مهران، جاده بیقراری برای مسیر اربعین
آچار فرانسه هسته ای
عزت ایران، میراث ماندگار شهدا / مهندس مکانیک که آگاهانه لباس سبز پاسداری به تن کرد
اعزام کاروان مردمی «از آذربایجان تا خلیج فارس؛ جان فدای ایران» از تبریز
جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است
مطالبه نیروهای شرکتی را به «پرداخت مستقیم حقوق» تقلیل ندهید
چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبین
نباید به اختلافات سیاسی و گسلهای قومی دامن زددومین فکرانۀ حسینیۀ هنر تبریز با عنوان «جُمعه و جامعه» برگزار شد. در این نشست حضار در باب نهاد نمازجمعه و مسئولیتهای اجتماعیاش به بحث و هماندیشی پرداختند.
به گزارش تبریز بیدار ، دومین فکرانۀ حسینیۀ هنر تبریز با عنوان «جُمعه و جامعه» برگزار شد. در این نشست حضار در باب نهاد نمازجمعه و مسئولیتهای اجتماعیاش به بحث و هماندیشی پرداختند.

روحالله رشیدی، مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی آذربایجان شرقی در ابتدای این نشست ضمن طرح مسئله، به بیان اهمیت این موضوع پرداخت. اهم مطالب مطرح شده به شرح زیر است:
در اهمیت بحث نماز جمعه همین بس که انقلاب اسلامی برای پیشبرد اهداف و آرمان های خود، روی نهاد نمازجمعه حساب ویژه ای باز کرده است. ما شاخصترین چهرههای انقلاب را در سنگر نماز جمعه و پیشروترین و نامدارترین انقلابیها را در قامت امام جمعه دیدهایم. وزن و اعتبار نمازجمعه در جامعۀ ایران پس از انقلاب روشن است. این نهاد فراز و فرودها و البته رخوت و فترتهایی داشته است. گاهی در مرکز توجه جامعه بوده و گاهی از آن دور شده است.
در یکی دو سال اخیر شاهد بالا رفتن سطح توقعات عمومی از نمازجمعه هستیم. مطالبات زیادی از نهاد نمازجمعه صورت می گیرد. این توقع، در شرایطی بالا رفته که جامعه در حوزههای مختلف سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و حتی دینی با مسائل عدیده ای روبروست. در چنین شرایطی، امکانی به نام نماز جمعه وجود دارد که توقع میرود در قبال پشامدها و رخدادها مسئولانه برخورد کند. این نهاد نمی تواند و نباید نسبت به مسائل جامعه ساکت باشد. نه تنها نباید ساکت باشد که باید نسبت به عملکرد خودش هم پاسخگو باشد!
هر هفته در صدها نقطۀ کشور، صدها هزار نفر در مصلاها جمع میشوند. هیچ حرکتی تقریبا هموزن نمازجمعه نداریم که هر هفته تکرار شود و آدمهای مختلف و طیفها و سنین مختلف در این مجمع حاضر شوند. بر عکس شان تشریفاتی که در طول زمان برای نماز جمعه قائل شده ایم و این حرکت بابرکت را به حاشیه بردهایم و تبدیلش کردهایم به یکی از مناسک عُرفی که بخشی از جامعه برای دلخوشی خودشان یک جا جمع میشوند و نهایتا تمام میشود، نمازجمعه واجد شانِ واقعی و عینی است. حتی بسیاری از کسانی که به نمازجمعه نمیروند از نمازجمعه متوقعند به حق؛ چون میگویند آنجا محل تجمع و تراکم مسئولترین نیروهای انقلاب است.
