مسئولان به سو مدیریتها پایان دهند
مهران، جاده بیقراری برای مسیر اربعین
آچار فرانسه هسته ای
عزت ایران، میراث ماندگار شهدا / مهندس مکانیک که آگاهانه لباس سبز پاسداری به تن کرد
اعزام کاروان مردمی «از آذربایجان تا خلیج فارس؛ جان فدای ایران» از تبریز
جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است
مطالبه نیروهای شرکتی را به «پرداخت مستقیم حقوق» تقلیل ندهید
چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبینبردن و آوردن گوسفندها، ماجراهایی فراوانی داشت؛ گاهی گوسفندها فرار میکردند و به منزل و یا حتی مغازهای وارد میشدند. گاهی در جدا کردن گوسفندها از گوسفند دیگران اشتباه میشد و دردسرهای پیش میآمد.
به گزارش تبریز بیدار، حسن روحانی در کتاب خاطرات خود، به اشتیاقش برای دیدن شیر خوردن برهها و همچنین چوپانی اشاره میکند و مینویسد: در کنار منزل مسکونی خودمان، آغلی داشتیم که معمولاً چند گوسفند و یک الاغ در آنجا نگهداری میشد. صبحها میبایست گوسفندها را به محله پایین روستا میبردیم تا آنها را به گله ملحق کنیم.
من از حدود پنجسالگی این کار را میکردم و صبحها گوسفندها را میبردم تا به گله ملحق کنم و غروب هم میرفتم و آنها را به منزل میآوردم.
بردن و آوردن گوسفندها، ماجراهایی فراوانی داشت؛ گاهی گوسفندها فرار میکردند و به منزل و یا حتی مغازهای وارد میشدند. گاهی در جدا کردن گوسفندها از گوسفند دیگران اشتباه میشد و دردسرهای پیش میآمد. تقریباً هرچند روز یکبار ما شاهد ماجرایی در این زمینه بودیم.
زایمان گوسفندها و تولد برهها یا بزغالهها هم جالب بود. موقع زایمان گوسفندها ساعتها معطل میماندیم تا زایمان را تماشا کنیم و بعد هم لیسیدن بره توسط مادر و شیر خوردن برهها و بزغالهها را میدیدیم.[1]
[1] – خاطرات حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ج اول، 1388، خاطرات روحانی، ص 31
دیدگاهتان را بنویسید