تبریزبیدار گزارش می دهد؛

انتهای راهرو، دست چپ / چند ریال پاداش، خداحافظ تا سال بعد

نهایتا برای آنکه مسئولین دست و جیب ما را خالی نگذارند، چند ریالی به عنوان پاداش روز پرستار برایمان واریز می کنند که نمی شود حتی با آن یک‌ جشن برای روز پرستار گرفت!

سرویس اجتماعی تبریزبیدار/  ویلچر را حرکت دادم و تا ICU رفتیم. ورود همراه ممنوع بود ولی با هزار اصرار و‌ تمنا داخل شدم. دخترعمه‌ی دوستم را که پای ثابت جمع دوستانه ما بود، دیدم. بعد از اینکه اشاره کرد دم در بایستم، کنارم آمد و برای اینکه آرامم کند با من به حیاط آمد.

قدم می زدیم و از هر دری حرف می زدیم تا اینکه صدای پیامک گوشی اش بلند شد. نیم نگاهی به صفحه گوشی کرده و‌ یک پوزخند زد و گوشی را در جیبش گذاشت.

_ «همه حقوق دارند ما هم حقوق داریم! به خاطر چندرغاز پول، شب را بیدار می مانیم، مسئولیت بیمار را به عهده داریم، تزریقات را انجام می دهیم، با هر نوع بیمار و بیماری سر و کله می زنیم و … آخرش هم ۹ میلیون می گیریم که کفاف خورد و خوراک زندگی را هم نمی دهد!»

چه جالب! منِ معلم که ۵ میلیون می گیرم به اندازه این پرستار از کم بودن حقوقم شکایت نداشتم! اولش حق به جانب بودم ولی بعد که کم کم سر حرف باز شد و از مشکلاتشان گفت، دیدم واقعا حق دارند!

درد و دلش هنوز ادامه دارد: «کاش من هم مثل بقیه دوستانم مهاجرت می کردم! چندوقت پیش در یک مجله خبری خواندم که نسبت پرستاران به بیماران در بیمارستان ها، ۱ به ۳ است و این یعنی هر پرستار باید حداقل از ۳ بیمار پرستاری کند و این یعنی فشار کاری بالا و خسته کننده! اکثر کار مریض ها را ما پرستارها در بیمارستان انجام می دهیم و کار پزشک فقط معاینه کردن و تشخیص بیماری است و زحمت اضافه ای ندارد ولی تفاوت جایگاه و حقوق ما با دکترها به اندازه زمین تا آسمان است. تازه، معوقه ها دیر به دیر پرداخت می شوند و گاهی اوقات اصلا پرداخت هم نمی شوند! نمونه اش هم همین پاداش های پرستاران در دوران کرونا که با گذشت دو سال از روی این وعده، هنوز هم واریز نشده است. سختی کار هم که شامل حالمان نمی شود و بر خلاف ارگان های دیگر، با سابقه ۲۰ سال نمی توانیم به این شغل پرخطر پایان دهیم. اضافه کاری های اجباری در شیفت های مختلف هم که پدر آدم را در می آورد! باور کن سر همین اضافه کاری هایی که پذیرفتنش دست خودمان نیست، چند بار با همسرم جر و بحث کرده ام.»

کمی دلداری اش می دهم ولی انگار دل پر دردی دارد؛ مخصوصا که مادرش چند ماه پیش از کار اخراج شد. اما دلیل اخراجش شوکه کننده بود!

می گوید: «در اوج بحران کرونا، پرستاران در قالب نیروهای قراردادی سه ماهه استخدام شدند ولی بعد از اینکه از بحران کرونا عبور کردیم، این پرستاران را اخراج کردند و مادر من هم جزو آنها بود. بقیه نیروهای کادر پرستاری هم اکثرا در قالب قراردادهای شرکتی مشغول به کار هستند و تبدیل وضعیت نشده اند. چه بگویم که درد بسیار است و گوش شنوایی نیست!»

بعد از اینکه صحبتش تمام شد، از او‌ اجازه گرفتم که این مشکلات را در قالب خبر به گوش مسئولین برسانم ولی خندید و گفت:« چند سال است همه رسانه ها به این موضوع کلیشه ای ورود می کنند ولی بُرد آن فقط بین یک تا سه روز است و بعد از آن دوباره فراموش می شود تا روز پرستار سال بعد! و نهایتا برای آنکه مسئولین دست و جیب ما را خالی نگذارند، چند ریالی به عنوان پاداش روز پرستار برایمان واریز می کنند که نمی شود حتی با آن یک‌ جشن برای روز پرستار گرفت!»

 

گزارش از نگار رشیدی

 

انتهای پیام/

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.