مهران، جاده بیقراری برای مسیر اربعین
آچار فرانسه هسته ای
عزت ایران، میراث ماندگار شهدا / مهندس مکانیک که آگاهانه لباس سبز پاسداری به تن کرد
اعزام کاروان مردمی «از آذربایجان تا خلیج فارس؛ جان فدای ایران» از تبریز
جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است
مطالبه نیروهای شرکتی را به «پرداخت مستقیم حقوق» تقلیل ندهید
چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبین
نباید به اختلافات سیاسی و گسلهای قومی دامن زدآنچه در ادامه میخوانید سیری است بر خاطرات و سیره شهید آیتالله قاضیطباطبایی به روایت فرزند و یکی از شاگردان شهید
سرویس فرهنگی تبریزبیدار/ شهید آیت الله سیدمحمدعلی قاضیطباطبایی معروف به خمینی آذربایجان در سال۱۳۳۳ در تبریز متولد شد. در سن ۲۴سالگی، پس قيام تبريز به اتفاق پدرش توسط رضاشاه به تهران و سپس مشهد تبعيد شد. در طول اين مدت به دستور رضاشاه پهلوی، خانه ايشان را در تبریز با خاك يكسان كردند. پس از اتمام مدت تبعید، آیتالله قاضیطباطبایی برای تحصیل حوزوی به شهر قم و بعدا به نجف عزیمت کرد.
پس از رسيدن به مراتبی از علم و معنويت به تبريز بازگشت. با اوجگيری نهضت اسلامی به رهبری حضرت امامخمينی(ره) در سال۱۳۴۲، شهيد قاضیطباطبایی با حضور فعال خويش در صحنههای مبارزه با رژيم پهلوی، در جهت تحقق اهداف متعالي رهبر انقلاب حضرت امامخمينی رحمهالله گامهایی مؤثری برداشت که باعث شد توسط رژيم پهلوی دستگير شود. پس از آزادی از زندان نیز مدتی طولانی را در تبعید گذراند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، طی حکمی از سوی امام خمینی(ره) به امامت جمعه تبریز و نماینده تامالاختیار امام(ره) در تبریز منصوب شد.
شهيد قاضی در روز عید قربان در حالی که پس از اقامه نماز عید از مسجد عازم منزل بود، به دست اعضای گروهک منحله فرقان به شهادت رسيد.
آنچه در ادامه میخوانید سیری است بر خاطرات و سیره شهید آیتالله سیدمحمدعلی قاضیطباطبایی به روایت فرزند و یکی از شاگردان شهید که طی گفتگو در ایام گذشته بدست آمده است.
تاکید بر مراقبت از نماز
حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمدتقی قاضیطباطبایی فرزند شهید می گوید: از ویژگیهای برجسته پدرم تاکید ایشان به نماز بود. همیشه به مراقبت از نمازها و ادای آن در اول وقت توصیه داشت. همواره میگفت: «کثیرالصلاه باشید که هیچ چیز به اندازه نماز، شما را به خدا نزدیک نمیکند.»

احترام به مخالف سرسخت خود
فرزند شهید قاضی در بیان دیگری می گوید: آيت الله قاضیطباطبایی يکي از تربيتيافتگان مکتب اسلام بود که تمامی اعمال و حرکاتش برگرفته از قرآن مجيد و احاديث اهل بيت(ع) بود. رفتار محترمانه، برخورد متواضعانه و ملايم ايشان زبانزد بود. يک روز به مناسبتی، يکی از مخالفين سرسخت ايشان که لباس روحانيت به تن داشت، به منزل ایشان آمد. بیدرنگ سيد بزرگوار تمام قد به پای او بلند شد و احترامش کرد. بعد از رفتن ايشان، فردی از نزديکان آيتالله قاضی گفت: «آقا! اين شخصيت دشمنی سرسختی با شما دارد. چرا اين قدر احترامش کرديد!» ايشان فرمودند: «به 2 دليل اولا ايشان مهمان ما بود و احترام مهمان واجب است ولو با من مخالف باشد؛ ثانيا بايد قداست لباس روحانيت حفظ بشود.»
تهجد و شب زندهداری
حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمدتقی قاضیطباطبایی همچنین می گوید: نکتهای که تاکنون کمتر به آن اشاره کردهام تهجد و زهد و بیدار بودن ایشان قبل از طلوع فجر بود. مرحوم پدرم اکثرا قبل از نماز صبح، نماز شب را به جا میآورد. حتی یادم هست دعاهای به خصوصی میخواند و برای مومنین طلب مغفرت و استغفار میکرد.

ادب کردن مامور گستاخ ساواک
حجتالاسلاموالمسلمين سيداسماعيل موسوی اصل از شاگردان شهید قاضی طباطبایی در روایتی جالب می گوید: بعد از اسکان در بافت کرمان، هر روز یک مامور ساواک برای حضور و غیاب تبعیدی به محل سکونت ایشان سر میکشید. آیتالله قاضی در اتاقی کوچک و محقر زندگی میکرد، که از سطح حیاط دو پله پایینتر بود. مامور ساواک طبق تعلیماتی که از طرف سازمان به او داده شده بود، با گستاخی رفتار میکرد و به جای وارد شدن از در اتاق، با کفش از پنجره میپرید وسط اتاق و با حالت غرور و خود خواهی و صدای خشن و ناهنجار دستور میداد زود باش امضا کن… چند روز بدین منوال گذشت و آیتالله قاضی چند بار به ایشان تذکر داد که ادب را رعایت کند؛ ولی او گوشش بدهکار نبود. در یکی از روزها هنگامی که آن مزدور با همان رفتار همیشگی وسط اتاق پرید، سید دلاور بلافاصله کتاب سنگین و ضخیم «المنجد» را برداشت و محکم پس گردن مامور کوبید و فریاد زد: «مگر نگفتم مودب باش…»
انتهای پیام/
دیدگاهتان را بنویسید