مسئولان به سو مدیریتها پایان دهند
مهران، جاده بیقراری برای مسیر اربعین
آچار فرانسه هسته ای
عزت ایران، میراث ماندگار شهدا / مهندس مکانیک که آگاهانه لباس سبز پاسداری به تن کرد
اعزام کاروان مردمی «از آذربایجان تا خلیج فارس؛ جان فدای ایران» از تبریز
جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است
مطالبه نیروهای شرکتی را به «پرداخت مستقیم حقوق» تقلیل ندهید
چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبینرئيس سازمان مديريت و برنامهريزي آذربايجانشرقي گفت: استان آذربايجانشرقي از لحاظ اقتصادي به شكل متعارف رتبههاي حول و حوش پنج را دارد. از لحاظ ارزش توليدات، استان با حدود چهار درصد از توليدات اقتصادي كشور جايگاه هفتم كشور را به خود اختصاص داده
به گزارش تبریز بیدار ، داوود بهبودي اعتقاد دارد لازمه حضور در بازار هاي جهاني امروز پيوند خوردن با اقتصاد جهاني است و هرقدر بتوانيم با اقتصاد جهاني درهمتنيدگي بيشتري پيدا كنيم، حضور ما در بازارهاي جهاني راحتتر و قابل دسترستر خواهد بود.
اين اقتصاددان، ايجاد ارتباطات اقتصادي به شكل شراكتي با شركتهاي خارجي مطرح و داراي برند را از ديگر ملزومات حضور در بازارهاي جهاني ميداند. در ادامه مشروح گفتوگوي ما با داوود بهبودي، رئيس سازمان مديريت و برنامهريزي استان تقديم حضور ميشود:
آذربايجانشرقي با ۴ درصد از توليدات اقتصادي كشور جايگاه هفتم را دارد
آقاي دكتر به عنوان پرسش اول بفرماييد استان آذربايجانشرقي چه جايگاهي در اقتصاد و توليد كشور دارد؟
استان آذربايجانشرقي از لحاظ اقتصادي به شكل متعارف رتبههاي حول و حوش پنج را دارد. از لحاظ ارزش توليدات، استان با حدود چهار درصد از توليدات اقتصادي كشور جايگاه هفتم كشور را به خود اختصاص داده كه جايگاه قابل قبولي محسوب ميشود؛ چرا كه ما از لحاظ جمعيتي هم همين سهم را داريم و از لحاظ سرانه توليد به ميانگين كشور نزديك هستيم.
مردم ما به لحاظ صبغه اقتصادي و تجاري جزو اقشار فعال اقتصادي كشور هستند و سابقه ديريني در انتقال تكنولوژي به كشور دارند و ميتوان گفت مدرنيته در ايران به لحاظ اجتماعي، سياسي و اقتصادي از تبريز شروع شد. در طول تاريخ هم همين روند را ادامه دادهايم كه بعضا با فراز و نشيبهايي مواجه بوده است.
در مورد جايگاه توليد در برنامههاي توسعهاي و سند تدبير توسعه استان صحبت كنيد.
ما از ابتداي شروع دولت يازدهم نسبت به تهيه سند تدبير توسعه استان آذربايجانشرقي اقدام كرديم كه هدف آن ساماندهي، اولويتبندي و انتخاب پروژههاي كليدي توسعه استان با محوريت قرار دادن بخش خصوصي بوده است. همانطور كه ميدانيد بعد از ابلاغ سياستهاي اصل 44 و با توجه به ابعادي كه در سياستهاي اقتصاد مقاومتي وجود دارد، اقتصاد كشور بايد به سمت تقويت، افزايش مسئوليتپذيري و نقشآفريني بخش خصوصي برود.
سند تدبير توسعه ويژگيهاي متعدي دارد و يك نقطه عطف در نظام برنامهريزي كشور تلقي ميشود؛ از جمله اينكه اين سند مبتني و متكي بر فعاليتها، سرمايهها و نقشآفريني بخش خصوصي است. ما در حال تهيه گزارش عملكرد اجرايي شدن برنامههاي سند تدبير توسعه استان و در صدد تدوين نسخه دوم اين سند هستيم تا بتوانيم مسير اين سند را در دولت دوازدهم با شتاب و دقت بيشتري ادامه دهيم.
۴۰ درصد اشتغال توسط بخش صنعت و معدن
از وضعيت و ميزان توليد در بخشهاي مختلف صنعت و معدن، كشاورزي و خدمات بگوييد.
از لحاظ ساختار توليد، جزو استانهايي هستيم كه شاخصهاي سرمايه اقتصادي ما در بخشهاي صنعت، كشاورزي و خدمات تقريبا نزديك به نرمهاي ملي است. بخش كشاورزي ما حدود 20 درصد اشتغال و 19 درصد ارزش توليدات را به خود اختصاص داده است؛ بخش صنعت و معدن حدود 40 درصد اشتغال و 35 درصد ارزش افزوده را داشته و ساير خدمات هم سهم 40 درصدي اشتغال و 50 درصدي ارزش محصولات را دارند.
ما حدود 270 هزار بهرهبردار كشاورزري داريم. سال 95 سال زراعي خيلي خوبي براي استان بود؛ به طوري كه نزديك به 600 هزار تن گندم توليد و خريداري شد؛ طبيعتا ساير محصولات باغي و زراعي هم وضعيت مطلوبي داشتند. در عرصه صنعت هم كمكم اتفاقات خوبي ميافتد و سال گذشته هم رونق در عرصه صنعت نرخ رشد مثبت و در مجموع استان آذربايجانشرقي در سال 95 از لحاظ رشد اقتصادي نسبت به ميانگين كشور وضعيت مناسبي داشت.
رقابتمندي اقتدار احساس ميشود و رقابتپذيري بيشتر حالت انفعال دارد
به نظر شما توليد رقابتپذير و مزيتدار چه ويژگيهايي بايد داشته باشد و استان آذربايجانشرقي تا چه اندازه توانسته است در اين جهت حركت كند.
من واژه رقابتمندي را بيشتر از رقابتپذيري ميپسندم؛ چرا كه در رقابتمندي اقتدار احساس ميشود و رقابتپذيري بيشتر حالت انفعال دارد. رقابتمندي ميزان توفيق محصولات توليدي ما را در عرصه بينالملل نشان ميدهد. طبيعي است ما در كالاهايي كه مزيتدار بوده، قيمت تمام شده پايينتر و كيفيت بالاتري دارند و از همه مهمتر داراي برند هستند ميتوانيم حضور بهتري در بازارهاي جهاني داشته باشيم.
از طرف ديگر لازمه حضور در بازار هاي جهاني امروز پيوند خوردن با اقتصاد جهاني است. هرقدر بتوانيم با اقتصاد جهاني درهمتنيدگي بيشتري پيدا كنيم، حضور ما در بازارهاي جهاني راحتتر و قابل دسترستر خواهد بود. از ديگر ملزومات، ايجاد ارتباطات اقتصادي به شكل شراكتي با شركتهاي خارجي مطرح و داراي برند است. چرا كه كالاهاي داراي برند بينالمللي در بازارهاي جهاني به راحتي به فروش ميروند و نيازي به بحثهاي بازاريابي و هزينههاي عديده ديگر نيست.
توليدكنندگان و سرمايهگذاران ما از طريق پيوند خوردن با شركاي خارجي داراي برندهاي مطرح بينالمللي ادامه مسير بدهند
با اين اوصاف كدام صنايع و محصولات استان رقابتمند و مزيتدار محسوب ميشوند؟
در آذربايجانشرقي بخشهايي مثل معدن، صنايع ماشينسازي، صنايع غذايي و شيريني و شكلات مزيتهايي هستند كه ميتوانند در بازارهاي جهاني حرفهايي براي گفتن داشته باشند. ما تقريبا توانستهايم در اين صنايع در كنار بقيه رقبا ظاهر شويم و رقابتمند عمل كنيم. در برخي از محصولات صنعتي، صنايع دستي مثل فرش، چرم و كفش، صنايع IT و بخش انرژي ميتوانيم رقابتمند عمل كنيم ولي هنوز بالقوه هستند. توصيه ميكنم توليدكنندگان و سرمايهگذاران ما از طريق پيوند خوردن با شركاي خارجي داراي برندهاي مطرح بينالمللي ادامه مسير بدهند تا بتوانند با صرف حداقل زمان و هزينه به بازارهاي جهاني وارد شوند.
آذربايجانشرقي همواره جزو پيشتازان صادرات خدمات فني مهندسي است
ميزان توفيق آذربايجانشرقي را در توليد محصولات و خدمات صادراتي چطور ميبينيد؟
يكي از راههاي اصلي فعالتر شدن اقتصاد، حضور در بازارهاي جهاني است؛ چه به شكل صادرات غيرنفتي كالايي و چه به صورت ارائه خدمات فني و مهندسي كه بتواند اين نقش را ايفا كند. در گذشته خدمات فني مهندسي را معمولا شركتهاي بزرگ ارائه ميكردند؛ ولي در مقطع كنوني شاهد هستيم شركتهاي متوسط و كوچك هم توانستهاند به اين عرصه وارد شوند؛ البته انعطافپذيري بيشتري هم دارند و پاسخگوي مناسبي به نيازهاي متنوع بازار هستند. آذربايجانشرقي همواره جزو پيشتازان صادرات خدمات فني مهندسي بوده و در حال حاضر هم شركتهاي بزرگي داريم كه در بازارهاي جهاني اين خدمات را ارائه ميدهند. ما سالها در بازارهايي مثل عراق، تاجيكستان، تركمنستان، كشورهاي آفريقايي و آمريكاي جنوبي خدمات فني مهندسي ارائه كردهايم.
فعاليت ۹۰ شركت دانش بنيان در آذربايجانشرقي
فكر ميكنيد وضعيت توليد محصولات دانشبنيان در استان رضايتبخش است؟
عرصه محصولات دانشبنيان يك بستر نهادي ميخواهد. اين بستر نهادي ميتواند مراكز رشد، دانشگاهها و پاركهاي علم و فناوري باشند. در استان ما منطقه ويژه علم و فناوري ربع رشيدي در كنار ساير مراكز علمي و دانشگاهي بستر نهادي و سازماني بسيار مناسبي براي رشد اقتصاد دانشبنيان است كه در چند سال گذشته در اين عرصه فعاليتهاي خيلي خوبي انجام داده است. منطقه ويژه علم و فناوري ربع رشيدي تبريز از جمله مراكزي است كه در سطح كشور با سرعت مطلوبي رشد و جاي خود را پيدا كرده است.
از طرف ديگر لازم است ايدهها از طراحي به تجاريسازي و توليد صنعتي برسند. طبيعتا شركتي كه با ايدههاي علمي و نظري در مركز رشد متولد ميشود، تا بخواهد طرحهايش را تكميل و تجاري سازيكرده و براي آنها سرمايهگذار پيدا كند و به توليد انبوه برساند، يك مسير زمانبر را بايد طي كند.
در استان آذربايجانشرقي هم هر چند طي مسير دستيابي به توليد دانشبنيان دير و از دولت يازدهم شروع شده ولي دستاوردهاي قابل قبولي در اين عرصه داشتهايم. در حال حاضر بيش از 90 شركت دانشبنيان در استان فعاليت ميكنند كه تلاش دارند در مسير توليد كالاهاي با تكنولوژي بالا و دانشبنيان پيش روند.
مدلهاي نوين كسب و كار فضاي نرم تعاملات اقتصادي است
در مورد مدلهاي نوين كسب و كار كه در دنيا، كشور و استان مورد استفاده قرار ميگيرد صحبت كنيد.
مدلهاي نوين كسب و كار مدلهاي مفهومي و نرمافزاري هستند كه كه در كمترين زمان به خلق ارزش منجر و از ادبيات اقتصاد دانشبنيان ناشي ميشوند و محصولات دانشبنيان را در يك فضاي خيلي كوچك با دانش هايتك و راندمان بالا توليد ميكنند. به عنوان مثال صنعت IT يكي از اين صنايع جديد بوده و تنها زيرساخت مورد نياز آن پهناي باند است كه به شكل فراگير و به سرعت در اكثر كشورها فراهم ميباشد.
به طور خلاصه مدلهاي نوين كسب و كار فضاي نرم تعاملات اقتصادي است كه به فضاي كالبدي و فيزيكي نيازي ندارد؛ در نتيجه به كشور ما هم به سرعت انتقال مييابد و قابل تحريم نيست. در واقع براي اينكه جامعه ما دسترسي به يك ايده و مفهوم نوين داشته باشد، مانعي وجود ندارد ولي چون كاربرد آنها نياز به اصلاح رفتار و تغيير نگرش دارد، نهادينه شدن آنها در جامعه ما با كندي مواجه است.
