جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است
مطالبه نیروهای شرکتی را به «پرداخت مستقیم حقوق» تقلیل ندهید
چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبین
نباید به اختلافات سیاسی و گسلهای قومی دامن زد
تهاجم دشمن آمریکایی به یک منطقه نظامی در تبریز
حاج عباس؛ پاسدار اقتدار ایران/ تولدی در معراج شهادت
فراخوان جذب 33 نیروی جدید در کمیته امداد آذربایجان شرقی
حمله تروریستی آمریکا به منطقه نظامی جنوب غرب تبریز / یک شهید و چند مجروح احمدرضا بیضایی با طرح سوال آوینی چرا آوینی شد؟ چرا ماندگار شد؟ گفت: تفاوت انقلابیگری آوینی با انقلابیون فعلی در این است که آوینی درحال مبارزه بود. بسیاری از انقلابیون، مبارزه را تعطیل کردهاند. آوینی وصله ناجور زمان خودش است. غیرقابل تحمل است برای معمم و کراواتی!
به گزارش تبریز بیدار ، ویژهبرنامه «میراث آوینی» با حضور علاقمندان اندیشههای شهید آوینی در حسینیه هنر تبریز برگزار شد.
روحالله رشیدی در توضیح علت نامگذاری نشست، گفت: عنوان «میراث آوینی» واکنشی است به جریانی که مشغولیتش در سالهای گذشته کشف ورثهی اصلی آوینی بوده. آنهم با این نیت و مقصود که کسی جز خودشان در مورد آوینی حرف نزند و به او فکر نکند؛ بویژه کسانی که با آوینیِ حزباللهی مواجهاند! این جریان، فضایی ایجاد کرده که نورسیدهها و اهل فکر و کسانی که درصدد شناخت آوینی هستند، جرئت خوانش آثار آوینی و نزدیکی به او را هم نداشته باشند! اینها در مقابلِ تمایل و اشتیاق روزافزونِ جوانهای حقطلب برای فهم اندیشهی شهید آوینی، رویکردِ محرومیت و ممنوعیت را در پیش گرفتهاند. غایت این تلاشها، تثبیتِ انحصار در آوینیشناسی در گروهی معدود است. اما این موج در بین جوانها راه افتاده و امروزه بازخوانی و بازشناسی میراث نظری و عملی آوینی، طرفداران فراوانی پیدا کرده است. در چنین شرایطی، جفاست که با پیش کشیدن پارهای مباحث فرعی و حاشیهای مانند اینکه آوینی قبل از انقلاب چنین بود یا چنان، اصلِ زاینده و سازنده بودنِ اندیشه و عمل آوینی را به محاق ببریم. ما اعتقاد داریم که آوینی جزو معدود اندیشمندان انقلاب اسلامی ست که نظام فکریاش، همچنان قدرت جریانسازی و تحرکآفرینی دارد. البته این را هم باید گفت در کناروگوشهی این موج گرایش به آوینی، «آوینیخوانیِ تشریفاتی» هم وجود دارد که این هم آفتی سخت است. صورتگرایی بیحدواندازهای در این نوع آوینی خوانی وجود دارد که مبتنی بر برداشتهای سطحی و ذوقی از منظومهی آوینی است.

آوینی، مولّد کلمه و محتوا در مبارزه با تکنوکراسی
در ادامه این نشست، سیدیوسف مرادی گفت: یکی از مکانیزمهایی که سرمایههای انقلاب را از کار میاندازد این است که روش گرامیداشت این سرمایهها تغییر یافته است. آوینی اگر یکبار در فکه به شهادت رسید ما هر سال او را در این مراسمات گرامیداشت میکُشیم!
مرادی با طرح این سئوال که چرا آوینی مهم است، افزود: قبل از انقلاب، موسیقی و هنر دست جریان چپ بود. در سال 58 و 59 جهشی در جوانه زدن هنرمندان انقلابی میبینیم که تحت تاثیر تسخیر لانه جاسوسی به این هنرمندان القا میشود و از این به بعد وارد هنر انقلابی میشویم و در دهه 60 اتفاقی میافتد که بعد از مشروطه پا گرفته است و آن پدیدار شدن جریان شبهروشنفکری است که در طول یک قرن گذشته همیشه سوار بر موج هنر بوده است.
این فعال فرهنگی گفت: در دهه 70 جریان تکنوکراسی و جریان اصلاحات هم سوار این موج میشود و تنها کسی که در این دهه در مقابلِ این موج، محکم ایستاده است، سید مرتضی آوینی است و در این جنگ و ایستادگی در مقابل این جریان، آوینی دائماً در حال تولید محتوا و کلمه است که این وجه او کمتر دیده شده است.

