قرار بود با هم شهید شویم / قول دادی برگردی اما با تابوت آمدی / قصه دلدادگی شهید ابوالفضل اسکندری
کشف ۱۲۰ دستگاه ماینر غیرمجاز و دستگیری ۳۶ نفر در آذرشهر
انتقال زندان تبریز با استفاده از ظرفیت مولدسازی تسریع میشود
مرگومیر ناشی از سوختگی در آذربایجانشرقی ۳۳ درصد افزایش یافت
کاهش ۵۶ درصدی سنزدگی گندم آذربایجانشرقی در سال ۱۴۰۵
دستگیری سارقان اماکن خصوصی در تبریز
تأکید امام جمعه تبریز بر کاربردی شدن آموزههای نهجالبلاغه
کشف ۸ فقره سرقت خودرو و داخل خودرو به ارزش ۵۰ میلیارد ریال در تبریزابوفلاح مجاهد عراقی با ذکر خاطره ای از شهید مهدی باکری به تواضع و عظمت فرمانده شهید لشکر عاشورا پرداخت کرده است.
سرویس فرهنگی تبریزبیدار: حسن رضا محمود (ابوفلاح) رزمنده ترکمن عراقی که در دوران دفاع مقدس دوشادوش رزمندگان لشکر سرفراز عاشورا و شهید مهدی باکری با صدامیان جنگید. او در جبهه مقاومت اسلامی نیز از فرماندهان حشدالشعبی بود و یک فرزند وی هم در مبارزه با داعش به شهادت رسید.
ابوفلاح با ذکر خاطرهای از تواضع آقا مهدی به تبریزبیدار میگوید: روزی چند نفر از خط خیبر به عقب برگشته و به خط برزگر آمدند. ما هم به همراه شهید باکری به خط مجنون میرفتیم، من معمم بودم. چند رزمنده سوار قایق شدند و به آقا مهدی گفتند که شما سوار نشوید. آقا مهدی پاسخ داد«من هم در جزیره کار دارم». قایقران گفت: «نمیتوانم شما را ببرم، فرمانده مهدی گفته افراد بیکار را نبرم» ما هم هیچ حرفی نزدیم تا ببینیم آقا مهدی چه میخواهد بگوید.
او ادامه می دهد: سپس همه خندیدند و گفتند که ایشان خود آقا مهدی هستند. رزمنده قایقران وقتی این حرف را شنید از قایق پیاده شد و آقا مهدی را بغل کرده و عذرخواهی کرد. شهید باکری نیز پیشانی او را بوسید و تشویقش کرد و گفت: «تو به وظیفهات خوب عمل کردی.
مشروح را در فیلم زیر ببنید:
انتهای پیام/
دیدگاهتان را بنویسید