مهران، جاده بیقراری برای مسیر اربعین
آچار فرانسه هسته ای
عزت ایران، میراث ماندگار شهدا / مهندس مکانیک که آگاهانه لباس سبز پاسداری به تن کرد
اعزام کاروان مردمی «از آذربایجان تا خلیج فارس؛ جان فدای ایران» از تبریز
جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است
مطالبه نیروهای شرکتی را به «پرداخت مستقیم حقوق» تقلیل ندهید
چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبین
نباید به اختلافات سیاسی و گسلهای قومی دامن زدبمناسبت هفته معلم به سراغ معلم روشندلی در تبریز رفتیم که بینایی هر دو چشم خود را در دفاع از خاک وطن از دست داده و امروز در سنگر تربیت فرزندان استثنایی، تدریس می کند.
سرویس فرهنگی تبریزبیدار/ «معلم» الفبای زندگی می آموزد و راه آزادگی را نشان می دهد و تنها دیدن موفقیت های دانش آموزانش است که گرد خستگی را از شانههای او می زداید.
در وصف معلم زیاد گفته و زیاد شنیدهایم اما هر سال حوالی 12اردیبهشت و هفته معلم، دوباره سینه پُر می شود از کلماتی که باید در وصف این خادمان آگاهی و روشنایی گفت.
بمناسبت هفته معلم به سراغ معلم روشندلی در تبریز رفتیم که بینایی هر دو چشم خود را در دفاع از خاک وطن از دست داده و امروز در سنگر تربیت فرزندان استثنایی، تدریس می کند.

ناصر شهابی متولد سال ۱۳۴۸ که در سال 1365 در حالی که تنها 17 سال داشت؛ داوطلبانه به جبهه های های حق علیه باطل اعزام شد و در همان سال پس از حضور در عملیات های کربلای 4 و 5 در منطقه هورالعظيم دو چشم خود را بر اثر اصابت گلوله از دست داد و مدال جانبازی بر سینه خود آویخت.
او در این باره می گوید: با وجود مخالفت های زیاد برای اعزام، زمانی که کلاس دوم دبیرستان بودم، در لباس بسیجی با دعای خیر مادر و پدرم راهی جبهه شدم. آگاه بودم که در جنگ شیرینی خیرات نمیکنند و کسی که به این راه قدم میگذارد نباید از روی جوگیری یا احساسات بیاد بلکه باید با تمام قلب برود و من هم با تمام قلب رفتم.
این معلم جانباز درباره نحوه مجروحیت خود می گوید: از ناحیه دو چشم مجروح شدم و بعد از نتیجه ندادن روند درمان، هر دو چشم را تخلیه کردند.

وی در ادامه به برخی بی مهری ها اشاره کرده و بیان می کند: متاسفانه ارزش ها امروز در جامعه کمرنگ شده و به مشکلات جانبازان کمتر توجه می شود ولی ما گلایه ای نداریم و پشیمان از رفتن خود به جبهه و جانبازی نیستیم چرا که نیت ما فراتر از این بوده و اکنون نیز حاضرم در راه اعتقاداتم جانفشانی کنم.
از او درباره تحصیلات و معلمی می پرسیم و پاسخ می دهد: پس از جانبازی سه سال خانه نشین بودم و حتی از وجود مدرسه مختص نابینایان هم بی اطلاع بودم اما با اطلاع یکی از آشناها تحصیلات متوسطه را در دبیرستان نابینایان به پایان رساندم و با قبولی در رشته فلسفه وارد دانشگاه تبریز شدم در حال حاضر نیز در مدرسه استثنایی مردانی آذر در مقطع متوسطه دوم تدریس میکنم.


زندگی عاشقانه با سامانه 118 خانواده شهدا!
نکته جالب ماجرا اینجاست که همسر آقای شهابی هم معلم است و در یکی از مدارس تبریز در مقطع دوره اول دبیرستان مشغول تدریس است و جالب تر اینکه او بین خانواده شهدا معروف به «شهیدلر باجی سی» (خواهر شهدا) و « سامانه 118 خانواده شهدا» است، به این دلیل که شماره هر خانواده شهیدی را که بخواهید میتوانید در لیست تماس او پیدا کنید.
همسر این معلم جانیاز علاوه بر شهدای استان با خانواده شهدایی همچون احمدی روشن، مجید سوزوکی مدافع حرم، موسوی، جوادی و حججی در ارتباط است.
گفتگو از علی آقائیان
انتهای پیام/
دیدگاهتان را بنویسید