مسئولان به سو مدیریتها پایان دهند
مهران، جاده بیقراری برای مسیر اربعین
آچار فرانسه هسته ای
عزت ایران، میراث ماندگار شهدا / مهندس مکانیک که آگاهانه لباس سبز پاسداری به تن کرد
اعزام کاروان مردمی «از آذربایجان تا خلیج فارس؛ جان فدای ایران» از تبریز
جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است
مطالبه نیروهای شرکتی را به «پرداخت مستقیم حقوق» تقلیل ندهید
چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبینسئوالی که ایجاد می شود این است که چرا آمریکا همیشه سعی درکنترل رفتار ایران از طریق استقرار شاه وابسته، جنگ و یا تحریم داشته است آیا صرفا وجود نفت دلیل این گونه دخالات است یا نوع سیاست خارجی ایران در منطقه و یا دلیل دیگری؟
سرویس سیاسی تبریزبیدار؛
تاریخ صدساله ایران مملو از آثار دخالت بیگانگان در تمامی عرصه های مدیریتی این کشور پهناور است، که برای نمونه می توان به تقسیم ایران به مانند گوشت قربانی به سه قسمت در قرارداد1907 و یا سرنکونی دولت ملی مصدق که به آمریکا در مقابل انکلیس اعتماد کرده بود، اشاره کرد.
این دخالت ها مخصوصا از طرف آمریکا که بعضا با چاشنی تحقیر هویت ملی ایران (برای نمونه می توان به قانون کاپیتالاسیون اشاره کرد) نیز همراه بود طوری افزایش یافته بود که شعار « پس از شاه نوبت آمریکاست» که در آن زمان با کنار نهادن دیگر رقبا به یکه تازی در ایران مشغول بود نیز به شعارهای مردم انقلابی افزوده شد؛ اگر مطبوعات دو سال ابتدایی پیروزی انقلاب را ورق بزنید با این جمله زیاد برخورد خواهید كرد.
از سال 1342 كه مبارزات بی امان ملت ایران علیه استبداد و استعمار توامان شروع شد و سخنرانی تاریخی امام امت علیه آمریكا و اسرائیل در سال 1343 را می توان دلیلی بر آن شمرد مشخص بود كه این انقلاب در صورت پیروزی خواب خوش را از آمریكا در منطقه خواهد گرفت و چنین نیز شد .
اما سئوالی که ایجاد می شود این است که چرا آمریکا همیشه سعی درکنترل رفتار ایران از طریق استقرار شاه وابسته، جنگ و یا تحریم داشته است آیا صرفا وجود نفت دلیل این گونه دخالات است یا نوع سیاست خارجی ایران در منطقه و یا دلیل دیگری؟

به نظر کارشناسان یکی از بنمایه ترین دلایل تمرکز آمریکا روی ایران، موقعیت ژئوپلیتیکی ایران به عنوان قلب خاورمیانه است.
امنیت جهانی با امنیت خاورمیانه پیوندهای چشمگیر دارد؛ بویژه امنیت اقتصادی کشورهای صنعتی بسته به تداوم صدور نفت خام از این منطقه است که برای این کشورها حیاتی و بسیار مهم است.
کشورهای صنعتی شکنندگی خود را در برابر سه شوک نفتی آشکارا دیدند. این شوکها هشدار بسیار بزرگی به این کشورها بود.
همچنین، هر گونه تنش یا ناامنی در هر جای این منطقه بر سراسر آن اثر میگذارد؛ هرچند این اثر در بخشهایی از آن کمرنگ باشد.
جایگاه و نقش خاورمیانه و خلیج فارس در الگوهای ژئوپولیتیک جهان
مهمترین اندیشۀ ژئوپولیتیکی که در آغاز سدۀ بیستم اثر زیادی در روابط بینالملل گذاشت و دامنۀ جغرافیایی و قلمرو آن بخش بیشتری از جهان را دربرمیگرفت، نظریۀ هارتلند از هلفورد مکیندر اندیشمند انگلیسی بود که نخستین بار در 1904 در مقالهای با عنوان «محور جغرافیایی تاریخ» مطرح شد. این اندیشه یکی از مهمترین اندیشههایی است که توانست بیش از چهار دهه دوام یابد و مورد بهرهگیری سیاستمداران و توجه دانشگاهیان واقع شود. با وجود فراموش شدن آن در جغرافیا، این نظریه شاید مشهورترین و معروفترین الگوی جغرافیایی در سراسر جهان باقی خواهد ماند.
1. در حال حاضر ايران، از نظر ژئودكترين، به «هارتلند» يا قلب حياتي سرزمين جهاني تبديل شده است. در سطح كرة زمين، بخش محدودي به خشكيها اختصاص دارد. در ميان خشكيهاي كرة زمين، قطعة بزرگ و يكپارچة آسيا ـ اروپا، به عنوان جزيرة اصلي كرة زمين مطرح است كه به جزيرة جهاني معروف است.
حدود يكصد سال قبل، «هالفورد مكيندر» قلب جزيرة جهاني را منطقة آسياي مركزي معرفي كرد كه شامل: قزاقستان، تركمنستان، ازبكستان، قرقيزستان، تاجيكستان، بخشهايي از شمال افغانستان و شمال خراسان ايران، و بخشهايي از شكم روسيه در مرز كشور قزاقستان ميشود، يعني منطقة عمومي شرق درياي خزر. فرض مكيندر اين بود كه هر كس بر اين هارتلند يا قلب حياتي سرزمين جهاني حكومت كند، بر جهان حكومت خواهد كرد. گمان بر اين است كه هيتلر تحت وسوسههاي ژئوپليتيسين خود «هاوس هافر»، در لشكركشي به سوي شرق، در صدد دستيابي به سرزمينهاي ماوراء آرال و خزر بود كه البته تا منطقة چچن بيشتر نتوانست پيشروي كند.
آمريكا و ناتو نيز با همين انگيزه و البته به بهانة مقابله با القاعده و طالبان، افغانستان را اشغال كرد تا از آن طريق بتواند آسياي ميانه يا همان هارتلند را كنترل كند.

2. همچنين در حال حاضر، ايران از نظر هيدرودكترين به «هارتسي» يا قلب حياتي درياي جهاني تبديل شده است. هارتسي جهان از بدو جنگ دوم جهاني در منطقة عمومي غرب اقيانوس اطلس شمالي شكل گرفت. دليل آن هم تردّد گستردة ناوگان تجاري آمريكا و اروپا در اين منطقه، ميان اروپاي غربي و سواحل شرقي آمريكا و كانادا بود. اروپاي سال 1945 كه شاهد تسليم آلمان هيتلري بود، با ويراني عظيم حاصل از جنگ جهاني دوم و مشكلات آن درگير شد، لذا به مدت ربع قرن نيازمند كمكهاي آمريكا از طريق اقيانوس اطلس بود. در يك منطقة مثلثي در غرب اقيانوس اطلس شمالي، يعني از درياي ساراگاسو تا جزيرة برمودا، و در نهايت درياي كارائيب، منطقهاي تحت عنوان هارتسي جهان شكل گرفت. فرض بر اين بود كه هر كس كنترل اين منطقه را عهدهدار شود، كنترل درياي اصلي جهان را در اختيار دارد.
3.از نظر قدرت اقتصادي، موقعيت ژئواكونوميك و هيدرواكونوميك ايران، بسيار حساس است. شريانهاي انرژي فسيلي جهان همچون رگهاي اين قلب تپنده، از جوار ايران، به اعضا و جوارح جهان پمپ ميشود. بازار منطقه، بازار هدف كالاهاي شرق و غرب است. همچنين منابع زيرزميني منطقه، منابع اقتصاد استراتژيك كشورهاي مختلف است.
4. از نظر فرهنگي، موقعيت ژئوكالچر ايران بسيار ممتاز است. ايران امروز با يك دامنة فرهنگي فارسي زبانان
از كردستان عراق تا افغانستان و قلب آسياي ميانه، نفوذ فرهنگي دارد. همچنين با يك دامنة فرهنگي شيعي، از افغانستان و پاكستان در شرق، تا عراق و لبنان در غرب و آذربايجان در شمال و بحرين در جنوب، نفوذ مذهبي چشمگيري دارد. تأثير اين نفوذ را ميتوان در معادلات فرهنگي، سياسي و نظامي منطقة جنوب غرب آسيا ديد.

5. از نظر اجتماعي، موقعيت ژئوسوشال ايران، با توجه به تنوع اقوام و طوايف گوناگون، جمعيت مناسب و نيروي جوان، موقعيتي ممتاز است.
حال بهتر می توان دلایل اصلی دخالت های آمریکا در ایران را تحلیل کنیم، دلایلی که نه از سال 57 بلکه مدت ها قبل نیز وجود داشت ولی از آنجا که آمریکا به راحتی و از طریق نفوذی و مستشاران خود که تعداد آن ها به بیش از 50هزار نفر می رسید، باز هم با تحقیر عنصر ایرانی به راحتی سکان هدایت کشور را در دست داشت به دشمنی آشکار با ملت ایران دست نمی زد.

در آخر یادداشت برای آگاهی بیشتر خواننده به یک نمونه سخنرانی مسئول دولتی رژیم سابق از جنس تحقیر ملت ایران اشاره می کنیم.
«رزمآرا»؛ نخستوزیری که ملت ایران را بیلیاقت میدانست!
دوره شانزدهم مجلس ملی شاید یکی از مهمترین دورههای مجلس ملی در دوران مشروطه باشد؛ مجلسی که در جریان ملی شدن صنعت نفت قرار گرفت و با رد تمدید قرار داد گس _ گلشائیان سرانجام ملی شدن صنعت نفت را رقم زد.
اما این دوره با نخست وزیری سپهبد رزمآرا همزمان شد که یکی از جدیترین طرفداران تمدید قرار داد نفتی گس _ گلشائیان بود که امتیاز بهرهبرداری از نفت ایران را به طرف غربی میداد.
نخستوزیر وقت در اوایل دی ماه سال 1329 نخست وزیر تعدادی از نمایندگان را به جلسه خصوصی دعوت میکند تا آنها را برای دادن رای مثبت به لایحه تمدید گس _ گلشائیان راضی کند.
روایتهای متعددی از آن جلسه تاریخی که شاید بتوان گفت حکم مرگ رزمآرا را نیز صادر کرد، شنیده شده است.
روایت از این قرار است که رزمآرا در این جلسه اینگونه سخن گفته است :« ما لیاقت لولهنگسازی (آفتابه گلی) هم نداریم. 50 سال است که آن را میسازیم ولی ترقی نکردهایم ما چطور میتوانیم خودمان صنعت نفتمان را اداره کنیم؟ اگر این کارهای عوامفریبانه ادامه پیدا کند من ناچار میشوم که مسجد شاه را توی سر کاشانی و مجلس را توی سر اقلیت خراب کنم»
دیدگاهتان را بنویسید