چرا کارت آزاد به همه نمیرسد؟ / «کارت آزاد نداریم»؛ شائبه فروش زیر ذرهبین
نباید به اختلافات سیاسی و گسلهای قومی دامن زد
تهاجم دشمن آمریکایی به یک منطقه نظامی در تبریز
حاج عباس؛ پاسدار اقتدار ایران/ تولدی در معراج شهادت
فراخوان جذب 33 نیروی جدید در کمیته امداد آذربایجان شرقی
حمله تروریستی آمریکا به منطقه نظامی جنوب غرب تبریز / یک شهید و چند مجروح
صدای انفجار در غرب تبریز
روحانیِ قرآنیِ مجاهد و مرد میدانهای تکلیفاين بار نيز نيروهاي نظامي جمهوري موسوم به آذربايجان كه براي استخلاص اراضي غصبشدة خود جسارت مقابله با ضعيفترين كشور دنيا را ندارد، به جاي قدرتنمائي در مقابل اشغالگران خاك كشور و نواميس مردم، يك مشت مردم بيدفاع را مورد يورش و تيرباران قرار داد.
سرویس قفقاز و غرب آسیا تبریزبیدار/
اصغر فردی در پی حمله وحشیانه رژیم باکو به روستای نارداران باکو نوشت:
«من سمع رجل ينادي منادي يا للمسلمين فلم يجب به فليس بمسلم.»
(هر كس كه نداي مسلماني را بشنود كه «اي مسلمانان» سر داده است، و به فرياد او نرسد، مسلمان نيست.) «نبي اكرم ص.»
فصل 1: آذربايجان قفقاز نظام مبتني بر سرويس اطلاعات
كلية جمهوريهاي بازمانده از تركيب شوروي در هر چيزي ضعيف و پسمانده هم باشند، در چند حوزه اقتدار و تمركز فوقالعادهاي دارند كه صيانت از غلبة قهارانة سرويسهاي اطلاعاتي عمدهترين آن موارد است. مروري بر سوابق سران همة اين جمهوريها نشان ميدهد كه تك تك رهبران كشورها ـ از پوتين و نظربايف گرفته تا همين پدر و پسر ـ از افسران عاليرتبة ك.گ.ب بودهاند.
اساساً در شوروي و سيستمهاي نظير كسي بدون تأئيد سرويس اطلاعاتي شانس رانندة تاكسيشدن را هم نمييابد و بدون شغلي، حداقل درآمدي، زمينة ارائة استعداد و رشدي، خانهنشين و عاقبت تجريد و نابود ميشود و نظربهاينكه هركسي كه به طبقة مشاهير جامعه برآيد، بلاشك از عوامل سرويس بوده است، مخالفان اين رژيمها نيز عروسكهاي تحت بازيگرداني همين خفيهها هستند؛ يعني در اينگونه كشورها اپوزيسيون هم شوخيست. پس تنها كانون مخاطرة غير قابل خريد دينمداران شيعهاند كه دلي در گرو هيچ قدرتي ندارند و با توجه به عدم تصدي هيچ منصبي، از عداد مردم عادي بهحساب ميآيند.
الهام عليف اخيراً به تعويض وزير، معاونين و مديران كل كميتة امنيت ملي (MTN) پرداخت تا كلية مفاسد جاري خود، خاندان همسر و شركاء پيرامونياش را به عهدة سران و افسران امنيتي فرا افكنَد. او رواج فساد مالي و اخاذي را دليل إعمال اين تغييرات اعلام كرد، در حاليكه فساد، خانمانبراندازي، پروندهسازي، شانتاژ و اخاذي، قتلهاي مجهولالفاعل، تهديد و ارعاب، خانهنشين كردن متفكرين و قلمداران و ارعاب، همانا رسالت ذاتي و ايجاب هويتي اينگونه سرويسهاي امنيتي است كه در چنين رژيمها به همة ابزار قدرت تجهيز ميشوند.
اساساً سرويسهاي اطلاعاتي اينچنين ضمن داشتن جزئي براي مبارزه با جاسوسي، نفوذ حريف و رقابت با سرويسهاي نظير خارجي، بيشترين اجزاء اندام خود را به كانون گردآوري اطلاعات و احوال شخصية شهروندان اختصاص ميدهند. در بستر اين روند، رسالت ماهوي يك تشكيلات امنيتي كاملاً گُم و دگرديسه ميشود و بهجاي معارضه با عناصر خارجي، اهالي كشور در سيبلهاي سرويس قرار ميگيرند. تو گو فقط يك مشت مأمور بيمار خفيه عقلاءالناس و دلسوزان هوشمند آب و خاكند و باقي آحاد ملت دشمنان بالقوه و عناصر آماده براي تبديل به جاسوسي هستند. بنابرين پروندههاي گردآمده از شنودهاي تلفني، گزارشهاي منابع خبري پراكنده و نظريههاي كارشناسان عقدهاي فاقد شعور و سواد در مورد شهروندان و خاصان جامعه كمكم به عنوان ابزار تهديد اشخاص براي ادارة ارادة آنها مورد سوء استفاده قرار ميگيرد. آنها از رموز و دقائق انواع مفاسد و كثافات رنگارنگ مديران رسمي آگاهي دارند، اما هيچ رفع و دفعي از آنها بر اساس اين آگاهيها صورت نميگيرد، چون با گوشزد گوشهاي از همين اطلاعات آن مديران به اطاعت و تبعيت مأموران خفيه در ميآيند. آنها ديگر از بر ميشوند كه دوام و قوام آن تصدي و حتي ارتقاء با عنوان «حسن مديريت» و مئالاً ادامة مفاسد و چپاول منوط به همدلي با خفيهگان است. حال معلوم ميشود كه تغيير مديريت و نق و نال از فسق و فجور دستگاه اطلاعاتي چهمايه شوخي و عوامفريبي است.
فصل 2: ايرانستيزي بنيان استراتژي پادشاهي عليف
رئيس رژيم سلطنتي جمهوري موسوم به آذربايجان در تعقيب سياق پدر امنيتي و اطلاعاتي خود، از سرآغاز تصدي رياست جمهوري با خوشنشيني در آغوش صهيونيسم و سپس زفاف نوبتي در حجلة دول غربي برادري و خدمتگزاري خود را ثابت كرده و براي تحكيم اين پيوند مشئوم قلع و قمع شيعيان هويتخواه را سرلوحة رسالت خود قرار داد.
پيش از او از پشت لبهاي متبسم حيدر عليف ـ ژنرال ك. گ. ب. و افسر به كمالرسيدة متخصص حبسها پرومندهسازيها و گسيل به اردوگاه هاي سيبري دورة شوروي، دندانهاي درندهاش در مواقع جدي نمايان ميشد. او به محض رسيدن به قيادت آذربايجان و پس از برچيدن جنبشهاي تحت هدايت خود، نخستين ايلغار يغما را به اندام حزب اسلام زد و قيماق دينداران شيعة جامعة آذربايجان را سترد و به زندان ريخت.
وليعهد آن ژنرال اطلاعاتي نيز بلافاصله بعد از تحويل تاج و تخت ارث پدري پاكترين افراد جامعه را تحت فرمان افسران و كارشناسان موساد و سيا گردآورده و زنداني كرد. او بهجاي تمركز افكار و برنامهها و اقتدار خود براي بازپس گرفتن سرزمينهاي از دست رفته و تحت اشغال بهدست كشور 3 ميليوني ارمني، تمام همّ و غم خود را صرف ايرانزدائي و ايرانستيزي كرد. او دشمني جز ايران را در تعريف استراتژي خود نداشت. كتابهاي درسي سراسر مجاعيل اين كشور در جهت تعقيب اهداف مجنونوار ربودن خاك از ايران تدوين شده و معارضة سياسياش عبارت از تراشيدن دشمن فرضي از ميان مردم خود به عنوان عوامل ايران تكوين شده است.
در منظر اين پدر و پسر دو تيره از مردم آذربايجان همواره دشمن فطري و ذاتي اين و عوامل ايران بودهاند. يكي خلق طالش و ديگري متدينين جامعه. پدر كه متدينين را قلع و قمع كرده و در زندانها به قتل رسانده بود، پسر نيز نخست به دستگيري روشنفكران آرام و بيدرد سر طالش اهتمام كرد. سردبير نجيب و بهدور از سياست روزنامة «طالشي صدا» مرحوم نوروزعلي محمدوف را كه مرد معمّر و بيماري بود، با اتهام جاسوسي به ايران دستگير كرد و در زندان با مرگ تدريجي كشت. اما چون دلش خنك نشده بود چهرة بيخطر و ملايم ديگري از روشنفكران ادبي و غيرسياسي طالش دكتر هلال محمدوف را به اتهامات متناقض حمل و فروش مواد مخدر و جاسوسي ايران توقيف و محكوم كرد. اينك پس از قلع و قمع طالش ديگر نوبت به سركوب نسل نو دينداران رسيده بود. موج دستگيري دينداران به راه افتاد و در سال 2010 بهدنبال وحشت رژيم از نفوس حيرتآور دختركان محجبة حاضر در مدارس موج ممنوعيت حجاب را به راه انداخت و راه رفتة هشتادسالة رژيم لائيك و ضدبشري تركيه را كه چنديست نادمانه از آن راه برگشته، بازپيمائي كرد. ديگر در دنيا كشوري نمانده است كه با حجاب ستيزه كند، اما اين رژيم ارتجاعي هنوز از حجاب و اخلاق به لرزه ميافتد و در نقطة مقابل، ازدواج همجسگرايان را مجاز شمرده و همجنسگرائي را تبليغ ميكند و به تشويق مناسبات غيرقانوني و نامشروع جنسي ميپردازد.
تعطيل مساجد شيعيان، تحويل مساجد به سلفيان، دستگيري و ايذاء طلاب تحصيلكرده در حوزههاي علمية ايران، ممنوعيت انتشار آثار اعتقادي شيعي از سلسله اقدامات جاري رژيم الهام عليف است كه مراتب وحشت او از تحركات اسلامي ـ شيعي را نشان ميدهد.
نظارت نمايندة صهيونيست يهوديان قوبا و رئيس انجمن دوستي اسرائيل و آذربايجان بر مقدرات كشور به عنوان نائبرئيس حزب حاكم و پيشگيري او از بروز كوچكترين نشانههاي بهبود مناسبت با ايران و خردترين نكاتي كه مئالا موجب خوشبيني به ايران شود، چشمگيرترين نماد اطاعت الهام عليف از اشارات صهيونيسم بينالمللي است. او به هر قيمتي كه تمام شود حاضر به ناخشنودي اسرائيل نيست. ليبرمن وزيرخارجة رژيم صهيونيست در هر سفر خود به باكو نمرهاي به الهام ميدهد و هر بار كه آذربايجان را كشور نمونة تولرانس ديني بخواند او از وجد به رقص ميآيد و هر باري كه اين عبارت را از او نشنود، چندي براي جلب رضايت او تلاش و مشق ميكند.
ترديدي نيست قتال اخير نردران پيرو فرمان تلآويو در انتقام و اقدام تلافيجويانة سوزاندن پرچم باند تروريستي صهيوني در تظاهرات اواخر مردادماه قصبة نردران كه طي آن تظاهركنندگان دامنة اعتراضات دائر بر مناسبات باكو با تل آويو را به مقابل سفارت اسرائيل در باكو نيز كشانيدند. آن تظاهرات موجبات خشم اربابان صهيونيست الهام عليف را فراهم آورده بود كه ناظر و حاكم بر مقدرات باكو هستند.
از سوي ديگر راهپيمائي حماستگون اربعين با اشتراك روز افزون 25 ميليوني كه به مثابة عرضاندامي از سوي عالم تشيع به جهان رقيب ارزيابي ميشود، رفته رفته همة دنيا را اين نگرانتر و انديشناكتر ميكند. دنيا فعلا بهصورت پنهان دربارة مقابله با چنين نمايش قدرتي برنامههاي مختلف را ميآزمايد. آخرين توانمندي آنها در إعمال فشار به دولت عراق دائر بر جلوگيري از سفر زائران بدون رواديد تجلي يافت. امريكا به بهانة برگذاري كاراناوال نمايشي خود و متحدانش در مبارزة صوري با داعش به عراق اصرار ميكرد كه جهت محدود كردن رسوخ و ورود پنهان ميليتانهاي داعش بايد كنترل ويزاي زائران اربعين تشديد يابد. در حاليكه آنها خود به خوبي از شكافهاي نفوذ و كانونهاي تجمع داعش اگاه هستند.