ضعف نظام بازاريابي بويژه در بخش خارجي ضعف كل اقتصاد ما است
وضعيت بازاريابي داخلي و خارجي و برندسازي محصولات در استان را چطور ارزيابي ميكنيد؟
ما در بازاريابي داخلي مشكلي نداريم؛ چرا كه پردازشگر بسيار خوبي هستيم. يعني ميتوانيم نهادهها را بگيريم، پردازش كنيم و به خلق برند بپردازيم. به عنوان مثال وقتي شما از برندي به نام آجيل تبريز صحبت ميكنيد، در نظر داشته باشيد كه اغلب نهادههاي اين محصول از تخمه گرفته تا پسته و بادام همه غير تبريزي هستند، ولي آجيلش برند تبريز را دارد. در صنايعي مثل شيريني و شكلات و چرم و كفش هم اتفاقات مشابهي ميافتد.
اما اين اتفاقات بايد توسط افراد كارآفرين و ارزشآفرين تكثير شود كه متاسفانه تعداد اين افراد بسيار كم است. براي داشتن يك اقتصاد پويا بايد شمار زيادي از افراد خلاق ارزشآفرين در صحنه باشند. تنها در اين صورت است كه ميتوانيم به سرعت برندهاي متعددي را خلق كنيم و هر چه بازار در شرايط رونق قرار بگيرد احساس نياز به محصولات بيشتر خواهد شد و اتفاقات بهتري ميافتد.
با همه اين اوصاف ضعف نظام بازاريابي بويژه در بخش خارجي ضعف كل اقتصاد ما است كه غالبا به نظام مديريتي بنگاهها و مقياس آنها برميگردد. لازم است بنگاههاي ما باهم همگرا شوند تا بتوانند با تشكيل كنسرسيومهاي بزرگ در بازارهاي خارجي حضور قدرتمندتري پيدا كنند.
متاسفانه برخي از مديران صنايع ما نگرش سنتي دارند
در مورد جايگاه مراكز تحقيق و توسعه (R&D) در واحدهاي توليدي استان بگوييد؛ به نظر شما چند درصد از توليدكنندگان ما به نقش R&D توجه دارند؟
ما در آذربايجانشرقي انتظار داريم R&D هر روز تقويت شود؛ چرا كه اين استان جزو استانهايي است كه خاستگاه و حتي ميتوان گفت زادگاه صنعت كشور به شمار ميرود. صنعت در اينجا قديمي است و اگر نتواند ارتباط خود را با سرمنشاء خارجي خود حفظ كند، پير ميشود كه اين اتفاق در دوران بعد از انقلاب و تحريم افتاده است. از آنجايي كه انتقال تكنولوژي به خوبي صورت نگرفته و ارتباطات حقوقي با طرفهاي خارجي به طور غيراصولي قطع شده تكنولوژي ما در صنايع اوليه استان، به روز نيست. R&D جايي است كه كمك ميكند صنايع در فضاي متعارف نوسازي حركت كنند.
متاسفانه برخي از مديران صنايع ما نگرش سنتي داشته و با R&D ميانه خوبي ندارند. در هر صورت اگر صنايع ما بخواهند خود را در معرض رقابت و توسعه قرار دهند مجبور ميشوند به راهاندازي اين مراكز فكر كنند.
در گذشته با توجه به اينكه فقط بازار داخلي مد نظر بود و واحدها احساس نياز و رقابت جدي نميكردند، چنين چيزي هم موضوعيت نداشت ولي الان به لحاظ شدت رقابت در داخل و خارج مجبورند به سمت تحقيقات R&D حركت كنند كه اين اتفاق كمكم دارد ميافتد.
مراكز علمي و دانشگاهي چه نقشي ميتوانند در انتقال تكنولوژي و ارتقاء توان توليدي واحدها داشته باشند؟
وقتي از ارتباط ناكامل و ضعيف صنعت و دانشگاه صحبت ميكنيم، فقط مربوط به اين دو نيست. يعني لازم است كارآفرينها و ارزشآفرينهايي كه بين اين دو نقش ايفا كنند و دولتي كه بستر اين تعاملات را فراهم كند، وجود داشته باشند. در واقع پنج ركن دانشگاه، صنعت، بازار، دولت و سرمايهگذار ريسكپذير بايد به هم وصل شوند تا خلق تكنولوژي و ارتقاء توان توليد حاصل شود.
