جمعه / ۱۵ آبان / ۱۴۰۵ Friday / 6 November / 2026
×

سرآغاز سلاله زهرا، خوش آمدی! تو فرزند علاقه دو عصمت بی‏ پایانی؛ مظلوم مضاعف تاریخ که در پس نامش، سکوت و خون‏ جگری نهفته است. کاش بشر، با دست‏ های صلح تو برای همیشه بیعت کنند.

  • اردیبهشت 31, 1398
  • سرویس فرهنگی تبریز بیدار 

    مجتبای هستی! حتی اگر شبیه ‏ترین به رسول اللّه‏ نباشی، حتی اگر پای پیاده خویش را بیست و پنج بار در بیابان‏ ها به طواف کعبه نبری، باز هم دست عطای بی منتهایی و امام حلم سر به فلکی که دشنام بیگانه را به لبخند، آغوش می‏ گشاید و بر سفره کرامت می‏ نشاند. 

    در نیمه راه برکت‏ خیز رمضان، رایحه شکوفه‏ های یاس است که کوچه ‏های مدینه را آکنده است. گهواره ‏ای معصوم، گوش به لالایی مادرانه زهرا سپرده است و خواب روزگاران در راه می‏ بیند. 
    تاریخ، پشت سر این گهواره ایستاده و چشم ‏انتظار قد کشیدن اوست، تا کریم اهل بیت(ع) و سفره اطعام همیشگی مدینه را با چشم‏ های خویش ببیند؛ تا دستان صلح عدالت را نظاره‏ کند که در ازدحام بیعت ‏های شکستنی، تنها به جا می ‏ماند و با شمشیر فرو خفته در نیام، با شمشیر خون نریخته، تزویر کفر را برملا می‏ کند. 

    آه، ای فرزند نهج البلاغه و فدک؛ ای نواده قرآن و شق‏ القمر؛ ای برادر کربلا و عطش! با این همه قرابت و خویشاوندی، با این همه سلسله‏ وار عزت که تو را از هر سو در برگرفته، تو از هر طرف به بهشت منسوبی، با تو، تمام مسیرها، به ابدیت بهشت می‏ رسند. 

    سرآغاز سلاله زهرا، خوش آمدی! تو فرزند علاقه دو عصمت بی‏ پایانی؛ مظلوم مضاعف تاریخ که در پس نامش، سکوت و خون‏ جگری نهفته است. کاش بشر، با دست‏ های صلح تو برای همیشه بیعت کنند. 

    خانه رحمت را از سوت و کوری در آوردی. نمی‏ دانم اگر تو نمی ‏آمدی، آیا زمین به ماه، روی خوش نشان می‏ داد؟ آیا چیزی می ‏داد که از رخوت در بیاییم؟ 

    کریم اهل بیت(ع)  میوه دل واپسینْ پیامبر! عالم، مدیون کرامت توست.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *