مهران، جاده بیقراری برای مسیر اربعین
آچار فرانسه هسته ای
عزت ایران، میراث ماندگار شهدا / مهندس مکانیک که آگاهانه لباس سبز پاسداری به تن کرد
اعزام کاروان مردمی «از آذربایجان تا خلیج فارس؛ جان فدای ایران» از تبریز
جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است
مطالبه نیروهای شرکتی را به «پرداخت مستقیم حقوق» تقلیل ندهید
چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبین
نباید به اختلافات سیاسی و گسلهای قومی دامن زدفرزند شهید آیتالله سید محمدعلی آل هاشم امام جمعه محبوب و معتبر تبریز دل گویهای را در فراق پدر نوشته است.
سرویس فرهنگی تبریزبیدار/ سید مهدی آلهاشم فرزند شهید آیتالله سید محمدعلی آل هاشم امام جمعه محبوب و معتبر تبریز دل گویهای را در فراق پدر نوشته که یک نسخه آن نیز به تحریریه تبریزبیدار ارسال شده است.
متن دلنوشته به شرح ذیل است:
اینجا انتهای همه داشته های من است!؟
دیگر همدم و مونس این قلب بی قرار قاب هایی است که خنده های تو را عکس کرده است …
بابا …
من هنوز پسر بچه ای هستم که باید با آن دست های محبت ظهور کفش به پایم کنی و راه رفتن را برایم مشق کنی … و از دستم بگیری تا از پا نیافتم!
اما چرا اینقدر زود دستم خالی شد؟
برگرد و بار دیگر صدایم کن … روزگاری که تهی از تکیه گاهی چون تو باشد دیگر هوایی برای نفس کشیدن هم ندارد.
ای آیت خدا … حالا که روح بلندت میهمان ملائک است کمی به این تنهای بیکس نگاه کن… این گونه های نم آلود و غصه دار را با نگاهت نوازش کن تا در این زمستان تنهایی آبشار اشک هایم یخ نزند.
بابای عزیزم … دلم تکرار میخواهد … تکرار یک آغوش گرم پدرانه … تکرار لبخند پُرامید… و طنین صدای رنگین و زنگین پُر از آرامش که مثال خورشید در لحظه لحظه زندگی برایم جاری بود.
راستی بابا از اینجایی که من ایستاده ام و تو را نگاه میکنم، با نگاهی که دیگران دارند فرسنگ ها فاصله هست. اینجا نام و یادت فرق دارد.
باید مهدی بود تا با تمام وجود فهمید که راه و رسمی که پدری چون تو مشق آن را سرخط بوده چگونه سره را ناسره جدا کرده است.
بابای عزیزم شاید دلم برایت تنگ نشود! چون مهدی تو، بابا را در تک تک ضربان های قفسه سینه اش حس میکند و با این حس ناب فعلا نفس میکشد.
انتهای پیام/
دیدگاهتان را بنویسید