منطقه ما قابليتهاي علمي و دانشگاهي بالايي دارد و دانشگاه تبريز همواره جزو 10 دانشگاه برتر كشور محسوب ميشوند. دانشگاه صنعتي سهند و ساير دانشگاههاي استان نيز حرفهاي بسياري براي گفتن دارند. از طرف ديگر صنعت هم از گذشته در اين ديار خاستگاه محكمي داشته و در نتيجه ارتباط بين صنعت و دانشگاه كم و بيش در اينجا وجود دارد؛ به طوري كه بسياري از همكاران دانشگاهي ما با مراكز صنعتي ارتباط دارند و در اموري مثل مشاوره و نظارت فعاليت ميكنند. اين پيوند، پتانسيل رشد و توسعه زيادي دارد و بايد ارتقاء يابد. به نظر بنده حلقه مفقوده اصلي در اين ارتباط كه كمتر به آن پرداخت شده نقش افراد ارزشآفرين ريسكپذيري است كه بايد در اين بين پل ارتباطي بين صنعت و دانشگاه باشند.
الگوي كشاورزي ما همچنان دهقاني و معيشتي است/صنعتي شدن با كارخانهدار شدن متفاوت است
مهمترين چالشها و مشكلاتي كه پيش روي توليد در استان هستند، كدامند؟
يكي از مشكلات اساسي پيش روي اقتصاد ما اين است كه واحدهاي توليدي ما در همه عرصههاي صنعت، كشاورزي و خدمات تقريبا يك نگاه سنتي به توليد دارند. الگوي كشاورزي ما همچنان دهقاني و معيشتي است و كشاورزي مدرن سهم خيلي كمي در اين عرصه دارد. در صنعت هم ما كارخانههاي زيادي داريم ولي صنعتي شدن با كارخانهدار شدن متفاوت است و نياز به فرهنگ، گفتمان و نوع نگاه خاصي دارد. البته اينها مشكل خاص استان ما نيستند و مربوط به كل كشور است.
مسئله ديگر مقياس واحدهاي توليدي ما است كه معمولا از حد بهينه و مناسب كوچكتر هستند و وقتي ميگوييم كارخانهاي داريم كه نميتواند بازاريابي كند، يعني مقياس اقتصاديش اجازه نميدهد تا هزينههاي بازاريابي را تحمل كند. هنوز در خيلي از جاها حسابداري صنعتي نداريم؛ در حالي كه يك كارخانه توليدي نميتواند حسابداري صنعتي نداشته باشد. خيلي جاها واحدهاي توليدي ما به ناظر فني و يا بحثهاي زيستمحيطي اعتقاد ندارند و در برخي مواقع كارخانهها آلايندگيهايي را به وجود ميآورند كه هزينه آن به جامعه تحميل ميشود. به هر حال اين چالشهاي كلان داراي حواشي نامطلوبي هم هستند كه توضيح آن در اين مجال نميگنجد.
چه راهكارهايي براي مواجهه با اين چالشها ارائه ميدهيد؟
راهحلهاي اين مسائل در خودشان نهفته است؛ به عنوان مثال ما بايد مقياس كشاورزي خود را بزرگ كنيم كه سازوكار خاصي ميطلبد و مردم بايد همراهي كنند تا در قالب يك شركت سهامي تعاوني و يا كنسرسيوم، زمينهاي يكپارچه بزرگي را تشكيل دهند و دولت هم ميتواند با ابزارهاي غيرمستقيم پولي و مالي حامي آنها باشد.
در صنعت بايد محور فعاليتها مشخص شود و سرمايهگذاران متناسب با نيازهاي بازارهاي جهاني و با مقياس مناسب حركت كنند. در دنيا الگوهايي مثل شركت سهامي عام را داريم كه در كشور ما چندان مورد استقبال قرار نميگيرد و اين بدين معني است كه ما نميتوانيم به شكل گروهي كار كنيم و اينها موانع نرم توسعه فعاليتهاي اقتصادي ما است. در مجموع براي رفع چالشها تامين الگوهاي بهرهبرداري، آبياري، الگوي مصرف انرژي، مهارت نيروي كار و مقياس توليد بايد حل شوند.
دیدگاهتان را بنویسید