رژيم آذربايجان در اجراي منويات و بنرامههاي صهيونيسم بينالمللي و همپيالههايش براي انحراف تمركز جهاني به دمونستراسيون اربعين و تضعيف روحية شيعيان در آستانة اربعين كه موجب تزريق روحيه و غرور به شيعيان قفقاز ميشود، بهطور وحشيانهاي قصبة نردران واقع در شبهجزيرة آبشرون را مورد حملة ددمنشانهاي قرار داد. او با اتكاء بر نرمش چند سالي ايران در مقابل همهگونه گستاخيهاي اين رژيم ناتوان و بيخاصيت ـ كه 25 سال است بر اشغال 20% خاكش توسط يك كشور 3 ميليوني ارمنستان چشمپوشي كرده و گاز و گازوئيل اين كشور غاصب را هم تأمين ميكند ـ با اتكاء به اربابان تروريست جهانياش چنان دريدهگيها ميكند كه تحمل آنگونه رفتارها حتي از سوي ضعيفترين كشورها نيز غيرمنتظره است. اين بار نيز الهام عليف صراحتاً با تلفظ نام ايران به دنبال كشف تانكها و جنگ افزارهاي سنگين در خانههاي مردم يك قصبة فقير و محروم، با تسمية آن روستا به عنوان «جزيرة جنايات» قصبة مزبور را مورد هجمة وحشيانه قرار داد. نيروهاي نظامي جمهوري موسوم به آذربايجان كه براي استخلاص اراضي غصبشدة خود جسارت مقابله با ضعيفترين كشور دنيا را ندارد، به جاي قدرتنمائي در مقابل اشغالگران خاك كشور و نواميس مردم، يك مشت مردم بيدفاع را مورد يورش و تيرباران قرار داد.
الهام بيشك اسلامهراسي مطرحشده در دنيا را براي ايذاء و آزار شيعيان موقع مناسبي شمرده كه البته اساساً در شرائط غير آن هم دنيا با شنيدن تشيع مغدورين آذربايجان هيچگونه اعتراضي از خود نشان نميدادند. امروزه شيعهكشي در دنيا اعتراض كسي را نه از ميان مسلمانان و نه غيرمسلمانان برنميانگيزد.
الهام در چنين گستاخي لابد از انتخاب مجدد اخوانالمسلمينيها در تركيه هم سود جست و نظر به مشاهدة اقتدار 4 سالة ديگر حزب عدالت و توسعه مراتب برادر كوچكي خود به تركيه را نيز بديننمط نشان داد. بيشك او در اين رابطه مورد تشويق و حمايت هر دو جناح قدرت تركيه (زمرة پيروان فتحالله گولن و هيأت حاكمه) قرار گرفته است. لازم به ياداوريست كه فتحالله گولن شيعهستيز افراطي كهنه و ضد ايراني ذاتي بوده و گفته است اگر راه بهشت از ايران بگذرد من از رفتن به جنت استنكاف ميكنم. او شيعيان را به عنوان «اولاد متعه» و «مسلمانان تقيهاي» ميخواند. تكليف تفكر اردوغان نيز روشن است كه برآمده از بستر فكري اخوانالمسلمين و آرزومند ايجاد هلال شيعي با حمايت امريكا، شيوخ منطقه و حتي اسرائيل است. بنابرين بعيد نيست كه الهام بعد از توافق و جلب رأي موافق تركيه به چنين گستاخي مرتكب شده باشد.
فصل 3: انفعال ديرپاي ايران در قبال فتنههاي قفقازي
اما چرا در اين ميانه فاكتور ايران مورد ملاحظه واقع نيست؟ هرگونه احتمال و رأي همة كشورهاي خرد و كلان و ضعيف و قوي دنيا در تنظيم معادلات مقدمات و فرجام كشتار نردران بررسي ميشود، اما آيا اينجا مهمترين فاكتور چرا فاقد اهميت تلقي شده است؟
در حاليكه كشور قدرتمند ايران در تعامل با تمام قدرتهاي جهاني در كمال آزادگي و استقلال رأي رفتار ميكند و با قدرتهاي طراز اول دنيا رودروست، چرا در مقابل ضعيفترين كشوري ـ كه حتي توان صيانت از آب و خاك خود را ندارد ـ تا اين حد سر مماشات دارد.
نقل و بازگوئي جسارتهاي رسانههاي باكو نسبت به مقدسات ما شرم آور است و ما از نقل و تكرار آن گستاخيها ناگزير به استنكاف هستيم، اما فقط به اشارتي اكتفاء ميكنيم كه ما از رسم و نشر موهنترين شكل كاريكاتور مهمترين چهرة ايراني گرفته تا پخش برنامههاي تلويزيوني حاوي انكار موجوديت تاريخي كشوري به نام ايران و موهوم شمردن نام ايران توسط رسانههاي اين كشور را شاهد بودهايم. ايرانستيزي در اين كشور به حديست كه ميتوان بدون احتياج به اثبات، آن را اساسيترين محور استراتژي حياتي و بقاي اين جمهوري دانست.
استقرار جريانات معارض تماميت ارضي ايران در باكو (ضمن درك و تأكيد بر بيتأثيري و ناكارمدي آن گروهكها) تحت حمايت رسمي دولت باكو و برگزاري كنگرههاي سالانه تشكلهاي تجزيهطلب تحت كنترل سازمانهاي اطلاعاتي اسرائيل و امريكا و تركيه با شركت شخص رئيسجمهور از بارزترين اشكال تخاصمات يكجانبة رژيم منحط و تا دندان وابستة باكو بر عليه ايران ست.
اما عليرغم مرور خيل معارضات رنگارنگ اين جمهوري درآمده و كندهشده از پيكرة ايران، تقريباً ميتوان گفت كه هيچ واكنشي متقابل از سوي ايران مشهود نبوده است. اين رژيم و رسانههاي وابستهاش بيش از 20 سال است كه شب و روز ياوههائي مربوط به تسليم قرهباغ به ارامنه توسط ايران و حمايت همهجانبة ايران از ارامنه افسانهپردازي و ياوهدرائي ميكنند، در حالي كه ايران تاكنون يكي از مستندات بيشمار خود دائر بر حمايتهاي عملگرايانة همهجانبه از آذربايجان در مناقشة قرهباغ را رو نكرده است تا مردم آذربايجان قفقاز از تزوير و تلبيس اين رژم و اذنابش آگاه شوند و بيشرمي و بيچشم و روئي اين رژيم و عواملش را بشناسند. با وجود اينكه فرمانده اسبق سپاه پاسداران و دبير مجمع تشحيص مصلحت نظام از حمايت نظامي ايران در قرهباغ سخن گفته است، آيا ديگر محرمانهگي ديگري در اين ميان بازمانده است كه جمهوري اسلامي ايران آنقدر مظلومانه بهگوشهاي بنشيند و نامرديهاي دشمنان را تحمل و تماشا كند؟ عليرغم خاطرات ميداني شخص اينجانب از حمايتهاي ذويالجوانب ايران در مناقشة قرهباغ از آذربايجان، مستندات فراواني از دهها ساعت فيلم ويدئوئي و صدها آلبوم عكس گرفته تا مستندات ديگر ميتواند اين پلشتان را در پيشگاه مردم خود رسواتر كند كه بيستسال دروغزنيهايشان چهمايه بيپايه بوده است. اما دريغ كه بيماران روحي متكي به اقتدار برخي نهادهاي بياطلاع از دقائق امور قفقازيه حتي از پخش يك برنامة تلويزيوني يكساعتة (كمپاس) مقابلهكننده با تبليغات مسموم و مشئوم اين رژيم پليد و توطئهجو و دسيسهگر نيز جلوگيري و مجري و سازندة اين برنامه (اين نويسنده) را خاموش كردند.
اگر ما نسبت به حفظ حوزة نفوذ خود در ميان اقشار و صنوف مردم قفقاز و نسبت به حمايت از دومين كانون تشيع دنيا علاقمنديم، بايد با اقتدار از اين مردم در برابر ستمهاي جاري بر عليه مردم حمايت و دفاع كنيم و اگر همين مقدار را بنابه مصالح مجهول بر ناآشنايان همچو مني به ديپلماسي نميكنيم، لااقل دفاع از كيان و حيثيت ايران كه اهم وظائف هر ايرانيست. مگر طبق ترسيم مقام رهبري «عزت» يكي از اركان ثلاثة ديپلماسي ما نيست؟
«استراتژيست»هاي خود علامهپندار برخي نهادهاي نظام در امور قفقازيه بايد اين حداقل را بفهمند كه رژيم باكو هر آنچه تاكنون ميتوانسته در دشمن با ايران كرده است. آقايان مدعي به داشتن «اطلاعات» محرمانه بايد از جملة معروف الهام عليف بهتر آگاهي داشته باشند كه گفت: مناسبات آذربایجان و اسرائيل مانند کوه یخی است که نُه دهم آن زیر آب شناور است و مخفيست.
استفادة اسرائيل از خاك آذربايجان براي مقاصد شنود جاسوسي با تأسيس سايتهاي مخابراتي در مدار مرزي، مشارکت در پروژة تسليح آذربايجان بهبهانة برقراري امنیت خط لولة نفت باکو ـ تفلیس ـ جیهان و خط لولة گاز باکو ـ تفلیس ـ ¬ارضروم ـ تقويت غير متعارف بنية نظامي آذربايجان يك از صد اين مناسبات پنهان است.
آيا ابلهي هست كه نفهمد فروش رادار گرین پاین با كاربرد کشف و شناسایی موشکهای بالستیک از فاصلة ۵۰۰ کیلومتری از سوي اسرائيل به باكو جز مقابله با ايران هدفي ديگري نميتواند داشته باشد؟
باكو مهمترين فروشندة نفت ارزان به جهود در بندر عسقلان (اشكلون) و اسرائيل دومين خريدار نفت باكوست كه مابهازاي نفت باكو را به انبار جنگافزارهاي خود تبديل ميكند تا روزي در تقابل نظامي با ايران فقط به كار خود بيايد.
ديگر معاضدتهاي اسرائيل به باكو مانند تجهير مهندسي پزشكي باكو با تکنولوژی جدید ـ بازسازی صنایع و آموزش کادر فنی و دهها زمينة ديگر صرفا با چشمداشت مبارزة دولت باكو با تشيع تحقق ميپذيرد.
در بارة احتياط از تبديل باكو به اسكلة نظامي امريكا هم كه موضوع با اينگونه مسامحات قابل حل نيست. اگر ايران ضعيف باشد ههيچ رفتار و اقدام دوستانهاي باكو را نسبت به استنكاف از همكاري با ايران مأخوذ به حيا نميكند و همچنين در صورت وقوع تقابل نظامي با امريكا باكو به دليل خاطرات خوش خود با ايران از همكاري با اكريكا سر باز نخواهد زد. اگر ايران حوزة آماده و سرشتي نفوذ خود را در باكو روزبهروز تقويت كند و اعلان كند كه اين امامزاده متعلق به من و حياط خلوت من است، در آن صورت باكو ساعت خود را با زمان ايران كوك و تنظيم خواهد كرد نه در اثر فالودههائي كه روزي با هم خوردهايم. ايران هر روز كه دل و دماغ و خاطر يك نفر از متعلقين طبيعي به حوزة نفوذ خود را از دست ميدهد، همة دشمنان جهاني ايران به اندازة هزار نفر بر عليه ايران در قفقاز پيشتر ميتازند.
در عين حال كه مي توان فهميد كه اين فتنهاي براي درگير ساختن و راندن ايران به آغوش كانون بحراني پرهزينه در جهت تبديل آذربايجان به سورية ديگر و كشيدن پاي ايران به باتلاق آن است، اما نبايد با همين ملاحظه و تمكين فرصت افزايش دامنة وقاحت آنها را نيز داد. ايران ميتواند با درك و لحاظ وجود چنين توطئه اي، كرامت و عزت خود را هم صيانت كند و به اين رژيم دستآموز گوشمالي لازم را بدهد.
همچنانكه همة راهها به اصطكاك داغ ختم نميشود، همة ديپلماسي و اعراض ار درگيري با توطئه نيز سكوت و لاقيدي نمي باشد
رفتار ايران از موضوع بلند و بالا با باكو نبايد موجب نگراني از تبديل باكو به دشمن و كشيدهشدنش به صفوف مخاصمان گردد، چون اساساً دوست پنداشتن الهام حماقتي بزرگ است. الهام اگر از ايران بيم داشته باشد از ميزان انجذاب به غرب را در صورت اصطكاك با منافع ايران خواهد كاست، اما در غير اينصورت الهام وقعي به ايران و منافع و حريمها و خطوط قرمز آن قائل نخواهد شد همچنان كه نميشود.
اين قلم چندين سال است كه بنابه ملاحظاتي در حوزة مسائل قفقاز از نوشتن مطلب و يا مصاحبه اعراض ميكنم تا حريفان شاخه گلي بر سر ايران بزنند و ما تماشا كنيم، اما ديگر با اين وضعيت امكان سكوت و خاموشي نيست.
مردم بيدفاع نردران در مراجعات برادرانه، صبورانه و فهيمانة خود به اين نويسنده در منتهاي نرمش و تفاهم اظهار ميكنند كه: «دريغ ايران در چنين مواقع اضطرار نميتواند از ما حمايت كند» البته بايد دانست و فهميد كه همه به اين نرمي گله نميكنند و اين نرمش ويژة كساني است كه تقدسي به ايران قائلند و به گمانشان تعرض به ايران حرمت شرعي و مسئوليت اخروي به نبال دارد، در حاليكه ديگر چشمدوختهگان به ايران عبارات عريانتري بهكار ميبرند.
رژيم خوشنشسته بر آغوش اسرائيل در عرفة اربعين با راندن تجهيزات زرهي و گسيل يك گردان سرتاپا مسلح به يك روستاي بيدفاع به بهانة كشف تانك و توپخانه و زرادخانه در خانههاي اهالي نرداران كلية مظاهر مقدس شيعي مانند علمهاي عزاداري، اسماء مقدسه، شعارهاي ديني، كلمات تهليل و تكبير آويخته به در و ديوار اين قصبه و مساجدش را در منتهاي بيحرمتي به زير كشيده و در آتش افكنده و اعتراضات مردم غيور اين روستا را با باران گلولههاي جنگي و حتي آتش تيربارها به خون كشيده است.
آنها جنازة جوانها را به بهانة ابلهانة كالبد شكافي دريده و بر دست و بازويشان نقشهاي شايسته به يال و بال زنان خود را جعلاً نقش كرده و از اجساد نقاشيشده و دريدة شهدا عكسبرداري كرده و آن تصاوير را به سايتهائي كه عكسهاي عريان نواميس خودشان را نمايش ميكنند، سرويس و منتشر كردهاند. اين زمرة بيهيچ سجية اخلاقي حتي موازين بشري حرمت به اجساد مردگان را نيز رعايت نكردهاند.
كلية رسانههاي باكو از دولتي و غير از همان روز قتال، روزانه صدها بار نام ايران را به عنوان مداخلهگر تلفظ كرده و چند روزيست كه فضاي آذربايجان نسبت به ايران تحت سمپاشيست.
اما در منتهاي تأثر و تأسف اخيراً ايران در كمال انفعال واكنش بسيار نابرابر و مسحقري نشان داده است. سفارت ج. ا. ا. در باكو با انتشار بيانيهاي شرمآور بدون آنكه اين شيعهكشي و ايرانزدائي را با جملهاي محكوم كند، بهطور سربسته به كشتهشدگان! (نه شهيد) طلب غفران كرده (كه اين طلب غفران به روح پليس مقتول به دست مردم را نيز شامل شود) و مصراً به حسن همجواري، عدم مداخله به حريم كشور همسايه و اعراض ايران از ورود به چنين عرصاتي تأكيد كرده است. (بيانية سفارت ج. ا. ا. در باكو را ميتوانيد در رسانههاي مجازي مطالعه كنيد)
بدينوسيله در اين مصيبت براي خانوادههاي شهداي كشتار بيرحمانة رژيم وابستة باكو در آستانة اربعين صبر جميل آرزو ميكنيم و اميدواريم مردم غيور و متدين ديگر نقاط اين كشور خون اين شهداء را بر زمين نگذارند و انتقام اين مظلوميت را از انتقامجويان صهيونيست كودككش بستانند. مردم آذربايجان بايد با استفاده از تجارب برادران ايراني خود بدانند كه برگزاري اربعينهاي شهداي انقلاب اسلامي ايران در سالهاي 56 و 57 شمسي عاقبت به سقوط رژيم دستنشانده و غلبة مردم منجر شد. اين كشتار و تجاوز به حريم مردم، مجالي عظيم و ميدان آزمايشي فراخ براي مردم آذربايجان است كه زبالة وجود اين دزدان و غارتگران قمارپيشه و بيريشه را از خاك پاك كشور بزدايند و به مزبلة تاريخ درافكنند.
بدانيد كه همة ايران و همة نظام به سفارت و حتي دستگاه ديپلماسي ـ كه رسالتش تحبيب و تأليف بينالدول است ـ محدود و منحصر نميشود. ماهيت ذاتي همة نظام از صدر تا ذيل را جانبداري از مظلومان جهان بهويژه مسلمانان و خاصه خاصان اهلالبيت خودمان تشكيل ميدهد. علاوه بر آن مردم ايران نيز ماتمزده و خشمگين در كنار شما بوده و خواهد بود.
دیدگاهتان را بنویسید