تبریزبیدار گزارش می دهد؛

کتابخوانان از کتابخانه های تبریز چه می گویند؟ / از خاک خوردن طلاهای زیرزمینی تا اینترنت پرسرعت

به کتاب خانه های سطح شهر می رویم تا از شرایط بهره مندان آن ها مطلع شویم. اول به سمت مرکز شهر می رویم.

سرویس فرهنگی تبریزبیدار/ هفته کتاب و کتابخوانی باشد و سراغی از کتابخانه نگیریم؟

به کتاب خانه های سطح شهر می رویم تا از شرایط بهره مندان آن ها مطلع شویم. اول به سمت مرکز شهر می رویم.

روبروی کتابخانه‌ی حضرت ولیعصر(عج) ایستاده بودم. کتابخانه بزرگ و زیبایی به نظر می رسید؛ بیشتر آنهایی که این کتابخانه قدیمی را می‌شناختند آن را «حوزه علمیه کتابخاناسی» خطاب می کردند و دلیل این نام گذاری قرار گرفتن این کتابخانه بزرگ کنار حوزه علمیه ولیعصر(عج) تبریز بود.

وارد کتابخانه شدم. سکوتی سنگین همه جا را فرا گرفته بود. یک نیستی در هستی بود. قدم زدن های آرام و کوتاه صداهایی سنگین و بلند را ایجاد می کردند.
پر از کتاب های خوانده نشده
کتابخانه ایی که دو طبقه بود و زیر زمینی که به نظر می آمد زیر زمینی های خوبی از آنجا بتوان پیدا کرد. زیر زمین این کتابخانه پر بود از کتاب هایی که خواننده ایی نداشتند، آنقدر خاک خورده بودند که حتی اسمشان به درستی خوانده نمی شد. کتاب هایی که شاید در کتابفروشی های امروز پیدا نبود، آنجا بود اما کسی نبود تا مخاطبشان باشد. شاید هم مخاطب بود اما نمی‌دانست که زیر زمینی می‌تواند زیر زمینی های به این خوبی داشته باشد.
در زیر زمین این کتابخانه بزرگ پرنده ایی پر نمی‌زد. شبیه خانه پیر مردی تنها بود که اقیانوس آبی دیدارهایش خشک شده بود.
اما طبقه همکف و بالاترش خبری از این تنهایی ها نبود. بلکه جوانانی کنار هم نشسته و هر کدام مشغول مطالعه کتابی بودند. روی هر میزی که نگاه می کردیم کتاب های رنگی با اندازه های مختلف بود اما کلمه ایی در بیشتر کتاب ها دیده می شد. ویژه کنکور ۱۴۰۱ یا ویژه کنکور ۱۴۰۲ یا ویژه کنکور ۱۴۰۰ و…

شاید دلیل خاک خوردگی طلا های زیر زمین همان ویژه‌ ها بود که همه را به خود جلب کرده بود.

لقمه های فیزک و منطق

به حیاط کتابخانه آمدم، جایی که اهالی آنجا برای استراحت می آمدند. بسیاری از آنها حتی به هنگام استراحت نیز به جای لقمه نان، لقمه فیزیک و شیمی و منطق در دست داشتند.

با یک دختر جوان و تلاشگر که اهل آن کتابخانه بود به گفتگو نشستم. او از مشکلات کتابخانه گفت و آنقدری افسوس می خورد که بیشتر به وابستگی اش با کتابخانه پی می بردم. او می‌گوید: من یک دانش آموز کنکوری هستم و باید برای رسیدن به اهدافم هر روز بیشتر از هشت ساعت مطالعه داشته باشم و این هشت ساعت ها را چند ماهی است اینجا می گذرانم. اینجا مثل خانه خودم شده، من به این کتابخانه عادت کردم و مطمئنا آنهایی که به کتابخانه می آیند به فضای کتابخانه عادت دارند.

زوج و فرد به کتابخانه ها هم رسید

این جوان کنکوری در ادامه با ناراحتی می گوید: من و هر کنکوری که اینجا می آید بسیاری از تفریحات خود را کنار می گذارد تا به اهداف خود برسد اما زوج و  فرد بودن کتابخانه ضربه بزرگی به ما می زند. ما می توانیم فقط روز های زوج در کتابخانه باشیم و برادران روز های فرد. منی که به این فضا عادت کرده ام نمی توانم مطالعه خوب و مفیدی غیر از اینجا داشته باشم و زوج و فرد بودن اینجا به ساعات مطالعه من و امثال من ضربه بزرگی وارد می کند.