معالاسف در این موضوع حرف زده نشده است . ادبیات نداریم اصلا. هر چه هست، مربوط می شود به نشستها و همایش های تشریفاتیِ بی خاصیت و تکراری. با این حساب، باید اولاً نماز جمعه را به عنوان یک مسئله به رسمیت شناخت و سپس در موردش گفتگو کرد. از دوستان هم دعوت می کنم که مجدانه و فعالانه در این باره اندیشه کنند. اگر قرار هست کاری برای انقلاب و مردم کنیم، قطعاً باید نمازهای جمعه را متحول کنیم.
نگاه تهدیدمحوردر نمازجمعه، ابزار فرهنگ و هنر را از دستمان گرفته است

نوید ناصر، مستندساز و فعال فرهنگی در ادامه به ارائۀ موضوعی با عنوان «نمازجمعه و تقویت جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» پرداخت. اهم مطالب ارائه شده بدین شرح است:
رهبر معظم انقلاب در دیدار سال 94 خود با ائمه جمعه، نماز جمعه را قرارگاهی برای مقابله با حمله فرهنگی به جامعه اسلامی معرفی می کنند، استفاده از کلمۀ «قرارگاه» یک مسئلۀ استراتژیک است.
رهبری برای این قرارگاه ویژگیهایی هم برمیشمارند: مثلاً اینکه محل تجمع است یا محل هدایتگری است. و دربارۀ این هدایتگری میفرمایند این هدایتگری فقط هدایتگری سیاسی نیست. هدایتگری فرهنگی بنیانیتر است.»
نماز جمعه یک رسانۀ واقعی است به مثابه یک هفتهنامه واقعی است. نمازجمعه دوبازوی مهم دارد. یکیاش مردم است و یکیاش امام جمعه. ویژگیِ اصلی این رسانۀ واقعی این دو وجهی بودنش است. مردم و ائمه جمعه باید کمک کنند که ظرفیت انتقادی نمازجمعه به خاطر واقعی بودنش حفظ شود. که این ظرفیت انتقادی در کنار ظرفیتِ ترمیمی است. یعنی هر انتقادی که در نمازجمعه اتفاق میافتد معمولا به ترمیم آن زخم هم منجر میشود که این یک ظرفیت بالایی است. این ظرفیت یک ویژگی دارد و آن اینکه مالِ خود نظام است و کسی نمیتواند انقلتی به آن وارد کند که این ضد نظام است. این انتقاد یک انتقاد درون گفتمانی است، البته اگر صحیح و با مراعات اولویتها اتفاق بیفتد.
نمازجمعه نباید صرفا عبادی و سیاسی دانسته شود. یکی از ویژگیهای بیش از اندازه سیاسی بودن نمازجمعه این است که آن را تهدید محور خواهد کرد و این تهدیدمحوری آسیب زیادی در حوزۀ هنر دارد. متاسفانه ائمۀ جمعه بر خلاف رهبری که دغدغۀ جدی در حوزه هنر دارد، یا در این حوزه صاحبنظر نیستند یا دغدغه ندارند. تهدیدمحوری در هنر به این معناست که مثلا الان شاهدیم که هزاران ساعت مثلا در رد کنسرت صحبت شده ولی تقریبا هیچ محصول و تولید هنری انقلابی در هیچ نمازجمعهای تبلیغ نشده؛ هر جایی هم که شده یک استثنا بوده؛ جریان کلی تهدیدمحور است. طبعا این در کل بدنۀ نمازجمعهبروها تاثیر گذاشته است. متاسفانه در این سالها شاهد تفاوت اولویت های فرهنگی رهبر معظم انقلاب با اولویت های فرهنگی ائمه جمعه هستیم. اینی که گفته میشود اولویت اول رهبری، اولویت هزارم حزباللهیهاست یعنی همین. تا زمانی که این ویژگی تحدید محوری را با ویژگی فرصت محور بودن عوض نکنیم، مشکل سر جایش خواهد بود.
