یکشنبه / ۳ آبان / ۱۴۰۵ Sunday / 25 October / 2026
×

حاج بهزاد پروین‌قدس نزدیک به چهار دهه با همین دوربین‌ها زندگی کرده است؛ سال‌هایی که بخشی از آن در میدان‌های دفاع مقدس و بخشی دیگر در ثبت لحظه‌هایی که قرار بوده از گزند فراموشی در امان بمانند.

شاترِ حماسه در گنجینه حاج بهزاد / فریم جبهه، آرشیو مقاومت
  • مهر 7, 1405
  • سرویس فرهنگی تبریزبیدار: الهه مهدوی / وقتی وارد این گنجینه شدم، خیلی زود فهمیدم پا به جایی گذاشته‌ام که فقط مجموعه‌ای از دوربین‌ها و تجهیزات قدیمی نیست؛ اینجا بخشی از حافظه تصویری دفاع مقدس و نزدیک به چهار دهه زندگی با دوربین و تصویر است.

    در قفسه‌ها، دوربین‌هایی کنار هم نشسته‌اند که هرکدام انگار یک فصل از تاریخ را با خود حمل می‌کنند؛ دوربین‌های قدیمی، لنزها، فلاش‌ها، کیف‌ها، فیلم‌ها و وسایلی که شاید برای نسل امروز تنها اشیایی قدیمی به نظر برسند، اما زمانی در دست عکاسی بوده‌اند که می‌خواست لحظه‌ای از تاریخ را برای همیشه ثبت کند.

    چشمم میان این همه یادگاری می‌چرخد؛ نیکون، کانن، زنیت و دوربین‌های دیگری که سال‌ها شاهد زندگی، جنگ، مردم و روزهای پرالتهاب این سرزمین بوده‌اند.

    اما میان همه اینها، چیزی بیش از همه ذهنم را درگیر می‌کند؛ فریم‌هایی که هنوز ظهور نشده‌اند.

    تصویرهایی که سال‌هاست در دل فیلم‌ها خاموش مانده‌اند؛ قاب‌هایی از گذشته که هنوز کسی نمی‌داند چه روایتی در خود پنهان کرده‌اند. شاید در میان همین فریم‌های ظهورنشده، لحظه‌ای از روزهای دفاع مقدس، چهره‌ای از یک رزمنده یا خاطره‌ای باشد که هنوز فرصت دوباره دیده‌شدن پیدا نکرده است.

    اینجا هر دوربین فقط یک وسیله نیست؛ هر دوربین یک شاهد است. شاهد روزهایی که مردان این سرزمین راهی جبهه شدند، شاهد بدرقه مادران و پدران، شاهد لحظه‌های سخت جنگ و شاهد ایستادگی مردمی که تاریخ دفاع مقدس را ساختند.

    حاج بهزاد پروین‌قدس بیش از چهار دهه با همین دوربین‌ها زندگی کرده است؛ سال‌هایی که بخشی از آن در میدان‌های دفاع مقدس و بخشی دیگر در ثبت لحظه‌هایی که قرار بوده از گزند فراموشی در امان بمانند.

    اما روایت این گنجینه هنوز تمام نشده است. امروز، حاج بهزاد پروین‌قدس همچنان با هنر خود به سراغ تصویر شهدا می‌رود؛ این بار نه فقط با شاتر دوربین، بلکه با نقطه‌ها.

    چهره شهدا را با هنر نقطه‌نقطه طراحی می‌کند؛ هزاران نقطه کوچک که در کنار هم قرار می‌گیرند و آرام‌آرام چهره مردانی را شکل می‌دهند که روزی برای دفاع از این خاک ایستادند و جانشان را تقدیم کردند.

    چهار دهه گذشته، اما دوربین هنوز روایت می‌کند؛ این بار یک فریم در قاب دوربین، و یک شهید در میان هزاران نقطه.

    من اینجا فقط مجموعه‌ای از دوربین‌های قدیمی ندیدم؛ گنجینه‌ای دیدم از روزهایی که نباید فراموش شوند.

    فیلم‌هایی که شاید هنوز حرفی برای گفتن داشته باشند، دوربین‌هایی که روزی شاهد تاریخ بوده‌اند، فریم‌هایی که هنوز در انتظار ظهورند و چهره‌هایی که امروز از دل نقطه‌ها دوباره پیش چشم ما جان می‌گیرند.

    اینجا، تاریخ هنوز زنده است؛ در شاتر دوربین‌ها، در فریم‌های ظهورنشده و در چهره شهیدانی که هنوز از قاب‌ها با ما سخن می‌گویند.

    در گوشه‌وکنار این گنجینه، یادگاری‌های شهدا هم خودنمایی می‌کند؛ لباس‌هایی که روزی بر تن رزمندگان بوده، تسبیح‌هایی که با ذکر و دعا در دستشان چرخیده، انگشترهایی که بخشی از سال‌های زندگی‌شان را همراه داشته و دستخط‌هایی که حالا هر کلمه‌شان رنگ و بوی خاطره گرفته است.

    اینجا حتی دستخط شهدا هم بخشی از روایت است؛ دست‌خط‌هایی که زمانی نوشته‌ای معمولی بودند، اما امروز هر واژه‌شان برای خانواده‌ها و دوستداران شهدا، نشانی از حضور و یاد آن عزیزان است.

    در میان این یادگاری‌ها، هدایایی که برخی شهدا به حاج بهزاد پروین‌قدس داده‌اند نیز دیده می‌شود؛ یادگارهایی که ارزششان نه در ظاهر و جنسشان، بلکه در دستی است که روزی آنها را به او سپرده است؛ نشانه‌هایی کوچک از رفاقت‌هایی بزرگ که با شهادت پایان نیافته‌اند.

    یکی ارزشمندترین بخش این گنجینه همین باشد؛ چیزهایی که زمانی بخشی از زندگی شهدا بوده‌اند و امروز به نشانه‌هایی از حضورشان تبدیل شده‌اند. لباس، تسبیح، انگشتر، یک نوشته یا حتی هدیه‌ای ساده؛ هرکدام می‌توانند دریچه‌ای باشند به سمت خاطرات مردانی که رفتند، اما رد حضورشان هنوز باقی است.

    اینجا برخی یادگاری‌ها دیگر فقط یک شیء نیستند؛ هرکدام تکه‌ای از زندگی یک شهیدند؛ تکه‌ای که از روزهای حیات او به امروز رسیده تا اجازه ندهد خاطره‌اش فراموش شود.

    انتهای پیام/

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *