مسئولان به سو مدیریتها پایان دهند
مهران، جاده بیقراری برای مسیر اربعین
آچار فرانسه هسته ای
عزت ایران، میراث ماندگار شهدا / مهندس مکانیک که آگاهانه لباس سبز پاسداری به تن کرد
اعزام کاروان مردمی «از آذربایجان تا خلیج فارس؛ جان فدای ایران» از تبریز
جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است
مطالبه نیروهای شرکتی را به «پرداخت مستقیم حقوق» تقلیل ندهید
چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبینآیا مردم تبریز، شهدا را دوست نمیدارند؟ قطعاً چنین نیست. پس ماجرا چیست؟
یادداشت میهمان تبریزبیدار؛ روح الله رشیدی
رجعت پیکر شهید حسن جنگجو فرصت بزرگ و منحصر بفردی بود برای بازسازی بخش مهمی از هویت فرهنگی و تاریخی مردم آذربایجان. میشد با فرصتشناسی و اندکی ابتکار، چنین سرمایهی ارجمندی را هر چه بیشتر قدر دانست.
اما افسوس که سیطرهی سلایق بخشنامهای و نگاههای کارمندی چنین فرصتی را از تبریز گرفت. این واقعه باید تبریز و آذربایجان را تکان میداد. اما تحقیقاً چنین نشد. آمادگی و طراحی ویژهای جز در حوزهی تدارکاتِ متعارف، در کار نبود.
ناکارآمدی و خسرانِ مذکور، بارها در آیینهای تشییع و بزرگداشت شهدا تکرار شده.
منتهای کیفیتِ آیینهای سازمانی (رسمی) همین است که بارها دیدهایم و همچنان میبینیم! در شهری با جمعیت قریب به دو میلیون نفر، تشییع شهیدی با این مشخصات و ویژگیها در قوارهای بسیار معمولی و با حضور جمعیتی محدود برگزار میشود.
آیا مردم تبریز، شهدا را دوست نمیدارند؟ قطعاً چنین نیست. پس ماجرا چیست؟ پاسخ روشن است: کار دستِ مردم نیست.
تشییع شهدا از یک آیین مردمی و اجتماعی به آیینی با پروتکلهای نظامی و تشریفاتی تبدیل شده. به جای تمام مردم، دستهای سرشناسان با همراهانی دوربینبهدست، فضا را شلوغ میکنند. حتی دریغ از چند بیت شعر اختصاصی و شعار هدفمند!
نتیجهاش محرومیت شهر و مردمش از یک فرصت استثناییست.
دیدگاهتان را بنویسید