مسئولان به سو مدیریتها پایان دهند
مهران، جاده بیقراری برای مسیر اربعین
آچار فرانسه هسته ای
عزت ایران، میراث ماندگار شهدا / مهندس مکانیک که آگاهانه لباس سبز پاسداری به تن کرد
اعزام کاروان مردمی «از آذربایجان تا خلیج فارس؛ جان فدای ایران» از تبریز
جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است
مطالبه نیروهای شرکتی را به «پرداخت مستقیم حقوق» تقلیل ندهید
چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبینآرش آزاد را همه می شناختند، مسئول و غیر مسئول، مرد و نامرد، عزیز و ذلیل، دوست و دشمن. حیف که رفت. جایش این روزها خالیست، جای طنازی هایش! کاش زنده بود و در وصف تبریز ۲۰۱۸ هم می نوشت. کاش نرفته بود و حال و هوای این روزهای شهرداری و شورای شهر تبریز را با قلمش به سخره می گرفت.
به گزارش تبریز بیدار ، به نقل از هم نوا، امروز سالگرد مردیست که کم از اسطوره ایرانی، آرش کمانگیر نداشت، اسمش آرش بود و همیشه کمان به دست، جوهره طنزهایش را به سوی هدف نشانه می گرفت. تیرانداز نبود، اما نیش خند طنزهایش، زهری تر از نوک تیر زهرآگین بود.
آرش آزاد را همه می شناختند، مسئول و غیر مسئول، مرد و نامرد، عزیز و ذلیل، دوست و دشمن. حیف که رفت. جایش این روزها خالیست، جای طنازی هایش! کاش زنده بود و در وصف تبریز ۲۰۱۸ هم می نوشت. کاش نرفته بود و حال و هوای این روزهای شهرداری و شورای شهر تبریز را با قلمش به سخره می گرفت.
اما حیف، حیف که رفت! اما قبل از رفتنش تحفه ای به جا گذاشت، ماندنی. که تاریخ انقضا ندارد، حکایت ابد و یک روز است و آزادی آرش از این دنیای طنز.
به قول خودش “غم- غصهدن کؤنول اولا آزاد، نه عیبی وار؟”
دیدگاهتان را بنویسید