پیش از همه، بلایای توسعهی غربی را هشدار داد
احمدرضابیضایی حرفهای خود دربارهی آوینی را با این جمله آغاز کرد که «آنچه که بر زمین مانده است قلم آوینی است. و این قلم، مهمترین میراث اوست که ما باید بر دست بگیریم.»
او اینگونه ادامه داد: آوینی تا سال 68 با چندین اسم مستعار مشغول فعالیت بود. نقطه عزیمت آوینی به مثابه مواجهه فکری و نظری با جریان خزندهای که در بدنه سیاسی نظام جمهوری اسلامی در حال رشد است، از اوایل دهه شصت وجود دارد. مواجهه جدی او با این جریان از سال 64 با نگارش سلسله مقالات تحقیق مکتبی در راه توسعه نشانگر فکر و شناخت آوینی از جریان به اصطلاح توسعه و اصلاحات در کشور است. او از اواسط دهه شصت، شروع به نقد مبانی توسعه تمدن غرب و مواجهه کسانی کرد که بدنبال اشاعه ی مبانی غربی هستند. این مقالات بعد از شهادت آوینی، در قالب کتاب «توسعه و مبانی تمدن غرب» منتشر شد.
آوینی تنها متکلم مبانی نظری انقلاب در دهه 60 بود. از سال 68 به بعد که توسعهگرایان در ایران بدون نقاب وارد دستگاههای حاکمیت شدند، آوینی هم بدون تکلف و لکنت و با تمام قوا برعلیه اصحاب قدرت و ثروت شورید و هرآنچه در توان داشت برای برملا کردن چهره واقعی این جریان انجام داد.
آوینی و مبارزه با کوچ از موقعیت انقلابی به موقعیت منفعتطلبی
مرادی در بخش دیگر صحبتهای خود با عنوان این که دو نوع انقلابی داریم: «انقلابیِ بوده» و «انقلابیِ شده»، گفت: آوینی یک انقلابیِ شده است و اصولاً یک انقلابیِ شده، محکمتراز انقلابیِ بوده است. علاوه بر این، در طی مسیرِ شدن، تمام اجزای این ساختار را هم شناخته است. اگر آوینی را از بالا نگاه کنیم و تمام کارهایش را باهم ببینیم، میبینیم که خروجیاش یک انقلابی تمام عیار است که تحت هر شرایطی خودش را نگهبان ساختارهای جمهوری اسلامی میداند.
ما دامنهای داریم که اول انقلاب، قانون اساسی در بستر آن شکل میگیرد و حضرت امام در داخل آن تولید کلمه میکنند. کلماتی مانند اسلام ناب محمدی، اسلام فقرا، اسلام مستضعفان، اسلام آمریکایی، جهاد، سپاه، بسیج و… این کلمات، اختصاصیِ موقعیتِ انقلاب اسلامی بود. ما در سالهای بعد از جنگ یک تغییر فراپارادایمی داریم که شهید آوینی جلوی آن میایستد. این تغییر، کوچ از «مختصات انقلابی: به «موقعیت منفعتطلبی» است. مسئلهی اصلی آوینی مبارزه با شبهروشنفکری، تکنوکراسی، لیبرالیسم و امثالهم نیست، مسئله، مقابله با منفعتطلبی است.
امروز مصاحبهای دیدم از آقای هاشمی رفسنجانی که میگوید «ما در خیلی از مسائل با رهبر انقلاب اختلافنظر داشتیم. ازجمله مسئله آمریکا و هستهای». آقای هاشمی که ضدانقلاب نبود! حرف آقای هاشمی این بود که «انقلاب اسلامی تا وقتی خوب است و میتواند بماند که به ما منفعت برساند.» حضرت امام نگاهشان درست در مقابل این عقیده است؛ ایشان میفرمایند: «حفظ نظام از اوجب واجبات است.» و جملاتی نظیر اینکه «ما باید پرچم لااله الاالله را بر فراز دنیا به اهتزاز درآوریم»، «ما نمیتوانیم از فلسطین بگذریم» و «غده سرطانی اسرائیل باد از بین برود» و … که همگی در راستای این نگاه است که ما جمهوری اسلامی را برای آرمانها و ارزشهایی میخواهیم نه برای منفعت رساندن به خودمان. دعوا و مناقشه اصلی داخل نظام در این چهار دهه، بر سر این تفاوت نگاه است. آوینی این مسئله را فهمید و به درستی مقابل این کوچ از انقلابیگری به منفعتطلبی ایستاد.

تحمل نمیشد چون مبارزه میکرد
احمدرضا بیضایی بخش دیگر صحبتهای خود را با طرح سوال آوینی چرا آوینی شد؟ چرا ماندگار شد؟ پی گرفت و افزود: تفاوت انقلابیگری آوینی با انقلابیون فعلی در این است که آوینی درحال مبارزه بود. بسیاری از انقلابیون، مبارزه را تعطیل کردهاند. آوینی وصله ناجور زمان خودش است. غیرقابل تحمل است برای معمم و کراواتی! یکی از اصلیترین مخالفان آوینی، رئیس وقت حوزه هنری بود که از قضا معمم هم بود. مسئول حوزه هنری در جلسات شورای سردبیری نشریه سوره با انتقاد از تاخت آوینی به نشریات زیرنظر نهاد نمایندگی و درگیریاش با امثال سروش و بهنود و نقدهایش به دولت سازندگی و سیاستهای توسعه دولت، از او میخواست نشریه فقط برای نقد فیلم منتشر کند و به مسائل حاشیهساز! نپردازد.
آنچه که آوینی را تلخ میکند، این است که او معترض زمانهی خویش است. برای شناختن مسئلههای آوینی کتاب «حلزونهای خانه به دوش» منبع خوبی است. این کتاب درگیرترین کتاب آوینی است. این کتاب حاوی سلسله مقالات انتقادی آوینی از سال 68 تا 71 است. با نگاه به این کتاب و مقالات، درمییابیم که آوینی با هرآنچه که یک انقلابی را سوق میدهد به بیتحرکی و سستی و بیموضعی و خنثی، آوینی با او درگیر است.
دیدگاهتان را بنویسید