چنین بافتهایی زندگی میکنند، یعنی سوای اهمیت کالبدی که موضوع برخوردار است به لحاظ سطوح از کل شهر و به لحاظ جمعیتی نیز این موضوع واجد اهمیت میباشد؛ به این صورت که از هر 10 شهروند تبریزی، بالغ بر چهار نفر در بافتهای ناکارآمد شهر تبریز زندگی میکنند که سرنوشت و کم و کیفیت زندگی غالب در آنها باید برای ما مهم باشد.
حاشیهنشینی معضل کشورهای در حال توسعه
وی همچنین اظهار کرد: بحث بافتهای ناکارآمد و حاشیهنشین از شرایطی جهانی برخوردار است و در سطح جهانی اگر بخواهیم به موضوع نگاه کنیم مدیریتهای شهری مختلف این شکل از شهرنشینی را تجربه کردهاند.
وی اضافه کرد: کشورهای در حال توسعه و جهان سومی با عناوین مختلف با این پدیده مواجه بوده و هستند اما آنچه که همیشه مهم بوده این است که انسان اشرف مخلوقات و عصاره خلقت است و باید با این اشرف مخلوقات با کرامت برخورد کنیم در حالی که به نظر می رسد در چنین بافتهایی این مسئله آسیب میبیند.
بابایی اقدم با تاکید بر اینکه شاخصههای کالبدی را تنها مسئله نقض شده در بافتهای ناکارآمد شهری نیست، اظهار کرد: در کنار شاخصههای کالبدی، مسائل فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی را نیز در این بافتها داریم و وقتی ما حتی حداقل ها را در این مناطق و محلات نمیتوانیم داشته باشیم، با “ضریب نفوذپذیری بسیار پایین”، “کیفیت ابنیه ناپایدار” و “ریزدانگی فاقد امکانات و حداقلها” ماحصل آن میشود که موضوعی مانند کرامت انسانی را نمیتوانیم به خوبی در این مناطق شاهد باشیم.
وی عنوان کرد: موضوع حاشیهنشینی در قالب مدیریت شهری مطرح میشود و برنامه ریز شهری باید بحث پیشگیری قبل از درمان را سرلوحه کار خودش قرار بدهد که متاسفانه ما نتوانستهایم در این خصوص پیشگیری کنیم تا اینکه بافتهای ناکارآمد شهری ایجاد نشوند که امروزه به فکر درمان، ساماندهی یا احیانا نوسازی آن مناطق باشیم.
وی افزود: به موقع می توانستیم با تمهیداتی به موضوع هدایت توسعه شهر، جهات آتی توسعه شهر سمت و سویی دهیم تا در قالب تفکیکیهای معتبری که ما به عنوان سیاستگذار مشخص کردیم مردمی را که تمایل ساختمانسازی دارند با چه کیفیتی و در چه مناطقی ساختمان بسازند و نتوانستیم این کار را انجام دهیم و امروزه در مقابل کار انجام شده قرار گرفته و پدیدهای را شاهد هستیم که رفع این مشکل به تنهایی از عهده یک ارگان برنخواهد آمد.
بابایی اقدم ادامه داد: از یک طرف ساختار کلان مدیریت شهری کشورمان را داریم که وزارتخانه ها باید در آنجا نقش آفرین باشند، مانند وزرات راه و مسکن و شهرسازی و دستگاه های شورای عالی معماری و شهرسازی که متولی بحثهای شهرسازی هستند و از سوی دیگر نیز نهادهایی محلی مانند شهرداری و شورای شهر در این موضوع مرتبط بوده و ضمن اینکه تشکیلات غیررسمی نظیر نمایندگان مجلس که نقش بسزایی در جذب اعتبارات برای فرآیند نوسازی بافت های فرسوده دارند هم میتوانند نقش آفرینی کنند.
نمیتوان در زمان کمی حاشیهنشینی را برطرف کرد
استاد گروه برنامهریزیشهری دانشگاه تبریز اظهار کرد: نمیتوان امیدوار بود که مشکلی مانند بافت های نامنطم شهری، بافتهای دارای تفکیکی های غیر معتبر و غیر اصولی که حداقل ضوابط شهرسازی در آن رعایت نشده و در یک بستر زمانی مثلاً 100 ساله ایجاد شده در یک شورای شهر چهار ساله یا شهرداری که چهار سال در رأس امور قرار میگیرد حل شود.
وی ادامه داد: انتظار افکار عمومی بهویژه جامعه دانشگاهی از مدیریت شهری به جا است که حدأقل ما به عنوان مدیریت شهری فرایند زایش این بافتها را کامل کنترل نماییم و به مرور زمان به طور مثال با چشمانداز 25 ساله از بافت حاشیه نشین 400 هزار نفری به 200 هزار نفر برسیم.
وی عنوان کرد: در کشورهای دیگر تلاشهایی که در این زمینه انجام میشود تجربههای موفقی بوده در حالیکه در کشور ما به صورت جزیرهای انجام میشوند، به طور مثال وزارت راه و شهرسازی عمدتاً کاری انجام داده که در درون استانها و مدیریتهای محلی به شکل دیگری کار انجام شده و این دو سطح فعالیت همگام باهم نبوده و در تضاد با هم هستند.
مکان یابی مسکن مهر اشتباه بود
عضو شورای شهر تبریز گفت: در شهرهای موفق جهان بحث تجربیات را اشاره کردیم مثلا در کشور ترکیه کاملاً این فرآیند دیده شده که در طی 30 سال گذشته اجازه ندادند که حتی یک آجر وارد بافتهای فرسوده و حاشیهنشین شود، ضمن اینکه در مرور زمان بحث تجمیع بلوکهای موجود و ایجاد طرح موضعی طراحی، طرح تفصیلی موضعی و نهایتاً اجرای آنها در قالب طرحی به نام “توکی” صورت گرفته که تقریبا به شکلی میشود مسکن مهری که ما در طی سالهای گذشته ایجاد کردیم اما یک اشتباه بزرگ استراتژیک در این مسئله مرتکب شدیم.
وی اضافه کرد: از مسکن مهر ما می توانستیم برای پاکسازی بافتهای فرسوده و حاشیهنشین به عنوان یک فرصت استفاده کنیم ولی از آن فرصت طلایی برای ایجاد شهرهای جدید استفاده کرده و نتیجه عکس گرفتیم.
وی مکانیابی غلط در مسکن مهر را دلیل عدم توجه مردم به این طرح دانست و تاکید کرد: در مکانیابی مسکن مهر اگر تدابیر باتوجه به ماحصل مطالعه دانشگاهی و اجرایی صورت میگرفت، امروزه از مساحت محدودههای بافتهای فرسوده کاسته بودیم و نیز استقبال مردمی بیشتری داشتیم در حالیکه امروزه در بحث شهرهای جدید این وضعیت را نداریم، به طور مثال کسی اگر مجبور نشود معمولا در این مساکن حضور پیدا نخواهد کرد و به جهت فقدان زیرساخت هایی به ویژه حمل و نقل عمومی استقبال مردم کم میباشد.
مدیریت شهری باید با فقر شهری مبارزه کند و نه با فقرای شهری
بابایی اقدم اظهار کرد: قبل از همه یک ارادهای را باید در مدیریت شهری تبریز ایجاد کنیم مبنی بر اینکه با بزرگترین معضل شهریمان مقابله بکنیم، مسئله ای که در شعارهای سازمان یونسکو نیز داریم “مدیریت شهری باید با فقر شهری مبارزه کند و نه با فقرای شهری”؛ در این راستا باید مصمم، با اراده و جدی بوده و این مشکل را به عنوان عمدهترین معضلمان ببینیم و در اولویتبندیها و تخصیص منابع به عنوان اولین و مهمترین موضوع قلمداد کنیم.
استاد گروه برنامهریزیشهری دانشگاه تبریز در خصوص روشهای ساماندهی حاشیهنشینی گفت: اصول این است که اراضی خالی را به واحدهای مجتمعهای مسکونی آپارتمانی با متراژهایی که متناسب با پایگاه اجتماعی و اقتصادی ساکنین مناطق باشد، تبدیل کنیم تا به مرور زمان خانههایی که خالی می شوند، مرحله به مرحله پاکسازی شده و از میان برداشته شوند.
وی ادامه داد: در اغلب بافتهای فرسوده فرآیند نوسازی اتفاق میافتد و خود مردم با توجه به ارزش افزودهای که زمینشان پیدا میکند و توجیه اقتصادی، معمولا تجمیع کرده و خودشان اقدام اقدام می کنند و نیز نوسازی شهری در بافت فرسوده که با همراهی مدیریت شهری اتفاق می افتد مانند بحث تخفیفها در تراکم مجاز در هر دو صورت استقبال حاشیه نشینها از این مسئله خیلی موثر نبوده است.
بابایی اقدم به تحویل 220 واحد آپارتمان مسکونی در ماه قبل اشاره و عنوان کرد: این موضوع یک مرحله از زندگی کم تراکمی به زندگی آپارتمانی است و همانند دیگر کشورها مردم ما نیز ناگزیر هستند این نوع زندگی را تجربه کنند.
با توجه به نکات ذکر شده در مییابیم که یکی از عمدهترین علل پیدایش حاشیهنشینی عدم پیشبینی و عدم توزیع متناسب سرمایه و برآورده شدن نیازها در سطح کلان است.
برطرف کردن این موضوع مسئلهای چند وجهی است که وجه مدیریت آن در “پیش بینی فضاهای مسکونی مناسب در طرح های کالبدی شهر” ، “ساختار شهر نشینی” و “فراهم نمودن اعتبار برای قشر کم درآمد” و … تعریف میشود.
با این اوصاف حل این مسئله یک روزه اتفاق نمیافتد و مستلزم زمان بسیار و مدیریت متعهد و متخصص در این زمینه می باشد و نیز توجه به خود ساکنان مناطق حاشیهنشین و قرار دادن فرصت شنیده شدن سخنان و نیازهایشان امری مهم به نظر میرسد؛ زیرا همانطور که میدانیم هدف معماری تنها برطرف کردن نیاز اولیه مامن و سرپناه نمیباشد بلکه در راستای اهداف ثانویه پیوند دهنده ما با جهان اطرافمان است.
دیدگاهتان را بنویسید