در حوزه فرهنگ، «ما ستطعتم من قوه» همین هنر است؛ یعنی کاریکاتور، نقاشی، فیلم، موسیقی و … . جز اینها که ابزاری برای جنگ نرم وجود ندارد. ما با نگاه صرفا سیاسی و نگاه تهدیدمحور قاعدتاً ابزار هنر را در نمازجمعه از دست خواهیم داد. نمونۀ جدیاش عرصۀ موسیقی است. برخورد شلاقیِ ناشی از تهدیدمحوری این فرصت را از ما گرفته است.
در بحث جبهه فرهنگی ما یک چرخه داریم به اسم «تولید، توزیع و مصرف» که نمازجمعه در هرسۀ اینها میتواند نقش ایفا کند؛ به خصوص در حوزه توزیع و مصرف این نقش جدیتر است. نهاد نمازجمعه باید بستر را برای توزیع و مصرف محصول انقلابی فراهم کند.
من ادامه مسائل را تیتروار عرض میکنم که نهاد نمازجمعه میتواند دربارۀ اینها فکر کند و اصلاح و توانمند کند:
– توجه به چالشهای فعالین فرهنگی و هنری انقلاب و جذب آنها
– معرفی چهرههای جدید در عرصۀ هنر، اندیشه و رسانۀ انقلاب
– طرح مسئله درست در فضای فرهنگی استان
– نقد سیاستهای مدیران تکنوکرات در حوزۀ فرهنگ
– برخورد شجاعانه با مسائل فرهنگی روز
– بر هم زدن چهرۀ کلیشهای مواضع فرهنگی حزب الله
– توجه ویژه به شهرستانها و نیروهای فرهنگی و هنری آنها
– ساماندهی حلقه توزیع و مصرف جبهه فرهنگی انقلاب
انحراف نهاد نماز جمعه از حوزه عمومی به قرارگاه فرهنگی

محمد اصغری، فعال حوزۀ بینالملل نیز در این نشست دیدگاه خود را چنین بیان کرد:
ما نیازمند این هستیم که برای بازاندیشی در نسبت جمعه و جامعه چند پله به عقب برگردیم؛ به اینکه نمازجمعه چه ماهیتی باید داشته باشد، اینکه دلیل اقبال جامعه ایران بعد از انقلاب به نهاد نمازجمعه چه بوده ، اینکه گژکارکردها و تغییر کارکردهایش در این چهار دهه چه بوده و اینکه در طول سالهای اخیر تغییری حاصل شده یا نه.
به نظر من دلیل اقبال مردم بعد از انقلاب به نماز جمعه این بود که به عنوان نهاد مکمل برای ساختارهای حاکمیتی بود. بالاخره ساختارهای حامیتی بروکراسی خاص خودش را داشت و کماکان ساختارها همان ساختارهای دورۀ طاغوت بود و مردم احساس میکردند که این ساختار ایراد دارد و باید تغییر کند ولی به هر حال نیاز به وجود ساختار بود و نیاز بود که این ساختارها کمی تلطیف شوند و برای اینکه در مقابل مردم دیواری مثل ادارات و موسسات و اینها نچینند آمدند و یک راه دررویی به اسم نمازجمعه طراحی کردند. نمازجمعه در سالهای اول انقلاب تبدیل میشود به گریزگاهی برای ارتباط مردم و مسئولین و طرح دغدغهها و مسائلی از این قبیل.
