مهران، جاده بیقراری برای مسیر اربعین
آچار فرانسه هسته ای
عزت ایران، میراث ماندگار شهدا / مهندس مکانیک که آگاهانه لباس سبز پاسداری به تن کرد
اعزام کاروان مردمی «از آذربایجان تا خلیج فارس؛ جان فدای ایران» از تبریز
جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است
مطالبه نیروهای شرکتی را به «پرداخت مستقیم حقوق» تقلیل ندهید
چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبین
نباید به اختلافات سیاسی و گسلهای قومی دامن زدگاهی دیده می شود وقتی یکی از جوانان به پست و مقام می رسند، دیگرانی که کنار ایستاده اند شاید خدای ناکرده یک در هزار، احساس خسران کنند که فلانی رفت و ما ماندیم و این برای گفتمان ما همان نقطه سقوط و افول است
یادداشت تبریز بیدار : سجاد حسین زاده/ با روی کار آمدن دولت جدید که به نوعی دولت اولِ گامِ دومِ انقلاب محسوب می شود جوی میان محافل جوان جاری و ساری شد که زمان زمانِ ورود در عرصه مدیریت و نجات انقلاب است، این گزاره گرچه صحیح است و باید نسل سوم جایگزین مدیران نسل اول و دوم شوند اما به این معنی نیست که همه جوانان هدف اولیه خود را مدیر شدن تنظیم کنند و برای آن دست و پا بشکنند.
نگارنده جز آنهایی است که پیشتر هم معتقد بوده که هیچ گفتمانی نمی تواند کارآمدی خود را به مردم اثبات کند مگر این که امکان سیاسی و اجرایی در دست داشته باشد، اما باز این گزاره به این معنی نیست که تمامی معتقدان به یک گفتمان باید پست و مقام بگیرند تا آن گفتمان ساری و جاری شود.
گاهی دیده می شود وقتی یکی از جوانان به پست و مقام می رسند، دیگرانی که کنار ایستاده اند شاید خدای ناکرده یک در هزار، احساس خسران کنند که فلانی رفت و ما ماندیم و این برای گفتمان ما همان نقطه سقوط و افول است چون پیشتر رفتن معنی دیگر داشت و ماندن معنی دیگر عطف به ادبیات دفاع مقدس.
هیچ کس با هیچ کس مقایسه نمی شود، روش ها و منش های افراد هم متفاوتند و حتی اهداف شخصی افراد معتقد به یک گفتمان، در اصل افراد معتقد به یک گفتمان طیف وسیعی را شامل می شوند و نمی توان برای همه یک مسیر و یک منش را متصور بود.
دیگر نکته این است که باید زمینه و بستر برای مدیر شدن جوانان فراهم باشد و الا شاید فکر کردن درباره مدیر شدن شیرین باشد ولی مدیر شدن هزینه گزافی برای فرد و جامعه ایجاد کند، در اصل زمینه پذیرش برای مسئولیت گرفتن جوانان بسی مهم تر از مدیر شدن آنان است و قرار نیست نیروی انسانی معتقد و متخصص، به پای عدم وجود بستر، هزینه شود.
پیشتر هم گفتم اگر امتحان برخی از نزدیکان و رفقای جوان پذیرش مسئولیت باشد، امتحان دیگران کنار ایستادن و فعال شدن و یا فعال ماندن در عرصه های دیگر است، گام دوم چند بند دارد و هرکس در توان خود می تواند در عرصه های علمی و اجتماعی و غیره فعال و موثر باشد و این مدیران و دولت هستند که می باید دنبال جوان متعهد و متخصص باشند برای قبول مسئولیت و نه جوانان. اگر فرهنگ ابتدای انقلاب را هم مرور کنیم در آن زمانه هیچ کسی بدنبال مسئولیت نیست اما همه در عرصه ای و کانونی فعال هستند، گام دوم هم همین است، مخاطب خاص و عام نداشت، دغدغه ای بود در ذهن که به قلم آمد، امید که کارگر باشد.
انتهای پیام/
دیدگاهتان را بنویسید