احتمال الحاق باسمنج به تبریز / مسیر توسعه شهر از شرق
امکان الحاق سهند به تبریز؛ ناممکن
همایش کانونهای خدمت رضوی تبریز با محور نوآوری و همافزایی
پاسخ ایران دیگر مرز نمی شناسد / مسئولین، گرانی را مهار کنید
همه روزها و ساعات، ایّام ایستادگی و مبارزه با شیطان بزرگ شده است / اگر کسانی هنوز اندک امیدی به تغییر رفتار در نظام سلطه دارند، سخت در اشتباهاند
آمریکا جنگ وجودی علیه ملت ایران به راه انداخته است/ ملت ایران در برابر آمریکا یکپارچه ایستاد
قطعی تلفن ثابت در کوثر غربی/ پاسخ مخابرات؛ کابل نداریم!
پیشبینی تولید ۸ هزار و ۶۵۰ تن سیر در آذربایجانشرقیآن بالا بالاهای شهر هم اگر فرصتی شد سر بزنید. انگار یلدا جای خود را به “بابانوئل” و “درخت کریسمس” داده! آیا آنها که به دنبال خرید نماد بابانوئل هستند، زحمت تحقیق در باره این شخصت غربی را به خود داده اند؟
سرویس اجتماعی تبریز بیدار / سیده صفورا موسویلر خسروشاهی
برای کار خبری راهم افتاد به نمایشگاه بین المللی تبریز. نمایشگاهی با عنوان یلدا و سنتهایش گشایش یافته بود. تازه وارد نمایشگاه شده بودم که خانمی میانسال جلویم را گرفت. دست دو کودک قد و نیم قد را گرفته بود و کنارش همسرش ایستاده بود. مردی میانسال با چهره ای پریشان.
با اندوهی که در صدا و چهره اش دیدم مضطرب پرسیدم طوری شده خانم؟
با صدایی لرزان گفت کلی راه از پایین شهر آمدیم به امید اینکه برای سفره یلدایمان بتوانیم خرید کنیم. اما اینجا هم قیمت ها عین شهر هست.
این بار عصبانی تر و رنجورتر ادامه داد نمایشگاه به دردمان نمی خورد. قیمت ها را بیاورید پایین، نمی بینی مرد زندگیم با چه شرمساری ایستاده؟!!!
جوابی برایش نداشتم با عرق سردی که بر پیشانیم از خجالت افتاد با او خداحافظی کردم.
در برگشت از نمایشگاه بین المللی به سنت زیبا و شیرین یلدا فکر می کردم. به اینکه از دیرباز بزرگترها در این شب به یادماندنی میزبان عزیزانشان بودند و تا پاسی از شب به گفتگو و خوش و بش می گذشت. قصه گویی پدر بزرگ و به اصطلاح “ترکی بایاتی” های قدیمی و “تاپماجا” های مادربزرگ خنده بر لبان میهمانان می نشاند.
خوراکی ها و تنقلات و میوه و آجیل سفره یلدا را تزیین می کرد و از همه مهم تر هندوانه شیرینی میهمانی را دو چندان می کرد و به قول عموجان هندوانه، میوه تابستان را در دل زمستان می خوریم تا بگوییم سردی زمستان ما را از هم جدا نمی کند.
خلاصه که ضمن صله ارحام شبی به میمنت و مبارکی می گذشت. این سنت قدیمی هر چند رفته رفته عین همه زندگانی هایمان رنگ و بوی تشریفات به خود گرفته اما به هر حال شبی به نام یلدا خانواده ها را دور هم جمع می کند.
در همین افکار بودم که با خود فکر کردم سری به بازار بزنم و قیمت ها را دم شب یلدا دید بزنم.چشمتان روز بد نبیند.
آجیل ۱۶۰ تا ۲۰۰ هزارتومان
هندوانه کیلویی 2000 تومان
انار ۵۰۰۰ تومان
شیرینی تر ۲۶ هزار تومان
شیرینی دانمارکی ۲۱ هزار تومان
کشمش 30 هزار تومان
انجیر خشک 100 هزار تومان
سیب از 2 تا 7 هزار تومان
گوشت ۷۰ هزارتومان
یاد آن خانواده در نمایشگاه افتادم. بیچاره راست می گفت. با این رقم ها نه یلدای شادی خواهیم داشت نه دورهمی شیرینی. تصورش را بکن یک بزرگتر خانواده اگر عروس و دامادی داشت و یکی دو دختر و پسر، تدارک یلدا را با این قیمت ها چگونه خواهد دید؟
ناظران اداره صمت و تعزیرات آیا از قیمت ها خبری دارند؟
آیا کسی از مسئولان یادش هست که یلدا در پیش است و همه مردم جزو اغنیا و ژن های برتر نیستند؟
و یک نکنه مهم دیگر در باره این روزهای شهر!
آن بالا بالاهای شهر هم اگر فرصتی شد سر بزنید. انگار یلدا جای خود را به “بابانوئل” و “درخت کریسمس” داده!
آیا آنها که به دنبال خرید نماد بابانوئل هستند، زحمت تحقیق در باره این شخصت غربی را به خود داده اند؟
هیچ می دانید چه شخصیتی را الگوی خودمان می کنیم؟
فرهنگ ها درحال تغییرند. آهسته آهسته وارد زندگی هایمان شدند و هیچ مسئول فرهنگی هم انگار که در این شهر زندگی نمی کند. ما به کجا چنین شتابان درحال رفتن هستیم آیا؟
دیدگاهتان را بنویسید