بحث بعدی این است که ما بعد از انقلاب نیاز به یک حوزۀ عمومی داشتیم که بشود در آنجا گفت و شنید؛ یک حوزۀ عمومی با همه قواعد خاص خودش در حاکمیتی به نام جمهوری اسلامی که در آن حرف مردم ضریب پیدا میکند. ولی با تثبیت شدن ساختارهای حاکمیتی روزبه روز و علی الخصوص در سه دهۀ اخیر با چرخشهای جدی در نوع نگاه و تعامل با مردم، کارکرد نمازجمعه هم عوض شد و از حوزۀ عمومی به یک نهاد خطدهنده تبدیل شد. به نظرم عبارت قرارگاه عبارت دقیقی است. یعنی ما یک انحراف داریم از حوزه عمومی به اینکه نهاد نمازجمعه تبدیل به قرارگاه فرهنگی شود. قرارگاهی که با یک استعارۀ زبانی به اسم «بصیرت»، بصیرتدهی کند به مردم. مدام قرار است که مردم با حضور در نماجمعه رفتارهایشان را اصلاح کنند. مردم قرار است خودشان را با حاکمیت همافق کنند. و خوب طبیعی است که دیگر نهاد نمازجمعه آن کارکرد شنیدن حرف مردم و ضریب دادن به آن را نخواهد داشت. و خوب متعاقب این ما با تولید ادبیاتی مثل کار فرهنگی کردن، تربیت، رشد دادن مردم، بصیرت دهی، نورافکن بودن و اینها این مسئله را در نهاد نماز جمعه ته نشین کردیم.
سوالی که اینجا پیش میآید این است که آیا با تغییرات اخیر قرار است نمازجمعه به آن حوزۀ عمومی انقلاب اسلامی برگردد؟ به نظر من نه. چون ریۀ اقبال دوبارۀ حاکمیت به نمازجمعهها را واکاوی کنیم و ببینیم چه شد که نیاز به تغییر احساس شد؟ به نظر من خاستگاه این تغییر، احساس تهدیدی است که حاکمیت پیدا کرد. این بار هم ما به نمازجمعه ضریب میدهیم به عنوان حوزۀ عمومی فیک؛ به عنوان حوزۀ عمومی جعلی ساخته شده توسط نهاد قدرت که بتواند این بار مراقب باشد از مطالبۀ مردم سوء استفاده نشود. یعنی حرف مردم را در این مجرا بیندازد. علت اقبال دوبارۀ حاکمیت به نمازجمعه نه از باب حوزۀ عمومی و باز کردن باب مفاهمۀ مجدد با مردم بود، بلکه به عنوان یک بدل بود برای نشان دادن اینکه ما مردمداریم.
به نظرم ما نیازمند اندیشیدن بنیادین در انتظاراتمان از نمازجمعهایم. نهاد نمازجمعه آرمانی ما حوزۀ عمومی است و جایی برای شنیدن حرفهای مردم و ضریب دادن به آن. البته دربارۀ شکلِ این قضیه باید صحبت کرد.
یک بحثی هم که هست این است که جایگاه حقوقی و حقیقی ائمۀ جمعه در استانها چیست؟ با ایجاد ابهام دربارۀ جایگاه ائمه جمعه از آنها سلب مسئولیت شده است. یعنی اگر امام جمعهای کارکردی دارد آن کارکرد به عنوان یک لطف و یک قابلیت شخصی ممتاز مطرح میشود نه به عنوان یک وظیفه و مسئولیت. و این باعث شده مطالبه از ائمه جمعه عملا یک مطالبه عینی و ساختمند نباشد.
یک چیزی که باید گفته شود این است که حوزۀ عمومی چیزی است که افراد آن را میسازند. یعنی شما وقتی در نمازجمعه عاملیت امام جمعه را در نظر داری، باید عاملیت مردم را هم در نظر بگیری.
گزارشی نزدیک از ائمۀ جمعه شهرستانهای استان

در ادامۀ برنامه هادی رحیمزاده، گزارشی از مصاحبههایش با ائمه جمعۀ استان ارائه داد:
اواخر سال قبل برای پیگیری پروژهای مربوط به جشنواره فیلم عمار با حدود 13، 14 نفر از ائمه جمعه شهرهای استان مصاحبه انجام شد. در این فرصت کوتاه سعی میکنم بطور تیتروار گزارشی از محورها و پاسخهای متنوع رو خدمتتون عرض کنم.
اول دربارۀ محل دفتر ائمه جمعه بگویم که بعضی بصورت دفتر مستقل هستند و برخی در کنار مسجد جامع یا حوزه علمیه مستقر شدهاند. در برخی شهرستانها بالاترین دغدغه امام جمعه مربوط به مسائل مسجد جامع و یا حوزه بود. وقتی میپرسدم ارتباط شما با جوانهای شهر چطور هست می گفتند من با طلبه ها اردو میروم و با طلاب ورزش میکنیم و از این قبیل. یا بعنوان مثال امام جمعه ای که از خانه اش به اتاق کارش یک دربی باز میشد و کسی از رفت آمد ایشان در بیرون باخبر نبود.
در این مصاحبه ها تقریبا هشت محور مد نظر ما بود که تعدادی را به اقتضای وقت عرض میکنم. محور اول ارتباط امام جمعه با مسئولین بود. چه روابط فزاینده و حمایتی و چه روابط فسادزا و تذکرات و امثالهم.
مثلا یکی از ائمه جمعه با اداره اوقاف شهرستان بخاطر زمین های وقفی اختلاف داشت. مردم چندین سال در آن زمین کار کرده بودند و الان مشکل سند مالکیت دارند. یا امام جمعه ای که از درگیری با شهرداری بخاطر حمایت از مردمی که خانه هایشان در مسیرگشایی خیابان اصلی قرار گرفته و شهرداری این خانه ها را با مبلغ واقعی نمی خرد، تعریف می کرد.
از یکی از امام جمعه ها پرسیدم پیش آمده که شخصی مبلغی را بعنوان توسعه مصلی و غیره بدهد ولی درخواست ویژه ای داشته باشد، آن امام جمعه به شوخی گفت ما از این شانسها نداریم ولی من معتقدم باید کار مردم را راه انداخت. مثلا من نامه ای برای نماینده در تهران می نویسم و کار یک شخص راه میفتد.
یکی از نمایندگان مجلس به اسم تجهیز دفتر امام جمعه مقداری وسایل و امکانات خریده و فرستاده بود به دفتر امام جمعه یکی از شهرستانها ولی امام جمعه نپذیرفته بود. یا امام جمعهای بود که بخاطر تعطیلی کارخانه بزرگ آن شهرستان خودشان چندین بار به تهران رفته بودند تا مشکل کارگران را حل کنند. حل نزاع بین احزاب و بین مسئولین ادارات هم جزو این ارتباط با مسئولین بود.
تنوع فعالیتهای ائمه جمعه جالب بود. مثلا امام جمعه ای که کل موفقیتش در آن شهر، توسعه نمازهای جماعت و یا روحانی مستقر در روستاها و نمازجماعت ادارات بود. در یکی از شهرستانها ورود ویژه امام جمعه به مسئله کارخانه معدن مس جالب بود. با خیلی از رانت خواریها و … مقابله کرده بود و جلوی نماینده شهر و برخی مسئولین ایستاده بود.
در حوزه فرهنگ مقابله برخی از ائمه جمعه با بدعت ها و مسئله قمه زنی بارزتر بود.
وقتی از برنامه هتفگی انها سوال میکردم برخی واقعا برنامه منظم و منسجمی داشتند و متاسفانه تعدادی برنامه مشخصی بیان نمی کردند.
میپرسیدم که خریدهای شخصی را خودتان انجام میدهید؟ وپاسخ منفی بود ؛ جون این کار را دور از شان امامت جمعه می دانستند. در مقابل بودند تعدادی که خودشان در صف نانوایی می ایستادند و حتی موردی بودکه میگفت ما اینجا در دفتر امام جمعه خادم و مستخدم و غیره نداریم و همه کار را خودمان انجام میدهیم.
امام جمعه ای بود که فرم استخدام درست کرده بودند چون مراجعات برای مسئله بیکاری و شغل و غیره زیاد بود و می خواستند این فرمها را بعدا به ادارات و جاهای دیگر ارجاع بدهند.
یکی از شهرستانها کمیته جویای حال تشکیل داده بودند تا از احوال مردم نمازگزار و برخی چهره ها جویا بشوند واگر مرض بودند و مشکلی داشتند به دیدارشان برود. یا یکی از ائمه جمعه گروه مشاورین تشکیل داده بود متشکل از برخی جوانان و صاحب نظران.
مورد بعدی مخالفت برخی از ائمه جمعه با فروشگاههای زنجیره ای در شهرستان شان بود که معتقد بودند توسعه این فروشگاهها باعث نابودی کاسبان خرد می شود.
آیا شاهد تغییری در شورای سیاستگذاری ائمه جمعه خواهیم بود؟

در ادامۀ نشست، علی خلیلی، فعال دانشجویی نظرش را با طرح سوالی اینگونه بیان نمود:
یک مشکلی که به نظر من درباره شورای سیاستگذاری ائمه جمعه وجود دارد این است که این نهاد یک بولتنی دارد و سرفصل موضوعاتی که قرار است در خطبهها مطرح شود آنجا آمده. میگویند بصیرتها اینها هستند و شما باید بروید و به مردم ابلاغ کنید؛ همه حرفهای تکراری. میشود به مردم گفت که بنشینید خانهتان و ما اینها میدهیم خدمتتان ومطالعه کنید و تمام. سوالی که من دارم این است که با رفتن حاج آقای تقوی از این شورا و آمدن حاج آقای علیاکبری آیا قرار است اتفاق جدیدی بیفتد؟
مطلب بعدی درباره امام جمعه است. امام جمعه یک روحانی است و برآمده از حوزه. ما باید سطح دغدغۀ حوزههایمان را بسنجیم و بعد ببینیم چه چیزی در نمازجمعهها مطرح میشود. وقتی ما سطح فکری طلاب حوزهها را میبینیم خوب مشخص است که این آدم وقتی وارد فضای جامعه میشود بیش از این بولتن کارایی نخواهد داشت. یعنی نخواهد توانست با جامعه ارتباط بگیرد. اغلب اطلاعاتی هم که از هنر و علوم انسانی دارد به شدت پایین است و نگاه هم که از بالا به پایین است؛ هم نسبت به علوم انسانی هم نسبت به ارتباط گرفتن. میخواهم بگویم سرجمع ائمه جمعه توانایی لازم برای ارتباط گرفتن با جامعه را ندارند.
همۀ دغدغههای ائمۀ جمعه شهرستانها

حامد حامدی خسروشاهی، فعال اجتماعی و رسانهای دیگر شرکت کنندهای بود که به بحث نشست پرداخت:
چون بحث تجربیات شد، من میخواهم تجرببهای که دارم را بگویم؛ چون نسبت فامیلی با یک امام جمعه اسبق شهرستانی دارم و شاهد مطالبات مردم از امام جمعه شهرستانی بودهام. بله اینکه گفتند یک بولتن برای ائمه جمعه ارسال میشود این درست است. آن زمان اوایل با پست میآمد و بعدا ایمیل میکردند. میخواهم عرض کنم محتوای این بولتن شورای سیاست گذاری چه بود.
اتفاقی که در دورهای افتاد این بود که دولت ردیف بودجههایی اختصاص داد تحت عنوان «مصلیسازی». یکی از دغدغههای مهم ائمه جمعه شهرستانها این بود که ما هم مصلی بسازیم. فکر میکردند مثلا چون آن مسجد در اختیار ائمه جمعه نیست یا مثلا جا کم است و با متولیانش مشکل داشتند برای همین به فکر بودند که مصلایی ساخته شود. یا مثلا ردیف بودجههای فرهنگی اختصاص داده شد به اسم امام جمعه. برای ستاد برگزاری نمازجمعه و به اسم دفاتر ائمه جمعه شهرستانها، ردیف بودجه اختصاص داده شد. یا مثلا ردیف بودجههایی آمد با عنوان «خانه نور» برای ساخت خانه برای امام جمعه. اینها در شهرستانها یک مسئله شد و ائمه جمعه را به لحاظنهادی قدرتمند کرد. دغدغههایی که ائمه جمعه در شهرستانها دارند از این سنخند و به سلیقهی شخصی خودشان برمیگردد. مثلا یکی هم دغدغه داشت که حوزه علمیه بسازد، یکی دغدغهاش آوردن دانشگاه بود و امثال اینها.
مسئله دیگر مریدپروری ائمه جمعه است و اینکه آیا مجموعه اقداماتی که ائمه جمعه در طول هفته دارند، به خاطر این است که نمازجمعه پرشورتر شود؟ آیا امام جمعه وظیفهاش خواندن نمازجمعه است فقط ؟ یا مثلا وظیفه دارد در طول هفته کارهایی کند که نمازجمعه پر شود؟ اگر امام جمعهای کاری کند که نمازجمعهاش پرشورتر شد، این فضیلت بزرگی است؟ یا مثلا ائمه جمعهای که با گروههایی که پایشان را به نمازجمعه نگذاشتهاند ارتباط میگیرند فضیلت بیشتری دارند؟
اتفاقاتی که در نمازجمعه نمیافتد

در ادامۀ نشست «جمعه و جامعه»، مرتضی بزرگی، فعال رسانهای، با ذکر احادیثی از پیامبر و ائمه ادامۀ بحث را پی گرفت:
روایتی از پیامبر داریم که میفرماید زمانی که از نمازجمعه برمیگردی گویا زندگیات از نو شروع میشود. متاسفانه ما وقتی به این روایت مراجعه میکنیم صرفا وجه عبادیاش را مدنظر داریم. یا مثلا امام باقر میفرمایند نمازجمعه موجب بشارت مومن است و رسوایی منافق. خوب چه اتفاقی مگر در نمازجمعه میافتد که این روایت را داریم؟ حالا نهصد نمازجمعه در کشور ما برگزار میشه، ولی رسوایی اتفاق نمیافتد. خوب خروجی این چه میشود؟ این میشود که از یک میلیون و هشتصد هزار تبریزی، فقط پانزده هزار نفرش در نمازجمعه شرکت میکند؛ این یعنی کمتر از یک درصد!
امیرالمومنین میفرمایند نمازجمعه محلی است که مردم را از اتفاقاتی که در جریانش نیستند باخبر میکند. کدام امام جمعه اخبار محلش را جمع میکند و در قرارگاه نمازجمعه به عرض مردم میرساند؟ این اتفاق نمیافتد. قرارگاه یعنی جایی که جریانسازی میکند. نمازجمعه باید یک جریان در طول هفته بعدش ایجاد کند ولی این اتفاق نمیافتد.
آسیب اصلی به اینجا برمیگردد که رهبری در طول هفته یک سخنرانی دارند که ائمه جمعه میآیند و آن را تکرار میکنند. و این طبیعتا اتفاق دیگری را باعث نمیشود. این فقط یک تکرار واژههاست. امام جمعه وقایعی را باید بازگو کند که مردم از آن در جریان نیستند.
ما در حوزه عدالت اجتماعی که دغدغه امروز انقلاب است انتظار داریم. انتظار داریم از جریان نفاقی که در جریان است در شهرمان پرده بردارد. ولی این اتفاق نمیافتد. برای همین ما شاهد یک رخوت و یک عدم اقبال از نمازجمعه مواجهیم. اگر از نفاق پرده برداشته شود که این موجب بشارت مومنان است شاهد این رخوت نبودیم. آن وقت مردم وقتی از نمازجمعه برمیگردند یک زندگی نویی شروع میکنند و این اتفاق نمیافتد.

دیدگاهتان را بنویسید