این دانش آموز کنکوری در ادامه به وسعت کتابخانه اشاره می کند و می گوید: کتابخانه هم بخش خواهران دارد و هم برادران و این مکان بزرگ مختص خواهران است و جایگاه ویژه برادران هم به بزرگی اینجاست. اما ما حق حضور در طول کامل هفته را نداریم. عموما من با دوستانم چند باری این موضوع را به مسئولین اینجا گفتیم و آنها دلیل زوج و فرد بودن کتابخانه را در نبود نیروی کافی دانستند. کتابخانه به این بزرگی تنها یک مسئول دارد که هم نگهبانی اینجا را به عهده دارد و هم مسئولیت رسیدگی به اهالی اینجا.

وی می افزاید: نبود نیروی کافی باعث لطمه خوردن به روند آموزشی صدها دانش آموز شده است.
از آنجا به کتابخانه مرکزی در چهارراه لاله می روم.
کتابخانه ی مرکزی! دارای مخازن به روز و آنلاین و سالن مطالعه همزمان خواهران و برادران. تا اینجای کار مشکلی نیست و هرکسی در گوشه ای مشغول به انجام پژوهش یا مطالعه خود است.
 دانشجوی دکتری که جوانی گندمگون است، می گوید: برای نوشتن پایان نامه خود نیازمند یک فضای تخصصی هستم. دسترسی سخت به مخازن کتاب و شلوغی پیک سالن مطالعه تمرکز را برای نوشتن پایان نامه تخصصی از من سلب کرده است.
او می گوید: تایم تعطیلی زودهنگام موجب می شود کسانی که راهشان دور است از آمدن به اینجا و تلف شدن وقت رفت و آمد صرف نظر کنند.
رفتار پدرانه یک نگهبان
در دیگر کتابخانه شهر در یکی از محلات تبریز با یک دانشجوی دختر نیز به گفتگو می نشینم. او نیز ابتدا از زوج و فرد بودن کتابخانه شکایت می کند و می گوید: در محوطه داخلی کتابخانه همه پوشش راحت و خانگی دارند تا بتوانند عملکرد بهتری داشته باشند اما نبود نگهبان این احساس راحتی را از ما سلب می کند.
او در ادامه به کمبود خدمات اشاره می کند و می گوید: بعضی از لامپ ها یا ساعت های اینجا از کار افتاده اند.
او از مسئول دلسوز کتابخانه تشکر کرده و می گوید: مسئول اینجا با همه ما همچون پدر رفتار می کند و خودش تعمیر این وسایل را به عهده می گیرد اما تعمیر همه آنها از توان او نیز خارج است.
اینها خلاصه و چکیده ی صحبت های ما با قشری بود که در این دنیای دیجیتال، کتابخانه ها را برای محل پژوهش خود انتخاب کرده بودند.
حال این گپ و گفت صمیمی را با مدیرکل کتابخانه های عمومی آذربایجان شرقی در میان می گذاریم.
حداکثر خدمات با امکانات کم
اسد بابایی درباره زوج و فرد بودن کتابخانه حوزه علمیه می گوید: با استقرار چند نیروی انسانی دیگر، این کتابخانه بصورت دو شیفته فعالیت خواهد کرد.
وی ضمن اشاره به تجهیز کتابخانه ها به اینترنت پرسرعت می گوید: زمان فعالیت کتابخانه های عمومی در فصل تابستان از ۷:۳۰ صبح تا ۲۰ و در فصل زمستان از ۷:۳۰ تا ۱۹ می باشد و در صورت استقبال تا ساعت ۲۱ تمدید می شود.
مدیرکل کتابخانه های عمومی ضمن اشاره به حداکثر فعالیت نیروهای این نهاد با کمترین امکانات می اقزاید: باشد پذیرفت که کتابخانه های سطح شهر عمومی است و ممکن است همه خواسته ها یک جا جمع نشود اما حداکثر تلاش خود را برای هر چه بهتر کردن شرایط به کار می بندیم.
گزارش از محمدامین کریم زاده و الینا ابراهیمی
انتهای پیام/

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.