ایران از منافع خود در تنگه هرمز کوتاه نمیآید
دستگیری سارق قمه بدست توسط عوامل کلانتری ۱۹ تبریز
تداوم گرمای هوا در آذربایجانشرقی تا دوشنبه
فراخوان هفتمین جشنواره سراسری تئاترخیابانی و فضای باز ” تبریزیم “
حرمت امام رضا(ع) خط قرمز ماست
شاکيان اين سارق به پليس آگاهی آذربايجان شرقی مراجعه کنند
موسسه خیریه حمایت از مستمندان تبریز؛ از حمایت معیشتی نیازمندان تا مبارزه با تکدیگری حرفهای
ماجرای پیامک تامین سوخت دوم چیست؟
جلسه شورای شهر تبریز لغو شد
تراکتور پیکان را زیر گرفت / برتری دو گله شاگردان نکونام در تبریز
ورود دادستانی تبریز به مضوع کارت آزاد بنزینبردن و آوردن گوسفندها، ماجراهایی فراوانی داشت؛ گاهی گوسفندها فرار میکردند و به منزل و یا حتی مغازهای وارد میشدند. گاهی در جدا کردن گوسفندها از گوسفند دیگران اشتباه میشد و دردسرهای پیش میآمد.
به گزارش تبریز بیدار، حسن روحانی در کتاب خاطرات خود، به اشتیاقش برای دیدن شیر خوردن برهها و همچنین چوپانی اشاره میکند و مینویسد: در کنار منزل مسکونی خودمان، آغلی داشتیم که معمولاً چند گوسفند و یک الاغ در آنجا نگهداری میشد. صبحها میبایست گوسفندها را به محله پایین روستا میبردیم تا آنها را به گله ملحق کنیم.
من از حدود پنجسالگی این کار را میکردم و صبحها گوسفندها را میبردم تا به گله ملحق کنم و غروب هم میرفتم و آنها را به منزل میآوردم.
بردن و آوردن گوسفندها، ماجراهایی فراوانی داشت؛ گاهی گوسفندها فرار میکردند و به منزل و یا حتی مغازهای وارد میشدند. گاهی در جدا کردن گوسفندها از گوسفند دیگران اشتباه میشد و دردسرهای پیش میآمد. تقریباً هرچند روز یکبار ما شاهد ماجرایی در این زمینه بودیم.
زایمان گوسفندها و تولد برهها یا بزغالهها هم جالب بود. موقع زایمان گوسفندها ساعتها معطل میماندیم تا زایمان را تماشا کنیم و بعد هم لیسیدن بره توسط مادر و شیر خوردن برهها و بزغالهها را میدیدیم.[1]
[1] – خاطرات حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ج اول، 1388، خاطرات روحانی، ص 31
دیدگاهتان را بنویسید