دوشنبه / ۱۱ آبان / ۱۴۰۵ Monday / 2 November / 2026
×
تبريز دُرريزان و جواهرپاشان راهش را طی مي‌كند!

مرگی دیگر

چندي بعد در شبكه مجازي عكسي از او ديدم كه كتيبه‌ئي بر دكه‌اش آويخته و با آن، فروش ‏مغازه‌اش را اعلام كرده. بسيار ملول شدم. اولا از ديدن مشيبت و كهولت آن بزرگوار و ثانياً از خبر ‏خاموشي آن مشعل واپسين كتابخانه‌هاي كهن تبريز. ‏ دو سه روز پيش هم بانگ برامد كه خواجه مرد.

  • دی 20, 1396
  • یادداشت میهمان تبریزبیدار؛ اصغر فردی

    امروز از جرياني و سويه‌ئي ديگر كتابفروشي ديگر رفت. او درست در كوچة روبروئي فكرت و مسير ‏جهانبيني بني‌هاشم دكه داشت. او داراي ذائقه‌ئي متمايل به چپ بود. آنها ماركسيست نبودند و فقط ‏طرفدار استيفاء حقوق زحمتكشان بودند. ‏

    تقي كاغذچي در خيابان پهلوي آن دوره‌ها بساط كتاب مي‌چيد. كتاب‌هاي قاچاق را آهسته لاي ‏روزنامه مي‌پيچيد و قيمتي هم نمي‌گفت. هرچه مي‌داشتي مي‌دادي. جوان زرنگ و تند و تيزي بود. ‏عينكي با شيشه‌هاي ضخيم بر چشم مي‌داشت. اواخر توانسته بودند با برادرش در زيرزميني دكان ‏كوچكي بخرند و كتابها را شبها آنجا انبار كنند. برادر بزرگتر در آن دكان مي‌نشست و تقي دائم مثل ‏فرفره در خيابان‌ها مي‌چرخيد. ‏

    تقي كاغذچي ناياب‌ترين كتابها را در نيم‌روزي پيدا مي‌كرد. چند شاگرد هم دست و پا كرده بود و ‏مراكز شهر را به بساط‌هاي كتاب آراسته بود. ديگر 20 سال بيشتر از او بيخبر بودم كه امروز خبر آمد. ‏تقي كاغذچي به‌دنبال بيماري سخت كليوي رفت. ‏

    تبريز دُرريزان و جواهرپاشان راهش را طي مي‌كند.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *