مهران، جاده بیقراری برای مسیر اربعین
آچار فرانسه هسته ای
عزت ایران، میراث ماندگار شهدا / مهندس مکانیک که آگاهانه لباس سبز پاسداری به تن کرد
اعزام کاروان مردمی «از آذربایجان تا خلیج فارس؛ جان فدای ایران» از تبریز
جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است
مطالبه نیروهای شرکتی را به «پرداخت مستقیم حقوق» تقلیل ندهید
چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبین
نباید به اختلافات سیاسی و گسلهای قومی دامن زدتبریز 2018 بیشتر از آنکه در عالم واقع اتفاق افتد، در لابهلای تصمیمهای مدیریتی و عدم خوانش درست از آن بیشتر بر بنرهای نصب شده در شهر تبریز دیده میشود و پدیده «تبریز در تبریز» را خلق کرده است.
به گزارش تبریزبیدار، رحمت مهدوی در آفتاب یزد نوشت: انتخاب تبریز 2018 به عنوان شهر نمونه گردشگری جهان اسلام میتوانست مقدمات «بازگشت تبریز به خویشتن» باشد و با برنامهریزی مدون و استراتژیک عنوان «پایتخت گردشگری» ایران را نیز سالها به یدک بکشد. همچنین این امر فرصت مناسبی بود برای ایجاد تنوع مکانهای گردشگری کشور و جلوگیری از ازدحام جمعیت در ایام تعطیلات در چند استان که در برخی مواقع آن حس آرامش و راحتی در سفر را بهخاطر کمبود امکانات، ترافیکهای چندین ساعته و… از هموطنان عزیز میگیرد و فلسفه گردشگری را زیر سوال میبرد.
تبریز 2018 بیشتر از آنکه در عالم واقع اتفاق افتد، در لابهلای تصمیمهای مدیریتی و عدم خوانش درست از آن بیشتر بر بنرهای نصب شده در شهر تبریز دیده میشود و پدیده «تبریز در تبریز» را خلق کرده است. هنگامی که خبر انتخاب تبریز به عنوان شهر نمونه گردشگری جهان اسلام در سال 2018 منتشر شد، برای خیلی از هموطنان، علیالخصوص آذربایجانیها این امر باورنکردنی و غیرقابل تصور بود، چراکه کسب چنین جایگاههایی در حوزههای مختلف اعم از میزبانی یک اجلاس سیاسی، میزبانی مسابقات ورزشی و… نیازمند رایزنیهای جدی و اساسی و برنامهریزیهای قبلی است، اما در حالی که کمتر از یکسال به آغاز سال 2018 مانده است، تبریز 2018 دچار یک غفلت ملی و راهبردی شده و محدود به تبریز مانده است.
نه برنامههای در خور و شایسته از رسانههای ملی پخش میشود، نه خبر از بودجههای ملی میشود و نه برنامهریزیهای ملی. بهتر بود تبریز ولیعهدنشین قرن 19، بهواسطه اتفاق این رویداد ملی، در قرن 21 میزبانی برخی از مقامات سیاسی خارجی را برعهده داشته باشد. همچنین برای جذب گردشگر بیشتر با همکاری وزارت امورخارجه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی و سایر سازمانهای مرتبط میتوانستیم شاهد غرفههای گردشگری تبریز در کشورهای دیگر باشیم تا تبلیغات مناسبی برای جذب گردشگری و تداوم آن در سالهای آتی انجام شود.
استفاده از ظرفیتهای حمل و نقل علیالخصوص ظرفیت هواپیمایی کشور برای تبلیغ این شهر با تدوین کتابچههای گردشگری میتوانست از راهکارهای دیگری باشد، اما تبریز 2018 دچار غفلتهای اساسی دیگری شده است بهطوری که در «کنوانسیون گردشگری ۲۰۱۷» که اخیرا اتفاق افتاد هیچ برنامهای برای گردشگران برای بازدید از تبریز اختصاص داده نشد و دلیل «محدودیت زمانی و مسافت در برنامه تورها» برای توجیه این امر مطرح شد.
همچنین سهم تبریز از قطارهای گردشگری اروپا، توقفی چند ساعته در ایستگاه راهآهن آذربایجان شد. عدم تصمیمگیری در سطح ملی نه تنها باعث بیتوجهی به این امر شده، بلکه در سطح منطقهای نیز نسبت به ظرفیتهای این رویداد «غفلت اساسی» شده است، چراکه در بازه زمانی تبریز ۲۰۱۸ در قالب غرفههای جداگانه میتوان به معرفی ظرفیتهای گردشگری سایر شهرهای استان منجمله مراغه به عنوان شهر مکمل تبریز 2018 ، مرند به عنوان سومین شهر بزرگ استان (مسجد جامع، کاروانسرای شاهعباسی، زنوز، دویجان، هاویستن، یام، انه مه، اویندین، زنوزق و… ) منطقه آزاد ارس؛ منجمله دیدنیهای جلفا (منطقه حفاظت شده کیامکی، کلیساهای قدیمی، آسیاب خراب، اکوموزه گلفرج، روستای اشتبین و… ) اقدام کرد. همچنین میتوان برای معرفی جاذبههای گردشگری سایر استانهای همجوار و همزبان چون آذربایجانغربی، اردبیل و زنجان برنامهریزی کرد.
دیدگاهتان را بنویسید